سؤالنویسی، شیوهای برای رشد کردن با نوشتن
سؤالاتت را تغییر بده تا زندگیات تغییر کند. -عنوان کتابی از دکتر ماریلی آدامز نوشتن میتواند سراسر پرسیدن باشد. بنا نیست همیشه برای هر سؤالی
سؤالاتت را تغییر بده تا زندگیات تغییر کند. -عنوان کتابی از دکتر ماریلی آدامز نوشتن میتواند سراسر پرسیدن باشد. بنا نیست همیشه برای هر سؤالی
هجوم خانوادۀ ما به پایتخت با کوچیدن به اسلامشهر شروع شد! البته نه به راحتی. پدرم خوش نداشت بند و بساطش را جمع کند، او
از گروهی از بهترین دوستانم خواستم تا در پاسخ به این سوال چند کلمهای برایم بنویسند:
چگونه از مسیر دنبال کردن اهداف اصلیمان دور نیفتیم؟
یا چگونه همیشه در مسیر دنبال کردن اهداف اصلیمان بمانیم؟
نوشتههای زیبایی که در ادامه میخوانید پاسخهای گوناگونی به سوال فوق است…
همیشه عذاب وجدان داشتم، گمان میبردم کاری که میکنم کار واقعی نیست. انگار که گوشهای لم داده بودم و شکنجۀ دیگران نگاه میکردم و خجالتزده از شکنجهنشدنِ خودم، به این فکر میکردم: اگر واقعاً کار میکنم، پس چرا به اندازۀ دیگران زجر نمیکشم؟
گشتن دنبال سن مناسب برای نویسندگی همانقدر پرت است که در جستجوی سن مناسب برای پیادهروی، غذا خوردن، یا عشق ورزیدن باشی.
حرف درخشان شاملو را بخوانید: میگویند حالا نوبت جوانهاست. این حرف آنقدر بیربط است که گفتن ندارد. مگر از سر فریبکاری…
چند سال پیش در مطلبی با عنوان «سیزده نکته درباره ماندن در اتاق» از سوزان سانتاگ نقل کرده بودم:
«اگر بخواهید پایتان را از حد یک اثرِ صرفا خوب و امیدوارکننده فراتر بگذارید و به خطرپذیری و رضایتی حقیقی برسید که در بسیاری از آثار وجود دارد، ناچارید…
سر شام عصبی بودم.
آنقدر عصبی که ترجیح دادم به جای غذای روی میز، نان و پنیر و گردو بخورم.
به دلایل ریزودرشت خشم تمام وجودم را گرفته بود. مدتها بود اینقدر خشمگین و عصبانی نشده بودم…
تو هم منتظری تا کسی هُلت بدهد و شروع کنی؟
چنین انتظاری آغاز فجایع زندگی ماست!
این یعنی موکولکردن کار امروز به فردا…
اگر حس میکنید توی بنبست گیر کردهاید، دیگران به شما توجهی ندارند، و به همراهی و همکاری نیاز دارید، همین الان شروع کنید به تایپ کردن…
تمرین یعنی توسعۀ تواناییها.
اگر برنامۀ جدی و منسجمی برای تمرین روزانه ندارید باید نگران باشید! برای مهارتآموزی روی چه معجزهای حساب کردهاید؟!
در ادامه 10 نکتۀ کوتاه میخوانید که خودم در تمرینِ نوشتن و تولید محتوا رعایت میکنم و از آنها نتایج مثبتی گرفتهام…
بین یک خروار کتاب قدیمی، کتاب فنون زندگی را بیرون کشیدم، تاریخ چاپ نداشت، به گمانم برای شصت هفتاد سال پیش باشد. کتاب مجموعهای از مقالاتی است که اوایل دهۀ 50 میلادی در مجلۀ وگ چاپ شدهاند. ایدۀ این کلیپ بر اساس یکی از مقالات کتاب با عنوان «فن تجدید قوای فکری» شکل گرفته است…
وقتی مینشینی بنویسی زور نزن چیز با سر و تهی بنویس. یه مقدار گند بزن. اشتباه کن، مزخرف بنویس. ولی بنویس.
اگر میخواهی ویدیو ضبط کنی، به کیفیت دوربین و نور و صدا و سیمایت فکر نکن. چیزی ضبط کن و همان لحظه در سپهر اینترنت هوا کن.
پادکست ضبط کردن وسوسهات کرده؟ عزیز دلم همین الان موبایل را بگیر جلوی دهانت و حرف بزن. ضبط کن و تمام…
یک گفتوگوی تازه با سجاد سعیدنیا
از این گفتوگوی کوتاه بسیار لذت بردم و امیدوارم برای شما هم جذاب باشد.
از قطعی اینترنت گفتیم و مشکلات پیش آمده و اتفاقات ناگزیر و ناگریز.
به یافتن نقطۀ روشن در دل بحرانها اشاره کردیم…
چون دانشگاه رفتن به مذاقم خوش نمیآمد، کاری پیدا کردم که ده برابر دانشگاه آموزندهتر بود. چون روزنامهنگاری روحم را سیراب نمیکرد، دنیای شگفتانگیز ادبیات
از جملۀ مهمی گفتهام که ذهنم را حسابی مشغول خودش کرده.
از خاطرات دوران نوجوانیام گفتهام و از کوشش دیوانهوارم در انجام کاری که چندان آیندهدار به نظر نمیرسید.
از انتخاب شغل گفتهام و سردرگمی میان عشق و علاقه و نیاز بازار…
تو این پادکست از یه چالش گروهیِ سازنده گفتم که یه روز عصر تو دفتر مدرسه نویسندگی شکل گرفت.
از شاعری گفتم که به خاطر اینکه زبان لاتین رو دیر یادگرفته، خودش رو تنبیه کرده و موهاشو از ته تراشیده.
از جملۀ مهم جیمز جویس گفتم که میگه: اشتباه، دروازۀ اکتشافه…
میگل د اونمونو میگوید: بیشتر سعی میکنم پدر آیندۀ خود باشم تا فرزند گذشتۀ خود. و من حالا میخواهم در یک تقسیمبندیِ دم دستی، به
شتابزدگی، تکرار و کهنگی میآورد. اگر به انجام کارها در دقیقۀ نود عادت کرده باشید حتما شما هم این بعد از انجام کار چنین جملهای
ایوان بونین در بخشی از خاطراتش که به واپسین روزهای زندگی چخوف پرداخته، میگوید: درشکه را نگه داشتیم وآرام زیر درختان سرو قدم زدیم و
اگر سالی یک عادت بد را ترک کنیم، کم کم به آدم کاملی تبدیل خواهیم شد. توماس د کمپیس اغلب ما هر روز به شکلی