موسا اساسی می‌نویسد

موسا اساسی در پندنامه‌یی به موهایش نوشت:

 

راحت باشید رو سرم.

بخشی از خاطراتم را در خود حفظ کنید.

پس از جدایی مرا از خاطر نبرید.

کم‌تر بریزید. (اگر ممکن بود می‌گفتم اصلن نریزید.)

نخارید. چرب نشوید. ژل نطلبید. آرام بنشیند سر جایتان. شق و رق.

صاف و دست‌به‌سینه بنشینید تا اسمتان را توی فهرست خوب‌ها بنویسم.

گره بخورید با زلف هر که مهر خاندن و نوشتن به دل دارد.

گاهی چیزی به من بگویید.

ارکستری بشوید به رهبری چشمانم.

بهترین‌های گذشته‌ام را به خاطرم بیاورید.

شما که آسمان را بهتر از من می‌بینید، ستاره‌ها را یاد نبرید.

اگر از شانه‌ی من خوشتان نیامد خبر بدهید.

از بلندی و کوتاهی به یک اندازه لذت ببرید.

غصه‌ی اقوام مرده‌تان را نخورید.

روی چشمم نریزید که بدجور می‌رود روی مخم.

به آرایشگر خود مهر بورزید.

از هر شامپو نهایت بهره را ببرید.

خودتان به خودتان مدل بدهید. از من توقع چندانی نداشته باشید.

وادارم کنید زیر باران خیستان کنم.

مشکی بمانید اما از سفیدی نهراسید.

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

11 آذر 1400

11 آذر 1400

11 خرداد 1404

11 خرداد 1404

31 فروردین 1396

31 فروردین 1396

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *