📌تجربه‌سازی برای ایده‌یابی

شدنی باشد و قابل تکرار، با نتایجی متفاوت. این شرط اصلی است.
با همسفران وبینار «نویسنده‌ساز» فهرستی ساخته‌ایم از تمام کارهایی که می‌توانند به ایده‌های نو بینجامند:

۱. پروژه‌های تازه

پروژه می‌تواند هر نوع فعالیتی باشد، اما در اینجا مقصود ما بیشتر فعالیت‌های شغلی و تخصصی است. پروژه باید در زمان معینی انجام شود، با مراحلی روشن.

 

۲. یادگيری

از یادگیری فیزیک تا لوله‌کشی. مهم این است که ذهنمان را در معرض تجربه‌یی ناشناخته قرار بدهیم.

 

۳. تجربه‌ی شغلی جدید

حتا انجام کارهای داوطلبانه و بی‌دستمزد. شغل‌ها منبع پایان‌ناپذیر ایده‌های تازه‌اند.

 

۴. مشاهده‌ی هدفمند

برای مثال برای مدتی فقط چشم بدوزیم به درِ خانه‌های شهر. نتیجه: دست‌یافتن به چیزهایی که پیشتر به چشممان نمی‌آمدند.

 

۵. ملاقات با دوستان قدیمی

زنگ می‌زنی به همکلاس دوران دبیرستانت و می‌بینی نه او آن آدم قبل است و نه تو. چی بهتر از این برای درنگیدن؟

 

۶. دیدار از مکان‌های جدید

موزه و خرابه هر دو به یک اندازه ارزشمندند، اگر اهل دیدن باشی.

 

۷. صحبت با غريبه‌ها

کودک و سالمند، فرادست و فرودست، امن و ناامن، همه شایسته‌ی معاشرتند اگر همدلانه گوش بسپاریم.

 

۸. مهمانی

‌نه از آن پارتی‌های پرهیاهو، دورهمیِ ساده‌ی بازنشسته‌ها در پارک هم نوعی مهمانی‌ست.

 

۹. خريد

نه خرید مایحتاج روزمره، خریدی که به بازدید از جاهای جالب و چانه‌زدن با آدم‌های متفاوت منجر شود.

 

۱۰. بازی

جسمی و فکری فرقی ندارد، مهم آن است که چنان به چالش بکشدمان که تجربه‌یی بکر بزاید.

 

۱۱. آشپزی

پختن چیزی که هرگز نپخته‌یی، حتا اگر دست‌پختت سر از سطل آشغال دربیاورد.

 

۱۲. سفر

نه فقط جاهای دور، بلکه متروسواری و پرسه در همین هشتگرد هم نوعی سفر است، اگر مسافر خوبی باشی.

 

۱۳. پوشش و آرایش دیگرگونه

همین که لباسی می‌پوشی متفاوت از تمام پوشاک پیشینت، پنداری آدم دیگری جان می‌گیرد و حالا بیا و تماشا کن.

 

۱۴ پرهیز هدفمند

مثلن روزه‌ی سکوت. یعنی برای مدت محدودی از کاری معمول و ضروری دست بکشی.

 

۱۵. عادت‌سازی

تبدیل کاری دشوار به عادتی روزمره.

 

۱۶. عادت‌زدایی

درهم‌شکستن عادتی سنگواره.

 

۱۷. استفاده از دست مخالف

می‌گویند برای تقویت مغز خوب است. چه باک از کج‌وکوله‌نگاری و حلزونی مسواک‌زدن؟

 

۱۸. پرورش گل و گیاه

من یکی صلاحیت گفتن از این قضیه را ندارم. البته که دورادور مخلص جنگل‌منگل هم هستم.

 

۱۹. پیش‌بینی

داده‌ها را بسنجی و حدس بزنی درباره‌ی وضع سیاست و اقتصاد و ورزش و هنر در ماه‌ها و سالیان آینده. حاصلش دیدنی‌ست و شاید مایه‌ی شرمساری، اما می‌ارزد اگر تجربه‌یی نو بسازد.

 

۲۰. هیچ‌کارگی

طاقت میاوری دو ساعت تمام زل بزنی به یک تابلوی نقاشی و مطلقن هیچ کار دیگری نکنی؟

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

9 تیر 1402

9 تیر 1402

16 اردیبهشت 1404

16 اردیبهشت 1404

30 آبان 1403

30 آبان 1403

10 پاسخ

  1. امروز کرکره‌ی پاساژ خراب شده بود، مجبورم شدم برم کوچه‌ی پشتی و از در اونجا وارد پاساژ بشم. خوب کلی طلافروشی بود اونجا و یه مسجد قدیمی، تازه مغازه‌های پایین رو دیدم که تا حالا بهشون توجه نکرده بودم.

  2. البته این ایده رو از کتاب «زندگی از دریچه‌ی حواس پنج‌گانه» برداشتم. رنگی رو انتخاب کنیم و کلکسیونی از چیزهایی رو که اون رنگی هستند جمع کنیم.

  3. سلام استاد بزرگوار
    چه ایده های خوبی برای تجربه کردن، به خصوص اگر در کنار دوستان باشد. به ویژه دوستان خوب نویسنده.
    ایده یادگیری، دیدن مکان های جدید، آشپزی، سفر، پرهیز هدفمند، عادت سازی، عادت زدایی، استفاده از دست مخالف، از علایقم هستند. به ویژه به کارگیری دست مخالف. شرکت در کلاس های نویسندگی و وبینارهای شما، برای من، عادت سازی درست نوشتن و ساختن راهی برای یک شغل جانبی است . و همین طور پرهیز هدفمند و عادت زدایی از عادت های بی فکر روزمره.

  4. استادم میگفت تو مترو به مکالمه غریبه‌ها گوش کن و بدون اینکه نگاهشون کنی سعی کن حدس بزنی چه شکلین و شغلشون چیه و … .
    البته که شرم بر من باد ولی دو سه بار چیزایی که دیدم و شنیدم یه نقطه کور از قصه‌مو هل داد جلو

  5. ‌نه از آن پارتی‌های پرهیاهو، دورهمیِ ساده‌ی بازنشسته‌ها در پارک هم نوعی مهمانی‌ست.(اصن اون مهمونیه بقیه اداشن.)
    پرهیز هدفمند، مثلن روزه‌ی سکوت. یعنی برای مدت محدودی از کاری معمول و ضروری دست بکشی.( عاشق عدد چهارده شدم که عبارتش ادامه‌ی تیتره و جلوش نقطه نیست.)
    درهم‌شکستن عادتی سنگواره.( بر هر چه لرزی همان ارزی.)

  6. موزه وخرابه هردوارازش دیدن دارد به شرطیكه تو دنبال آن باشی.
    آنچه که در موزه هاست اکثرا جایی خراب شده تاان به‌دست فکرهای تازه ؤنوا
    ففاده ودران تحولی ایجاد کرده اند که جهانی را به شگفتی واداشتهوامروزه درآختیار من و شما قرار گرفته است

    1. خرابه‌ها خورده خورده جمع می‌شن و موزه‌ها رو می‌سازن.
      کامنت‌های شما به شکل عجیبی منو وادار به نوشتن می‌کنن خانم سجادی. ممنون از کامنت‌های خوبتون. خیلی ممنون.😍👌

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *