کسی که از مسخره شدن میترسد
گاهی برایم مینویسی از مسخره شدن میترسی؛ از مسخره شدن خودت و نوشتههایت. میگویی چند باری آنچه نوشتهای توی جمع خواندهای و دستت انداختهاند، و
گاهی برایم مینویسی از مسخره شدن میترسی؛ از مسخره شدن خودت و نوشتههایت. میگویی چند باری آنچه نوشتهای توی جمع خواندهای و دستت انداختهاند، و
نوشتن یادداشتهای روزانه کمکمان میکند تا مطمئن شویم خلاقیت، ارزشها، و آرمانهایی که از درونمان بر میخیزند موهبتهایی هستند که میتوانیم آنها را بپرورانیم و
در این گفتوگو میشنوید:
روانشناسی چیست؟
چرا نویسندهها باید با روانشناسی آشنا باشند؟
مدل چیست و مدلها روانشناسی چه تفاوتهایی با هم دارند؟
روانشناسی چگونه تنبلی یک نویسنده را درمان میکند؟
تفاوت روانشناسی و کوچینگ چیست؟
و معرفی 3 کتاب خوب برای شروع مطالعۀ جدی دربارۀ روانشناسی…
پیشحرف: من خودم را عادت دادهام تا هر چیزی خوبی که حس میکنم برای خودم مفید و موثر بوده، اینجا با شما به اشتراک بگذارم.
پیشحرف: کاش نشر نی ذهن زمستانی رامین جهانبگلو را دوباره تجدید چاپ میکرد. ذهن زمستانی را من دو سال پیش توی یک دست دوم فروشی
بشنوید: دانلود متن پادکست: سلام امیدوارم که حال همگی شما خوب باشد. تصمیم دارم در قالب یک سلسله پادکست بهصورت خیلی ساده از تولید محتوای
به این کلمات نگاه کنید: خاک هاله تن پناه زیتون درخشان توزین زلال دردبار دیگ سیر لنگر با دیدن هر کلمه چیزی در ذهن شما
مجله داشتن و مجله خواندن خوب است! کورش کبیر نشسته بودم پشت میزم، دو سه خط از یک مقاله را نوشتم. رفتم نشستم روی کاناپه.
همیشه بر این گمان بودهام که خواندن و نوشتن ما را خوش شانستر میکنند؛ چرا این دو ضمن فرصتسازی، چشم ما را برای دیدن برابر
به سومین جلسۀ کلاس نوشتاری کپیرایتینگ خوش آمدید. قسمت اول و دوم کلاس را میتوانید در لینکهای زیر بخوانید: قسمت اول کلاس کپی رایتینگ: چرا میخواهید
یک گفتوگوی تازه با سجاد سعیدنیا
از این گفتوگوی کوتاه بسیار لذت بردم و امیدوارم برای شما هم جذاب باشد.
از قطعی اینترنت گفتیم و مشکلات پیش آمده و اتفاقات ناگزیر و ناگریز.
به یافتن نقطۀ روشن در دل بحرانها اشاره کردیم…
ما نمینویسیم که یافتههای گذشته را ثبت کنیم، ما مینویسیم تا کشف کنیم، مینویسیم تا اندیشه را در قالب نوشتن به تبلور برسانیم. (نعمتالله فاضلی
دینو بوتزاتی نویسنده و هنرمندی همه فن حریف بود؛ جستار و رمان و داستان کوتاه مینوشت، نقاشی میکرد، شعر میگفت و روزنامهنگاری فعال بود. از
چون دانشگاه رفتن به مذاقم خوش نمیآمد، کاری پیدا کردم که ده برابر دانشگاه آموزندهتر بود. چون روزنامهنگاری روحم را سیراب نمیکرد، دنیای شگفتانگیز ادبیات
امروز توی کلاس ماه نویسندگی تمرین تازهای به دوستان حاضر در کلاس دادم که خودم هم میخواهم از این به بعد جدیتر به آن بپردازم.
یا کاملاً به خودتان اهمیت بدهید یا اصلاً اهمیت ندهید. استنلی کوبریک به جملۀ کوبریک فکر میکنم و تولید محتوا: یا اصلاً سراغ تولید محتوا
شوق زیبایی است که مرا به نوشتن وامیدارد. نوشتن فرصتی برای بهتر شدن است. در درون ما همیشه صدای مزاحمی هست که مانع نوشتن میشود؛
اینبار یک حکایت را برای شما نقل کردهام؛ حکایتی از کتاب اندر حکایت کردن یک داستان.
و از قصه و قصه گویی گفتهام.
از دیدن و نوشتن زندگی حرفزدهام و به این دو جمله اشاره کردهام…
غروب یکی از روزهای مهرماه که آستین بالا زده بودم و داشتم انبوه کتابها و کاغذهای اتاقم را توی قفسههای کتابخانه و کمد مرتب میکردم،
1 مدام به خودم میگویم: از گلایههایت بکاه و بر مسئولیتهایت بیفزا. 2 چهارشنبۀ این هفته دومین دورهمی محتواگران از ساعت 16 تا 20 برگزار