یک پوشه هم دارم در یادداشتگاهِ گوشیم به نام «لغتمایهها»؛ مجموعهییست از واژهها و پیشوندها و پسوندهایی که گاهِ واژهسازی پیشان میروم. بخشیش فعلن پیشکش، بقیهش بماند پیشتر:
رگ
گرایی
فهم
تاب
یابی
مانند
باور
سیما
گستر
آسا
آشوب
دار
با اینها چند واژهی ترکیبی بسازید صفا کنیم.