وقتی همه آنفالویم کردند

ایده برای نوشتن (۳):

 

شرح ایده:

«جرقه» نطفه‌‌ی «ایده» دانست. جرقه ناقص و کم‌جان است و تنها زمانی می‌توان ایده نامیدش که شروع و میانه‌ی و پایانی برای آن متصور شد.

حالیا جرقه‌ی پیشنهادی برای ایده‌پردازی:

بلاگری را تصور کنید با پیجی ۱۰۰ هزار نفری در اینستاگرام. بلاگرِ قصه‌ی ما یک روز صبح برمی‌خیزد می‌بیند همه آنفالوش کرده‌اند جز ده-دوازده‌ نفر. نخست گمان می‌کند مشکلی فنی پیش آمده، اما به‌‌تدریج درمی‌یابد که نه، واقعن همه‌ تک‌تک افراد آنفالویش کرده‌اند. حالا مثل کارآگاه میفتد پی اینکه چرا  همه‌ اینگونه طردش کرده‌اند و آن ده-دوزاده‌نفر چرا هنوز باقی‌اند. اما بنا به دلایلی  کشف علت این قضیه اصلن آسان نیست…

ادامه‌اش با شما. چه بهتر که به اولین چیزهایی که به ذهنتان خطور می‌کند تن ندهید، و در پی گزینه‌های بکرتر باشید. نظامی سرود:

هر چه در این پرده نشانت دهند

گرد نپسندی به از آنت دهند

 

دستاوردهای آزمایش این تمرین:

خلق ایده‌ برای داستان

تجربه‌ی فضاهای نااشنا و رخوت‌زدایی از ذهن

غور در مفاهیمی ماننند طرد شدن از اجتماع و چالش‌های آن

 

چند پیشنهاد برای گسترش متن:

تا می‌توانید چیزهای به‌ظاهر بی‌ربط را با هم ترکیب کنید تا شانس رسیدن به ایده‌های تازه افزایش بیاید.

شخصیتی بسازید که ظاهر و باطنش برایتان جالب باشد.

به ماجراهایی بیندیشید که پی گرفتن آن‌ها برایتان هیجان‌انگیز است.

به‌جای الهام‌کردن از فیلم‌ها و داستان‌ها، به خاطرات و تجربه‌های خودتان متکی باشید.

 

پرسش:

به نظر شما چرا همه او را آنفالو کرده‌اند؟

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

25 اردیبهشت 1402

25 اردیبهشت 1402

10 مرداد 1404

10 مرداد 1404

27 اردیبهشت 1405

27 اردیبهشت 1405

یک پاسخ

  1. به نظرم رقیبش فالوئرهاش رو تهدید کرده که اگر آنفالو نکنید می‌کشمتون و برای اینکه ثابت کنه بلوف نزده یه قاتل سریالی استخدام کرده که اون ده-دوازده نفر رو کشته، برای همینه که اون‌ها هنوز هستن. خبرش پیچیده و بقیه همه آنفالو کردن. اما خود رقیبش هم که یادش نبوده جزء فالوئرهاست اشتباهی کشته شده و حالا دیگه هیچ راهی برای فهمیدن دلیلش نیست چون هیچ‌کس جرأت نمی‌کنه دهن باز کنه. 🥴

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *