فرمول‌های شاعرانه‌ی ما

 

بیا به فرمول‌های شاعرانه‌ی زندگی‌مان بیندیشیم.

 

یک نمونه‌اش شعر‌ی‌ست از ایرج کریمی‌ که در فیلم «باغ‌های کندلوس» هم دکلمه می‌کنندش:

 

«در دامنه‌ها ذهنی روشن دارم

و چه ساده‌ست حسای دنیا

مثلاً: یک نارنج

به علاوه‌ی یک مشت خاک و نهر آب

-با درخت و سایه‌اش-

می‌شود حاصل:

آفتابِ عالم تاب!*»

 

تو بگو حاصل‌‌جمعِ «نوشتن» با «عشق» و «آینده» چیست؟

تو بگو چی منهای چی به «آرامش» می‌انجامد؟

 

زمانی کیومرث منشی‌زاده در شعر به‌نام «۷=۸» گفت:

«تا کی در تساوی ۷ و ۸

اهمال می‌کنی

درحالی‌که چرخش هیچ صفحه‌یی

تا حدود دو قائمه

مشکل نبوده**»

 

اصلن تو بگو دوست داری مساوی باشی با چی؟

من با نوشتن، تو ذهن تو.

 

*زخم آبروی ماست، ص۵۱

**قرمزتر از سفید، ص۱۸

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

25 مرداد 1400

25 مرداد 1400

1 آذر 1403

1 آذر 1403

17 مهر 1402

17 مهر 1402

12 خرداد 1402

12 خرداد 1402

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *