جمله جوشان
از هزارها جمله که از بام تا شام میریزد تو کلهت، چندتاییش به جوشاجوش میفتند، قرصِ جوشانطور. یکیش را بردار بنویس، با همه حبابهای
از هزارها جمله که از بام تا شام میریزد تو کلهت، چندتاییش به جوشاجوش میفتند، قرصِ جوشانطور. یکیش را بردار بنویس، با همه حبابهای
چرا مینویسم؟ چون هنگام نوشتن* احساس خوشبختی میکنم. البته همیشه یک ربعِ اول با احساس بدبختی همراه است و خوشبختی پس از آن میآید.
همهی آدمها مانند من نمیاندیشند،َ پس برای درک ذهن آنها بیشتر بکوشم. وقتی که با پرسهگردی در گوشی هرز میرود میتواند صرف مطالعهی
محمدحامد الأحمری در کتاب «مسئولیت روشنفکر» مینویسد: «انسان نباید امر به نیکی را تا زمانی که خودش به آن عامل نشده، ترک کند و
امروز هم کلاس داشتیم؛ حضوری؛ دو ساعت پس از سالتحویل. از داستان «کلهی اسب» گفتم برای بچهها. از نثر سادهی جعفر مدرس صادقی که
کلمه را در جمله باید شناخت. ستون «#جملهبرداری» کوششیست برای نحوشناسی؛ شیوهی چیدمان کلمات در جملات. در اینجا برونهی جمله را بیش از درونهی
پرنده در آسمان میشکوفد. واژه در جمله میشکوفد. دست در دست میشکوفد. اندیشه در نوشتن میشکوفد. تن در گامیدن میشکوفد. زیبایی در آزادی میشکوفد.
توی کارگاهها وقتی کار به ارائهی تمرین میرسد، دو گروه غالبن ضعیفترین تمرینها را مینویسند: آنها که زودتر از دیگران تمرین ثبت میکنند و
#کلمات_هفته عنوان بخشی از ستون #تردیدار است که هر پنجشنبه هوا میشود؛ برگزیدهیی از واژههاییست که اینسووآنسو دیدهام و پسندیدهام، همراه با شاهد مثال.
اشاره: به سیاق ریچارد براتیگان که گفت هر دختری را شعری باید، میتوان گفت هر آدمی را پرسشنامهیی باید. ماجرای «پرسشنامهی پروست» را میدانید
اشاره: واژه در جمله میشکوفد. ستون «#جملهبرداری» کوششیست برای نحوشناسی؛ شیوهی چیدمان کلمات در جملات. در اینجا برونهی جمله را بیش از درونهی آن
دستهبندی سامان میبخشد. دستهبندی پوشیدهها و پریشیدهها را از نهان تاریکی به عیان روشنایی میآورد. دستهبندی کلید انتقال دانش است. دستهبندی نقصهایی هم دارد. گاه
اشاره: جمعهها از هدف هفتهام میگویم. شاید همهدف شدیم. نخستین گام تعریف فشردهی هدف است. سپس برای هر روز هدفکی برمیگزینیم. هدف هفته:
امشب در وبینار نویسندهساز از مثلث «دگرگرد» صحبت کردیم. مثلی برای تغییر و تحول در عرصههای مختلف زندگی. ۳ ضلع مثلث دگرگرد: نوشتن
به سیاق ریچارد براتیگان که گفت هر دختری را شعری باید، میتوان گفت هر آدمی را پرسشنامهیی باید. ماجرای «پرسشنامهی پروست» را میدانید لابد.
شاید مهمترین کار ما در نشستهای «تمرینجا*» گشتن پیِ کلمات اضافه است. بارها دیدهایم که گاه با حذف یک واژهی اضافه، جمله دوچندان
لابهلای زبانزدهای فرهنگ عامه میرسم به «پنج انگشت با هم برادرن اما برابر نیستن.» و باز میاندیشم به بسامد بالای تن در فارسی، و
بنا دارم شنبهها یکی از مطالب کلیدی وبگاهم را بازنویسی و فهرستی از بازنوشتهها را اینجا هوا کنم. نوشتار این هفته «فهرستی از