قوانین کاشت نهفتۀ رؤیا
گام اول: هنر خوب گوش دادن گام دوم: آیا باید گوشی هوشمند داشته باشیم؟ گام سوم: خوابها و رؤیاهایمان را جدی بگیریم بتهوون میگوید: بهترین
گام اول: هنر خوب گوش دادن گام دوم: آیا باید گوشی هوشمند داشته باشیم؟ گام سوم: خوابها و رؤیاهایمان را جدی بگیریم بتهوون میگوید: بهترین
وقتی احساس میکنی چیزی برای نوشتن نداری، یا از هر فکر و ایدهای تهی شدهای، باید به دنبال راهی بگردی تا احساساتت جان تازهای بگیرند.
گام اول: هنر خوب گوش دادن پیش نوشت: میخواستم یادداشتی با عنوان «خودکشی نکنیم» بنویسم و آن را با جملهٔ معرکهای از یونگ آغاز کنم:
طی ده روز آینده، ده گامی را که میخواهم طی سال جدید به شکل مصمم و جدی بردارم، معرفی میکنم.
بعضی از نکاتی که میگویم تازهاند و بعضی شکلی دیگری از چیزی که قبلاً گفتهام. اینها گامهایی ست که تلاش دارم در سال جدید وقت بیشتری را صرف آنها کنم؛ و اگر در پایان سال توفیق کوچکی هم در این زمینهها داشته باشم برایم دستاورد ارزشمندی خواهد بود.
فصل مشترک نکاتی طی این ده روز معرفی میشود تمایز است که به گمانم مهمترین اصل برای موفقیت و توسعهٔ فردی است…
باید زندگی کرد برای نوشتن، نه نوشتن برای زندگی کردن. ژول رنارد از شما چه پنهان خوشحالم از اینکه طی تمامی روزهای یک سال گذشته،
طی یک سال گذشته جمع زیادی از دوستانم به اعضای خبرنامه سایت پیوستند و این موضوع باعث افزایش کمالطلبی من شد و درنتیجه ارسال خبرنامه
شاید بدیهی و ساده به نظر برسد اما بعضی از کارهای ساده و پیشپاافتاده هستند که انجامشان نتایج بزرگی در پی دارد. مثلاً ترسِ نوشتن
پیش نوشت: در میان انبوه جملات کوتاهی که در روز میخوانم این جملۀ کریستوفر مارلو برایم جالب و تأمل بود. به گمانم یک جملۀ خوب
من یک تُنگ بزرگ شیشهای دارم که مملو از کلمههای رنگارنگ است. هر وقت کلمهای میبینم که از شکل و آهنگ و معنی آن خوشم
کم نبودهاند تک جملههایی که مرا به خواندن مجموعهٔ آثار یک نویسنده واداشتهاند. چند رو پیش متمم جملهٔ زیر را منتشر کرد که برای من
من همیشه دنبال چیزهایی هستم که با آنها بتوانم ایدهها و نوشتههایم را سروسامان بدهم. مدتی است جدولی درست کردهام که علاوه بر نظم دادن
انتخاب ده کتاب از میان کتابهایی که در سال جاری خواندهام کار دشوار اما لذتبخشی بود. کتابهایی که در ادامه از آنها نام برده میشود بدون شک تأثیر زیادی در تغییر مدل ذهنی من داشتهاند. این کتابها سال 95 را برای من به سالی شگفتانگیز تبدیل کردند. فردا هم فهرستی از بهترین کتابهای داستانی سال منتشر میکنم.
بعضی از دوستان عزیزم که از خوانندگان وبلاگ هستند، تصور میکنند نوشتن فقط یعنی داستاننویسی، و اگر قصد داستاننویس شدن نداریم نباید دست به قلم
در روزگار کمعمقها، عمیق شدن و ژرف اندیشیدن کمیاب و دستنیافتنی به نظر میرسد. اینترنت و خصوصاً گوشی موبایل روزبهروز ما را سطحیتر و کمحوصلهتر
در نوشتن پیشنویس اولیه نباید وسواس داشت، چون ممکن است منتقد درونمان کلاً از نوشتن و نویسندگی منصرفمان کند. پیشنویس اولیه یک متن ممکن است
فکر کنم علاقهی مجنون وار من به پیادهروی را میدانید، من حین پیادهروی حس میکنم بیش از هر زمان دیگری خودم هستم، شهامت بیشتری دارم و از شفافتر از همیشه فکر میکنم.
پیادهروی را گامی در جهت تفکر عمیق و همینطور شادی عمیق میدانم. پیادهروی عادتی است بر پایه حرکت که بیشترین برکت را دارد!
معمولاً در انتهای پیادهروی روزانهام، لبخند عجیبی روی لبم مینشیند و بیدلیل دلم میخواهد قهقهه بزنم. چنین عادتی شگفتانگیز نیست؟
چند روزی است که برنامهی جالبی را نصب کردهام که در ویرایش نوشتههایم کمکم میکند. جذابیت و کاربردی بودن این افزونه باعث شده میل و
پیش نوشت: دیروز یکی از دوستانم پرسید: به نظر تو یک دوست صمیمی و خوب باید چه ویژگیهایی داشته باشد؟
من موارد زیر به ذهنم رسید. صدالبته لیست زیر به این معنی نیست که من واجد تمامی خصوصیات زیر هستم، بلکه من در جهت رسیدن به این ویژگیها تلاش میکنم.
به گمان من داشتن دو سه تا از ویژگیهای زیر هم برای اینکه یک نفر به دوست همیشگی من تبدیل شود کافی است.
من هم خواندن مقالههای لیستی را دوست و هم نوشتن لیستها را. فهرست سازی یکی از بازیهای موردعلاقه من است. تصمیم گرفتم عناوین تعدادی از
میگویی: -اطرافیانم سر و صدا میکنند. برادر کوچکم کاغذهایم را پخش و پلا میکند، صدای سریالهای مادرم همه جای خانه را گرفته، پدر بازنشسته ام