نویسنده: شاهین کلانتری

تُنگی پر از کلمات

من یک تُنگ بزرگ شیشه‌ای دارم که مملو از کلمه‌های رنگارنگ است. هر وقت کلمه‌ای می‌بینم که از شکل و آهنگ و معنی آن خوشم

ادامه »

تلاش برای فکر نکردن

کم نبوده‌اند تک جمله‌هایی که مرا به خواندن مجموعهٔ آثار یک نویسنده واداشته‌اند. چند رو پیش متمم جملهٔ زیر را منتشر کرد که برای من

ادامه »

جدولی که به من کمک می‌کند

من همیشه دنبال چیزهایی هستم که با آن‌ها بتوانم ایده‌ها و نوشته‌هایم را سروسامان بدهم. مدتی است جدولی درست کرده‌ام که علاوه بر نظم دادن

ادامه »

فهرستی از بهترین کتاب‌های سال|2+10 کتاب غیرداستانی

انتخاب ده کتاب از میان کتاب‌هایی که در سال جاری خوانده‌ام کار دشوار اما لذت‌بخشی بود. کتاب‌هایی که در ادامه از آن‌ها نام برده می‌شود بدون شک تأثیر زیادی در تغییر مدل ذهنی من داشته‌اند. این کتاب‌ها سال 95 را برای من به سالی شگفت‌انگیز تبدیل کردند. فردا هم فهرستی از بهترین کتاب‌های داستانی سال منتشر می‌کنم.

ادامه »

چگونه عمیق‌تر شویم؟

در روزگار کم‌عمق‌ها، عمیق شدن و ژرف اندیشیدن کمیاب و دست‌نیافتنی به نظر می‌رسد. اینترنت و خصوصاً گوشی موبایل روزبه‌روز ما را سطحی‌تر و کم‌حوصله‌تر

ادامه »

پنج گام یک پیاده‌روی خلاقانه

فکر کنم علاقه‌ی مجنون وار من به پیاده‌روی را می‌دانید، من حین پیاده‌روی حس می‌کنم بیش از هر زمان دیگری خودم هستم، شهامت بیشتری دارم و از شفاف‌تر از همیشه فکر می‌کنم.
پیاده‌روی را گامی در جهت تفکر عمیق و همین‌طور شادی عمیق می‌دانم. پیاده‌روی عادتی است بر پایه حرکت که بیشترین برکت را دارد!
معمولاً در انتهای پیاده‌روی روزانه‌ام، لبخند عجیبی روی لبم می‌نشیند و بی‌دلیل دلم‌ می‌خواهد قهقهه بزنم. چنین عادتی شگفت‌انگیز نیست؟

ادامه »

ویراستیار را از دست ندهید

چند روزی است که برنامه‌ی جالبی را نصب کرده‌ام که در ویرایش نوشته‌هایم کمکم می‌کند. جذابیت و کاربردی بودن این افزونه باعث شده میل و

ادامه »

بیست ویژگی یک دوست ایده آل

پیش نوشت: دیروز یکی از دوستانم پرسید: به نظر تو یک دوست صمیمی و خوب باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟

من موارد زیر به ذهنم رسید. صدالبته لیست زیر به این معنی نیست که من واجد تمامی خصوصیات زیر هستم، بلکه من در جهت رسیدن به این ویژگی‌ها تلاش می‌کنم.

به گمان من داشتن دو سه تا از ویژگی‌های زیر هم برای اینکه یک نفر به دوست همیشگی من تبدیل شود کافی است.

ادامه »

با این سر و صدا چگونه بنویسم؟

می‌گویی: -اطرافیانم سر و صدا می‌کنند. برادر کوچکم کاغذهایم را پخش و پلا می‌کند، صدای سریال‌های مادرم همه جای خانه را گرفته، پدر بازنشسته ام

ادامه »

اسبی که می‌نوشت

«وقتی کنارم هستی به فکر کدوم حیوون می‌افتی؟ چشماتو ببند و فکر کن به حیوونا!» «می‌تونم بهت بگم اسبِ خوش‌قواره یا اسب کوچولو یا مادیان.

ادامه »

بعد از نوشتن چه کنیم؟ 5 پیشنهاد

جواد عزیزانِ عزیز سوال جالبی پرسیده که تاکنون درباره آن ننوشته بودم. او گفته تمام چیزهایی که می‌گویی برای قبل یا حین نوشتن است، بعد از نوشتن چه کنیم؟

ادامه »

سه جمله در باب حماقت

اعتراف به حماقت و نادانی را به توهمِ دانایی ترجیح می‌دهم. سه نقل قول آورد‌ه‌ام؛ که فکر می‌کنم با تامل بر روی آن‌ها می‌توانیم جور

ادامه »

نوشتن در اوج بی‌حوصلگی

من هر وقت بی حوصله و کسل باشم می‌روم سراغ نوشتن. من زمانی‌که خسته و مستاصل باشم می‌روم سراغ نوشتن. من در اوج درماندگی و

ادامه »

چگونه با جزئیات بنویسیم؟

پیش‌حرف: پرسه در کتابفرشی‌ همیشه غافلگیرم می‌کند، امروز در نشر ثالث پرسه می‌زدم که کتاب «گفت‌و‌گو با ده نویسندۀ آلمانی‌زبان» را یافتم. گرم مطالعۀ این

ادامه »