گام اول: هنر خوب گوش دادن گام دوم: آیا باید گوشی هوشمند داشته باشیم؟ گام سوم: قوانین کاشت نهفتۀ رؤیا گام چهارم: تکرار کاری ملالآور به
«-از چه بنویسم؟ منتظر یک ایدهٔ خوب هستم!» گفتن جملهٔ بالا مثل این است که راننده باشی و توی خانه بنشینی و منتظر مسافر گذری
پیش نوشت: تقریباً تمام کتابهای آموزشی داستاننویسی که در ایران منتشر شدهاند مؤلفان آمریکایی دارند؛ اما کتاب فن و هنر نویسندگی نویسندهای آلمانی دارد؛ و
پیش نوشت: در این پست به معرفی اجمالی ده پستی پرداختهام که سال گذشته بیشترین بازدید و بازخورد را در سایت داشتهاند. 1 کلیشه چیست؟
گام اول: هنر خوب گوش دادن گام دوم: آیا باید گوشی هوشمند داشته باشیم؟ گام سوم: خوابها و رؤیاهایمان را جدی بگیریم بتهوون میگوید: بهترین
وقتی احساس میکنی چیزی برای نوشتن نداری، یا از هر فکر و ایدهای تهی شدهای، باید به دنبال راهی بگردی تا احساساتت جان تازهای بگیرند.
گام اول: هنر خوب گوش دادن پیش نوشت: میخواستم یادداشتی با عنوان «خودکشی نکنیم» بنویسم و آن را با جملهٔ معرکهای از یونگ آغاز کنم:
طی ده روز آینده، ده گامی را که میخواهم طی سال جدید به شکل مصمم و جدی بردارم، معرفی میکنم.
بعضی از نکاتی که میگویم تازهاند و بعضی شکلی دیگری از چیزی که قبلاً گفتهام. اینها گامهایی ست که تلاش دارم در سال جدید وقت بیشتری را صرف آنها کنم؛ و اگر در پایان سال توفیق کوچکی هم در این زمینهها داشته باشم برایم دستاورد ارزشمندی خواهد بود.
فصل مشترک نکاتی طی این ده روز معرفی میشود تمایز است که به گمانم مهمترین اصل برای موفقیت و توسعهٔ فردی است…
باید زندگی کرد برای نوشتن، نه نوشتن برای زندگی کردن. ژول رنارد از شما چه پنهان خوشحالم از اینکه طی تمامی روزهای یک سال گذشته،
طی یک سال گذشته جمع زیادی از دوستانم به اعضای خبرنامه سایت پیوستند و این موضوع باعث افزایش کمالطلبی من شد و درنتیجه ارسال خبرنامه
شاید بدیهی و ساده به نظر برسد اما بعضی از کارهای ساده و پیشپاافتاده هستند که انجامشان نتایج بزرگی در پی دارد. مثلاً ترسِ نوشتن
پیش نوشت: در میان انبوه جملات کوتاهی که در روز میخوانم این جملۀ کریستوفر مارلو برایم جالب و تأمل بود. به گمانم یک جملۀ خوب
من یک تُنگ بزرگ شیشهای دارم که مملو از کلمههای رنگارنگ است. هر وقت کلمهای میبینم که از شکل و آهنگ و معنی آن خوشم
کم نبودهاند تک جملههایی که مرا به خواندن مجموعهٔ آثار یک نویسنده واداشتهاند. چند رو پیش متمم جملهٔ زیر را منتشر کرد که برای من
من همیشه دنبال چیزهایی هستم که با آنها بتوانم ایدهها و نوشتههایم را سروسامان بدهم. مدتی است جدولی درست کردهام که علاوه بر نظم دادن
انتخاب ده کتاب از میان کتابهایی که در سال جاری خواندهام کار دشوار اما لذتبخشی بود. کتابهایی که در ادامه از آنها نام برده میشود بدون شک تأثیر زیادی در تغییر مدل ذهنی من داشتهاند. این کتابها سال 95 را برای من به سالی شگفتانگیز تبدیل کردند. فردا هم فهرستی از بهترین کتابهای داستانی سال منتشر میکنم.
بعضی از دوستان عزیزم که از خوانندگان وبلاگ هستند، تصور میکنند نوشتن فقط یعنی داستاننویسی، و اگر قصد داستاننویس شدن نداریم نباید دست به قلم
در روزگار کمعمقها، عمیق شدن و ژرف اندیشیدن کمیاب و دستنیافتنی به نظر میرسد. اینترنت و خصوصاً گوشی موبایل روزبهروز ما را سطحیتر و کمحوصلهتر
در نوشتن پیشنویس اولیه نباید وسواس داشت، چون ممکن است منتقد درونمان کلاً از نوشتن و نویسندگی منصرفمان کند. پیشنویس اولیه یک متن ممکن است