سایمون کریچلی و معنای رازآمیزِ نوشتن

➖یک چنگه مداد و ماژیک و سی-چهل صفحه کاغذ کاهی. آماده‌ام.۹:۳۲ است. ساعت ۱۰ واپسین جلسه‌ی ۵۶‌مین دوره‌ی حضوری آغاز می‌شود. دوست دارم روزپاره را از همین الان هوا کنم و لابه‌لای جلسات امروز،‌ به‌تدریج آن را بپرورم؛ مانند روزهای پیش. بگذار با کتاب‌هایی که دیشب کنار تختم بود شروع کنم. این حرف سایمون کریچلیِ فیلسوف را ببین:

«وقتی کتاب “خیلی کم… تقریباً هیچ” را می‌نوشتم، یادم می‌آید با دیگران درباره‌ی معنای رازآمیزِ نوشتن صحبت می‌کردم، وقتی متن خودش خودش را می‌نویسد و شما باید همراهی‌اش کنید. هنوز هم کم‌وبیش به این ایده باور دارم. کل زحمتی که باید بکشید این است که مدت زمان کافی جلوی کامپیوترتان بنشینید و بعد کار تمام است. اما مشکل این‌جا است که به قول پاسکال کار خیلی سختی است که در یک اتاق طاقت بیاورید و بخوانید و بنویسید.»*

البته ماندن در اتاق محدود به اتاق فیزیکی نیست. مثلن همین حالا (حتا اگر توی راهی یا وسط مهمانی) می‌توانی گوشی‌ات را بگذاری روی حالت پرواز و چند لحظه‌ بنویسی،‌ بهتر بگویم: بگذاری متن خودش را بنویسد؟

 

دیگر باید بروم توی کلاس. ولی بگذار از پرسه‌ی دیشبم در دیوان وحشت کاشانی هم چیزی روانه کنم برایت:

«هزار سال پس از مردنم،‌ محبت تو

گیاه مهر برویاند از مزار مرا»

 

➖یادآوری: شروع شعرماهی نزدیک است.

 

➖کلاس‌های امروز:

-جلسه‌ی هفتم کلاس حضوری ۵۶

-جلسه‌ی دوم کلاس حضوری ۵۷

-سمپوزیوم نویسندگی (دوره‌ی حضوری پیشرفته)

 

➖توی کلاسم. بچه‌ها دارند می‌نویسند؛ تمرین نوعی شاعرانه‌نویسی. این وسط تفألی می‌زنم و این بیت مانی شیرازی دستگیرم می‌شود:

«کسی عاشق بود کز آتش سوزان نپرهیزد

به راه عشق نتوان بودن از پروانه کمتر»

 

➖نمونه‌یی از تمرین کلمه‌‌برداری (برای گسترش دایره‌ی کلمات):

از کتابِ «این‌جا چه می‌کنی، شاعر؟»

چسلاو میلوش/تادئوش روژه‌ویچ/زبیگنیف هربرت

ترجمه‌ی آنا مارچینوفسکا و میلاد کامیابیان

-کنج‌وکنار باغ

-ایشان بی‌امیدان‌اند

-دزدان درازدست

-گنجشکان نوبال

-کودکان گلفام

-وقت ریسه کشیدنِ گوجه‌فرهنگی‌ها

-ورای حد تقریر

-عشق مکدرِ تیره‌روزترین سرزمین‌ها

-قلمم سبک‌تر است از پر مرغ مگس

-موزه‌ای از خاراسنگ

-مختصِ مرضِ ماهوار

-خش‌خشِ گام‌هایی بی‌شتاب

-زشتکاری‌های بخشودنی‌ام

-ایمن در حافظه‌ام

-زبانِ مادریِ باوفام

-چهره به شعله خاموشید

-تیرآجین از عشقی کور

-جاکَن می‌کنیمشان به‌درد

-ترسِ ما شب‌جامه نمی‌پوشد

-پیچیده به تلواسه

-خشکه‌خاکی می‌یابیم

-هزاهزِ حشرات

-بنفشه‌سا

-از بی‌خطایی و پردلیِ خود می‌لافند

-به وقت بردمیدنِ -سپیده‌ی کاغذدیواری‌ها

-آنان که در غبار نگونسارند

-دریاوار

-دلقک‌سا

-وقت که بوته‌ی نور در کوهستان اشارتت می‌کند

-خاکسترشهر

 

 

*چگونه از زندگی دست بشوییم و دلشوره آغاز کنیم، ترجمه‌‌ی مهرداد پارسا،‌ ۴۳

 

 

 

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

13 فروردین 1404

13 فروردین 1404

19 مرداد 1395

19 مرداد 1395

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *