چند یادداشت از آزاد عندلیبی
همیشه از یادداشتهای آزاد عندلیبی نکات ظریف و ارزشمندی میآموزم. از آقای عندلیبی خواستم تا برخی از یادداشتهایشان را اینجا بازنشر کنم: متنهای پر از
همیشه از یادداشتهای آزاد عندلیبی نکات ظریف و ارزشمندی میآموزم. از آقای عندلیبی خواستم تا برخی از یادداشتهایشان را اینجا بازنشر کنم: متنهای پر از
داشتم نقد شاملو بر «یادداشتهای آدم پرمدعا» را در کتاب «از مهتابی به کوچه» میخواندم که به این حرف رسیدم: «…اما آخر کدام آیه تصریح
جملهای از ویلیام فاکنر در ذهنم حضور پررنگی دارد: «ارادهی ادبی سرکوبشدنی نیست.» هزار بار از نوشتن دور میفتی اما خواندن داستانی، دیدن فیلمی، شنیدن
هفتهای یکبار، 6 ساعت پشت سر هم بنویسید. این پیشنهادیست که اول هفتۀ قبل در لایو صبحگاهی دادم، فایل آن را اینجا بشنوید: لینک دانلود
همکاری داشتیم که در هر جملهای که میگفت دو سه تا «بهحساب» هم میچپاند. «بهحساب الان دارم آماده میشم برم خونه. بهحساب دیگه دلم نمیخواد
برای آشنایی با تمرین نردبان نوشتن روی این لینک کلید کنید: نردبان نوشتن دستتان را عادت بدهید به نوشتن آزادانه و سیال. زنگِ ساعتان
برای تماشای ویدیو باید شیلترفکن خودتان را روشن کنید. لینک ویدیو از نکات مطرحشده در جلسۀ پنجم: به چیزهایی که در دفترچه یادداشتمان ثبت کردهایم
فرض کن به محض اینکه نوزاد از شکم مادر بیرون میآید محکم بزنی پس گردنش بگویی «کرّه خر چرا آرام نمیگیری چند صفحه کتاب بخوانی؟
برای تماشای ویدیو باید شیلترفکن خودتان را روشن کنید. لینک ویدیو از نکات مطرحشده در جلسۀ چهارم: جزئینگاری هم در داستاننویسی اهمیت دارد هم در
برای تماشای ویدیو باید شیلترفکن خودتان را روشن کنید. لینک ویدیو از نکات مطرحشده در جلسۀ سوم: در تمرین سنجیدۀ نوشتن بهتر است هر بار
یکی از هدفهای اصلی من در این وبلاگ این است که جنبههای مختلف موضوعات مرتبط با نوشتن را نشان بدهم. بهطورمثال اگر اغلب منابع آموزش
داستان نمایش دردسر است. قصه میخوانی که ببینی آدمها چطور با آشوب دستوپنجه نرم میکنند. اما اغلب نوشتن داستان را نتیجۀ آرامش میدانیم. گمان میکنیم
سختیهای کار موردعلاقهتان به شما انگیزه میدهد یا سرخوردهتان میکند؟ دیروز توی لایو گفتم که نوشتن دشوار است، و برخلاف تصور، هر چه پیشتر بروی
چاپ دوم کتاب «شاهراه تأثیرگذاری» منتشر شد. برای این کتاب هیچ تبلیغی نکردم؛ فقط توی صفحات شخصی خودم چند باری لینک فروش آن را گذاشتم.
شکسپیر گفت: «دنیا صحنۀ نمایش است و مردمان بازیگران آن.» و میتوان گفت: «صفحۀ سفید صحنۀ نمایش است و واژهها نقشآفرینان آن.» امروز در لایو
یکی از تمرینهای کلاس نویسندگان خلاق نوشتن جملات یک داستان به کوتاهترین شکل ممکن است. گاهی پس از پس از انجام این تمرین برخی دوستان
گاهی به رابطۀ استفاده نقل قول و تنبلی فکری میاندیشم. اگر خودت را به نقل قول از این و آن عادت بدهی بعد از مدتی
عنوان برخی از کتابها اسم شخصیت اصلی داستان است: مارتین ایدن مادام بوواری گتسبی بزرگ دکتر ژیواگو آقای ریپلی با استعداد و… اما گاهی نویسنده
اینکه آدم روی خودش مطالعه کند جالب است؛ اگر بتوانی این مطالعه صورتبندی و ارائه هم بکنی که دیگر نور علی نور است؛ بیش از دیگران هم برای خودت مفید است. چون چیزی که در چارچوب معینی قرار گرفته قابلیت بیشتری برای حک و اصلاح پیدا میکند…