بیداری تلخ
همینکه شیفتهی شعرهای مسعود احمدی شدم و کنجکاوانه نامش را گوگلیدم دیدم همین یکسال پیش جهان را ترک گفته و چه تلخ، در اثر تصادف
همینکه شیفتهی شعرهای مسعود احمدی شدم و کنجکاوانه نامش را گوگلیدم دیدم همین یکسال پیش جهان را ترک گفته و چه تلخ، در اثر تصادف
چقدر طاقت از صفر شروعکردن دارید؟ اگر قرار باشد هر روز از صفر شروع کنید چی؟ توماس کارلایل زمانی گفت: «نوشتن هر داستان جدید، در
در رؤیا داریوش آشوری را دیدم که مچ دستم را گرفته بود و میگفت ‘بیا برویم بالاپشتبام واژه بسازیم’😅. شاید بیش از هر کس خواب
«پنج برابر آنچه میخوانی بنویس.» آن موقع اصلن اکبر رادی را نمیشناختم. نمیدانستم روزی یکی از نویسندگان محبوبم خواهد بود. مجلهی فیلمنگار را میخواندم به
نویسنده اگر نویسنده باشد خوب میداند که توی این کار هیچ رقابتی در کار نیست و نمیتواند باشد. هیچ نویسندهای از نویسندۀ دیگری بدتر یا بهتر نیست. هر نویسندهای دارد برای خودش یک کاری میکند که هیچ ربطی به کار نویسندههای دیگر ندارد…
گاهی جملهای از مصاحبهای جوری تکانت میدهد که بعدن هم آن جمله لابهلای بسیاری از افکارت حضور مییابد. زندهنام رضا دانشور (نویسندهی رمان درخشان خسرو
گاهی یافتن کلمه یا اصطلاحی برای آنچه درون خود داشتهایم سبب میشود با دقت و انسجام بیشتری به آن چیز بیندیشیم. یکی از اصطلاحاتی که
پیشحرف: معنای دقیق برخی واژهها را -با اینکه بهطور مکرر در جاهای مختلف و به بهانههای گوناگون به کار میبریم- چندان دقیق نمیدانیم. برای من
شیوهی کار من در «وبلاگنویسیِ آمورشی» این است که ابتدا موضوعی را طرح میکنم و سپس در ماهها و سالهای بعدی نمونههای متعددی را برای
دنبال متنی بودم که بتواند زیبا و موجز از چیزی بگوید که بهگمانم بیآن از درک خود و «درک حضور دیگری» عاجر خواهیم بود تا
امیل چوران یکی از سرشناسترین قصارنویسهای دنیای فلسفه است، تاکنون برخی از آثار او به فارسی ترجمه شده است از جمله کتاب «قطعات تفکر» که
الکس سوجونگ کیمپنگ در کتاب جدید و خواندنیِ «بیشتر استراحت کنید*» میگوید که برای خلاقتر بودن باید افزایش زمان استراحت روزانه را در اولویت بگذاریم.
یداله رویایی در «فنومنولوژی حجم» تعریفی از شیوهی برخورد خود با زبان ارائه میدهد که شاید خواندن آن بر خلاقیت زبانی ما بیفزاید، این یکی
همیشه از یادداشتهای آزاد عندلیبی نکات ظریف و ارزشمندی میآموزم. از آقای عندلیبی خواستم تا برخی از یادداشتهایشان را اینجا بازنشر کنم: متنهای پر از
پیشحرف: علی صدر یکی از نویسندگانیست که همیشه مشتاقانه انتظار یادداشتها و مقالات جدیدشان را میکشم. پیشتر مقالهای از آقای صدر را اینجا نقل کرده
از مرتضا کربلاییلو چند رمان خواندهام و او را یکی از نویسندگان شاخص این سالها میدانم. پرکاری و تمرکز کربلاییلو در داستاننویسی شایستهی تخسین است.
داشتم نقد شاملو بر «یادداشتهای آدم پرمدعا» را در کتاب «از مهتابی به کوچه» میخواندم که به این حرف رسیدم: «…اما آخر کدام آیه تصریح
یکی از هدفهای اصلی من در این وبلاگ این است که جنبههای مختلف موضوعات مرتبط با نوشتن را نشان بدهم. بهطورمثال اگر اغلب منابع آموزش