دسته‌بندی: توسعه فردی

رنج بزرگ همۀ آدم‌ها

پای درددل آدم‌ها که بنشینی، صدی نود حرف‌ها را می‌توان با گذاشتن این هشتگ زیر حرف‌هاشان توی ذهنت بایگانی کنی…

ادامه »

یک گروه بسازید

بسیاری از اتفاقات خوب از زمانی آغاز می‌شود که چند نفر دور هم جمع می‌شوند تا یک کار مشترک انجام دهند، هدف مشترکی را دنبال کنند و دربارۀ آینده‌ای مشترک طرح بریزند…

ادامه »

پروژۀ اصلی شما چیست؟

زمانی که در دانشگاه هامبورگ زبان و ادبيات آلمانی و ايرانشناسي تحصيل می‌کردم استادی داشتم که متخصص اوستا بود و اوستا تدريس می‌کرد. يک روز صحبت از ادبيات شد و من از نيما يوشيج سخن به ميان آوردم. او نيما را نمی‌شناخت. من بسيار تعجب کردم که چگونه پروفسور ايران‌شناسی نيما را نمی‌شناسد؟ مطابق پيش‌داوری نوع ايرانی‌ام فوراً به او انگ بيسوادی زدم. بايد سال‌ها می‌گذشت تا…

ادامه »

نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر

حافظ دیشب به من گفت: نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر
ذهنم مه گرفته بود، گوش نصیحت نداشتم، در عوض توی اتاق راه رفتم و در خودم گفتم:
خوشبختیِ غول‌های کلاسیک دنیا -از حافظ و سعدی تا شکسپیر و دانته- این بوده که اندازۀ ما به این‌همه منبع و کتاب و از همه وسوسه‌کننده‌تر…

ادامه »

فقط نویسندگی

من ده سال از زندگی‌ام را صرف توسعۀ توانایی‌ام در نویسندگی کرده‌ام. موفق شدم برای خودم حرفۀ نویسندگی خوبی دست‌وپا کنم. اگر بر می‌گشتم و می‌خواستم دی‌جی شوم، می‌توانستید استدلال کنید که دارم خودم را گسترش استعدادها و مهارت‌هایم رشد می‌دهم؛ اما…

ادامه »

لعنت بر پدر و مادر کسی که این‌کتاب‌ها را نخواند

به‌غیراز کسب دانش، هیچ راهبردی برای رسیدن به موفقیت‌های قابل‌توجه وجود ندارد.
با بررسی موفقیت‌های بسیاری از افراد و جوامع توسعه‌یافته صحت این موضوع اثبات می‌شود.
کسب دانش، با فرهنگ مکتوب گره خورده؛ و بنابراین هرگز نمی‌توانیم به بهانۀ…

ادامه »

عشق سال‌های تحریم

سال 92 که مثل این روزها، بحث تحریم‌ها داغ بود- البته نه به حرارت امروز- رمانکی(داستان بلند) نوشته بودم با عنوان «عشق سال‌های تحریم». خیال

ادامه »

کار تازه‌ای در مدرسه نویسندگی

این صفحه را برای اطلاع‌رسانی منسجم و دقیق فعالیت‌هایم هوا کرده‌ام! حس می‌کنم گزارش کوتاهی از فعالیت‌هایم لایه‌های دیگری را به رابطۀ من و شما اضافه کند…

ادامه »

امکان ویژۀ انسان بودن

دوستی از من پرسیده بود، بیشتر به چه چیزهایی فکر می‌­کنم. می‌شد از زندگی روزمره گفت. اما راستش من به روزمرگی­‌ها هم با خیال‌پردازی دربارۀ دوران بدویت بشر می‌اندیشم…

ادامه »

کارگردانیِ یک روز

مترسک را گرفته‌ بودم روی شانه‌ام، دوربین و قمقمۀ آب و سناریو هم توی کوله‌پشتی‌ام بود. آفتاب مستقیم می‌خورد روی صورتم. خودم را مثل عکس معروف بونوئل می‌دیدم. اما به‌جای صلیب…

ادامه »

حالا که داریم فقیرتر می‌­شویم…

صاحبخانه از ساوه بلغور آورده بود، یک کیسه هم ارزانی ما کرد.
جز همین یک کیسه بلغور هیچ چیز دیگری توی خانه نداشتیم. یخچال و تمام کابینت‌های آشپزخانه خالی بود.
بلغور را آب پز کردیم…

ادامه »

چالش انتخاب کامل‌ترین هنر

سایه در یکی از مصاحبه‌های اخیرش می‌گوید، اگر به گذشته بر می‌گشت موسیقی را به جای شعر برمی­‌گزید؛ چون موسیقی زبان مشترکی بین تمام انسان‌هاست و نیازی به واسطه و ترجمه ندارد…

ادامه »

مهم‌ترین کاری که باید برای آن برنامه‌ریزی کنیم

چند بار شده که با کلی انگیره برای برنامه‌ریزی وقت گذاشته‌اید؛ اما نتوانسته‌اید به آن پایبند بمانید؟

در زندگی همۀ ما ده‌ها سال نو و هزاران شنبه هست که برای شروع کارهای مختلف برنامه‌ریزی کرده‌ایم و در عمل شکست خورده‌ایم…

ادامه »

اگر شعبانعلی نبود

شاید معلم خوب، به ما نشان می­‌دهد که چیزهای ارزشمندی هستند که نه‌تنها منسوخ نشده‌­اند، که انجام درست آن­ها، اصلی‌­ترین عامل رضایت و موفقیت است…

ادامه »

درس‌های 97 برای 98

امسال هم قصد دارم چالش 10 جمله را طی 10 روز متوالی تکرار کنم. اما این‌بار هر 101 جمله یک نخ تسبیح دارند؛ 101 جمله که هر کدام دربارۀ یکی از درس‌های زندگی من در سال 97 هستند. تجربه‌هایی که بسیاری از آن‌ها پس از هزینۀ بسیار و متحمل شدن مشقت‌های فراوان به دست آمده‌اند…

ادامه »

چرا به یک نظم رنج‌­آور نیاز داریم؟

گمان می­‌کنم برای سروشکل دادن به زندگی، به نظمی رنج‌­آور و خودخواسته نیاز داریم.

و این نظم را نه مدیر ما، نه مراد ما و نه هیچ کس دیگری نمی‌­تواند برایمان تعیین کند…

ادامه »