قرص جادویی شما
وقتی نوشتن سهم جدیتری در زندگی تو پیدا میکند، خیلی از کارهای ساده و روزمره برایت معنای خلاقانهای مییابند: حمام کردن، پیادهروی، رانندگی و…
وقتی نوشتن سهم جدیتری در زندگی تو پیدا میکند، خیلی از کارهای ساده و روزمره برایت معنای خلاقانهای مییابند: حمام کردن، پیادهروی، رانندگی و…
ما از خوشیهای کوچک لذت نمیبریم، چون حس میکنیم رضایت دادن به آنها یعنی دست کشیدن از خوشیهای بزرگ…
هر وقت متوجه شدی هیچ روش معینی برای خوب زندگی کردن وجود ندارد، روش شخصی خودت برای خوب زندگی کردن را بهراحتی پیدا میکنی…
نویسندۀ پساندیش نسبت به نویسندۀ پیشاندیش، با لذت بیشتری مینویسد. اگر قرار است دربارۀ کلمۀ به کلمۀ یک نوشته از قبل فکر کنیم، چه لذتی برای مرحلۀ نوشتن میماند؟
ممکن است در نوشتۀ تو هیچ اشارۀ مستقیمی به لذت نوشتن نباشد، اما مهارت تو در معماری کلمهها و جملهها چنان هنرمندانه باشد که ذوق در دل مخاطب موج بزند و وسوسۀ نوشتن هرگز از ضمیرش خارج نشود…
تا حالا توی مهمانی لباستان لکه برداشته؟
معمولاً چنین لکهای جز خود ما به چشم هیچکس دیگری نمیآید، ولی همان لکۀ کوچک تا پایان مهمانی تمرکز ما را به هم میریزد…
گور ویدال نقلقول طنزی دارد که بهانۀ من برای نوشتن این پست کوتاه شد…
میخواهم از کاری بگویم که توی تاکسی و مترو و سالن انتظار فرودگاه و هر جایی که هستم، بهراحتی با موبایلم انجام میدهم؛ شاید باور نکنید که از طریق همین کار ساده دستاوردهایی باورنکردنی داشتهام…
اگر از عقیم شدن مغزت هراسانی باید یک سری جملهها را به کار نبری و در عوض جملات دیگری را جایگزین آنها کنی…
گوینده این نقلقول مشخص نیست؛ اما از آن جملههای درخشانیست که میتواند تغییری عمده در مدل ذهنی ما ایجاد کند…
مغزم کشش خواندن کتابهای روی میزم را نداشت، پس رفتم سراغ یکی از کتابهایی که تازه خریدهام، روی کاناپه دراز کشیدم و شروع کردم به ورقزدن؛ یک ربع بعد دنیای من کاملاً عوض شده بود…
تصور کنید یک فوتبالیست حرفهای را مجبور کنی با مشتی آماتور توی کوچه «گل کوچیک» بازی کند، بیهودگی این بازی به کنار، آیا گل زدن و پیروزی در این بازی ملالآور یا حتی چندشآور نیست؟
جیم ران زمانی گفته بود: آموزش رسمی، شما را به درآمد میرساند؛ اما خودآموزی، شما را به ثروت میرساند.
با در نظر گرفتن اینکه جیم ران این جمله را سالها پیش…
اگر فقط و فقط یک ایدۀ خوب بتواند موفقیت ما را چند برابر کند چیزی نیست جز آشنایی با آدمهای جدید…
برای اینکه سخنگوی خوبی بشوی تنها یک قانون طلایی وجود دارد..
با در نظر گرفتن خودم بهعنوان یک موش آزمایشگاهی به این نتیجه رسیدهام که نکات زیر میتوانند نقش تعیینکنندهای در رشد و توسعۀ فردی ما داشته باشند…
از ایدۀ تعطیلی و روزهای تعطیل بیزارم؛ هرروز من باید به زیبایی و شادابی یک روز تعطیل باشد…
میخواهم یکی از انواع پیشبرندۀ نارضایتی را معرفی کنم، که همین یک عادت میتواند از هرکسی یک متفکر و اندیشهورز بسازد…
میخواهم خیالت را راحت کنم، مطلقاً هیچ معنایی وجود ندارد؛ نه، ته دلت خالی نشود، بگذار از معنای این حرف بگویم…