تنها نشسته‌ام و حواسم نیست که….

تنها نشسته‌ام

و حواسم نیست

که دنیا با من است*

….

غرق در افکاری پریشان بودم که ناگهان به خودم آمدم و متوجه شدم شعر بالا را زمزمه می‌کنم.

به گمانم این شعر کوتاه سهل ممتنع است.

ساده است و فریبا.

راه می‌دهد به بیشتر فکر کردن.

فکر کردن درباره تنهایی.

دلم می‌خواهد بارها و بارها آن را زمزمه کنم.

قبلاً درباره بیتی از سعدی نوشته بودم. از تکرار آن بیت هم خسته نمی‌شوم.

تنها نشسته‌ام

و حواسم نیست

که دنیا با من است

 

*صفحه آخر کتاب از سر بی حواسی/سعید عقیقی/نشر افکار

Rate this post

2 دیدگاه برای “تنها نشسته‌ام و حواسم نیست که….

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *