۲۰ هزار واژه زیر دریا

 

نوشتن هم گاهی به دوختنِ کت برای دکمه می‌ماند؛ عنوان خوبی می‌یابی و می‌کوشی چیزی بنویسی که به تنش بیاید.

 

اما تازگی دریافته‌ام به دم برخی عناوین نباید چیزی بست.

عنوان به مثابه‌ی متن کامل.

مثل سَرنامِ همین یا‌دداشت که از بازی با اسم رمان معروف ژول ورن بیرون جوشید.

 

باید فهرستی بسازم از عنوان‌هایی که هرگز نمی‌خاهم چیزی برایشان بنویسم.

برای نمونه:

شاید که شوریده‌وار

فقط راه‌پله

دوستکامی در صبحِ سیمان و اسپری

 

پیش آمده نام دلربایی بیابید و دلتان نخاهد متنی به ریشش ببندید؟

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

29 آذر 1398

29 آذر 1398

4 پاسخ

  1. عنوان وسوسه برانگیز بود و در همان حال پر از حرف، کلیک کردم تا آنچه شما به دمش بستید را بخوانم که دمُ را در سر یافتم.

  2. شاید که شوریده وارقلم راازاد بگذارم تا دراین نیمه شب که دلم مثل سیرو سرکه میجوشدودرانتظار جواب پیامی ضروری نفس در سینه ام حبس شده یکبار دیگرشاهدجرقه ای در ذهن آشفته ام باشم که زنگ تلفن به صدا درمی‌آید ومرا ازاین آشفتگی نجات میدهد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *