مزایای نوشتن خاطرات روزانه
مرور یادداشتهای روزانه این امکان را فراهم میکند تا به پیشرفتها و پسرفتهای خودمان بهتر و دقیقتر پی ببریم و …
مرور یادداشتهای روزانه این امکان را فراهم میکند تا به پیشرفتها و پسرفتهای خودمان بهتر و دقیقتر پی ببریم و …
یک شیفتۀ سمج نویسندگی، ممکن است سالها و سالها هر بار از شروع کار طفره برود و شکست بخورد تا بفهمد تمام سختیِ نوشتن…
بیا گذشتهها را اگر دوست داریم در آینده تکرار کنیم؛ در آینده زنده کنیم. قراول آثار گذشته بودن دلخوشی بی ربطیست. بگذار گذشته، به این وضع و صورت، اصلاً وجود نداشته باشد…
شما هم میتوانید «لیست 100» خودتان را بنویسید. از نتیجۀ کار شگفتزده میشوید.
نوشتن هر یک از این لیستها میتواند تأثیر مثبتی روی روحیۀ شما بگذارد و به راهها خوبی دست پیدا کنید…
همزمان با خواندن این کتاب حجم نوشتههای روزانۀ من پنج برابر شد…
اینها نکاتی هستند طی این مدت یاد گرفتهام و دلم میخواهد با شما در میان بگذارم…
در نوشتن یادداشتهای کوتاه بهتر است قید داشتن همزمان خر و خرما را بزنیم…
روشی را که در این پست میگویم بعضی از فیلمنامهنویسهای حرفهای به کار میگیرند و رابرت مک کی هم در کتاب معروفش «داستان» به آن پرداخته است…
چند روزی است در کانال مهارتهای نویسندگی برنامه آغاز شده که نام آن «#فقط3خط» است…
همین اول ماجرا بگویم که من ترانهسرا نیستم و دوستان ترانهسرا لطفاً این پست را به ریش و گیس نگیرند…
گام اول برای غلبه بر کمالطلبی و رسیدن به محصولات خلاقانه، تولید زباله است…
اصلاً مگر جورج ایستمن اسم کداک را از بین واژههای بی معنی که نوشته بود، بیرون نکشید…
کل جادوی نوشابه انرژی این است که خواب را از سر آدم میپرانند، برای من که بیداری را نسبت به خواب دوستتر میدارم، کافئین وسوسه کننده است. البته نه در حدی که با نوشیدن 50 فنجان قهوه در روز خودم را به سرنوشت بالزاک دچار کنم…
معمولاً قلمم خشک نمیشود، ولی گاهی حس میکنم آنچه مینویسم سر ذوقم نمیآورد…
وسعه دامنۀ واژگان، مهارتی نیست که مختص سخنرانان و نویسندگان باشد. دامنۀ واژگان غنی، فکر کردن و حرف زدن و نوشتن ما را تقویت میکند…
نویسندگی مثبت نگر علاوه بر اینکه نگرش ما را به نوشتن تغییر میدهد، گامهایی عملی برای افزایش مهارت نویسندگی ارائه میکند…
این پست گزارشی کوتاه یک تجربۀ شخصی است که برای من مفید و آموزنده بوده و تأثیر آن را در عمل دیدهام؛ دلم خواست آن را با شما دوستان عزیزم که دغدغۀ تقویت مهارت نگارشیتان را دارید در میان بگذارم…
چيزی كه همسر يك نويسنده هرگز درك نمیكند اين است كه وقتی همسرش از پنجره به بيرون خيره شده است…