ژرفابخش

نویسنده به واژه‌ها ژرفا می‌بخشد.

تو می‌نویسی تا بگویی، آی آدم‌ها، که گوشی به دست نشسته و شاد و خندانید، من این کلمه را جور دیگری می‌فهمم.

امیرحسین افراسیابی در پیشانی دفتر شعر «ایست‌گاه*» نوشته بود:

«ایست‌گاه نشانه‌ای است زمان-مکانی که بر ایستایی دلالت دارد.

ایست‌گاه، زمان-مکانی‌است میانِ دو سفر. زمان-مکانی بعد از پایان و دلهرهٔ آغاز. حاضر، ایستا و معلّق میانِ زمان‌ها و مکان‌هایِ غایبِ جاری.

آن‌که در ایست‌گاه توقّف می‌کند، از جایی در گذشته آمده است و به جایی در آینده می‌رود. 

ایست‌گاه، مرزی است حاضر، در میان‌ دو جهانِ غایب، دو جهانِ دور از دست‌رس.»

حالیا «ایست‌گاه» در نظرت عمق دیگری نیافت؟

بگو از وسوسه‌هات؛ کدام واژه را، با تعریفی ژرف، از آن خود خواهی کرد؟

  

*نشر ویژه‌نگار، ۱۳۸۱

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

30 آذر 1404

30 آذر 1404

21 اردیبهشت 1397

21 اردیبهشت 1397

25 اردیبهشت 1396

25 اردیبهشت 1396

6 خرداد 1404

6 خرداد 1404

2 پاسخ

  1. ایست‌گاه لحظه‌ای است برای مکث‌کردن وتصمیم‌گرفتن برای ادامه‌ی رفتن یا برگشتن.
    در ایست‌گاه می‌توان نفس عمیقی کشید و ادامه داد.
    در ایست‌گاه می‌شود نگاه کوتاهی به پشت سر انداخت و بازهم ادامه داد.
    اگر برای ادامه‌ی راه تردید داری دست کم تا ایست‌گاه برو. شاید مصمم به رفتن شدی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *