گشتن توی کتابفروشی دوستم امید از لذتبخشترین کارهایی است که به سینما و پارک و کنسرت ترجیح میدهم. توی کتابفروشی امید هیچ خبری از کتابهای نو و تازهچاپ نیست. دنیایی است از کتابهای کهنه و دستدوم…
از ۱۴ سالگی کار کرد. کارهای گوناگون، ولی نه دولتی. چند سالی برای مطبوعات قلم زد. نان تلخ قلم زود دلش را زد. چند سالیست، و امروز هم، کارمند است. زن و یک پسر دارد…
شما هم میتوانید «لیست 100» خودتان را بنویسید. از نتیجۀ کار شگفتزده میشوید.
نوشتن هر یک از این لیستها میتواند تأثیر مثبتی روی روحیۀ شما بگذارد و به راهها خوبی دست پیدا کنید…
همین اول ماجرا بگویم که من ترانهسرا نیستم و دوستان ترانهسرا لطفاً این پست را به ریش و گیس نگیرند…
شاهرخ ایزدان در تلاش است تا یک کسبوکار ارزشآفرین آنلاین راهاندازی کند…
هر از گاهی که لباس متفاوتی میپوشم ایدههای تازهای را برای نوشتن پیدا میکنم…
گام اول: هنر خوب گوش دادن گام دوم: آیا باید گوشی هوشمند داشته باشیم؟ گام سوم: قوانین کاشت نهفتۀ رؤیا گام چهارم:آیا تکرار بیحوصلهتان میکند؟ گام
گام اول: هنر خوب گوش دادن گام دوم: آیا باید گوشی هوشمند داشته باشیم؟ گام سوم: قوانین کاشت نهفتۀ رؤیا گام چهارم:آیا تکرار بیحوصلهتان میکند؟ گام
گراهام گرین میگوید: حافظه به آدم خیانت میکند. چند روز پیش موضوع مهمی پیش آمد که باید دربارۀ آن تصمیم میگرفتم و مجبور بود به
گام اول: هنر خوب گوش دادن پیش نوشت: میخواستم یادداشتی با عنوان «خودکشی نکنیم» بنویسم و آن را با جملهٔ معرکهای از یونگ آغاز کنم:
طی ده روز آینده، ده گامی را که میخواهم طی سال جدید به شکل مصمم و جدی بردارم، معرفی میکنم.
بعضی از نکاتی که میگویم تازهاند و بعضی شکلی دیگری از چیزی که قبلاً گفتهام. اینها گامهایی ست که تلاش دارم در سال جدید وقت بیشتری را صرف آنها کنم؛ و اگر در پایان سال توفیق کوچکی هم در این زمینهها داشته باشم برایم دستاورد ارزشمندی خواهد بود.
فصل مشترک نکاتی طی این ده روز معرفی میشود تمایز است که به گمانم مهمترین اصل برای موفقیت و توسعهٔ فردی است…
من یک تُنگ بزرگ شیشهای دارم که مملو از کلمههای رنگارنگ است. هر وقت کلمهای میبینم که از شکل و آهنگ و معنی آن خوشم
کم نبودهاند تک جملههایی که مرا به خواندن مجموعهٔ آثار یک نویسنده واداشتهاند. چند رو پیش متمم جملهٔ زیر را منتشر کرد که برای من
من همیشه دنبال چیزهایی هستم که با آنها بتوانم ایدهها و نوشتههایم را سروسامان بدهم. مدتی است جدولی درست کردهام که علاوه بر نظم دادن
در روزگار کمعمقها، عمیق شدن و ژرف اندیشیدن کمیاب و دستنیافتنی به نظر میرسد. اینترنت و خصوصاً گوشی موبایل روزبهروز ما را سطحیتر و کمحوصلهتر
فکر کنم علاقهی مجنون وار من به پیادهروی را میدانید، من حین پیادهروی حس میکنم بیش از هر زمان دیگری خودم هستم، شهامت بیشتری دارم و از شفافتر از همیشه فکر میکنم.
پیادهروی را گامی در جهت تفکر عمیق و همینطور شادی عمیق میدانم. پیادهروی عادتی است بر پایه حرکت که بیشترین برکت را دارد!
معمولاً در انتهای پیادهروی روزانهام، لبخند عجیبی روی لبم مینشیند و بیدلیل دلم میخواهد قهقهه بزنم. چنین عادتی شگفتانگیز نیست؟
پیش نوشت: دیروز یکی از دوستانم پرسید: به نظر تو یک دوست صمیمی و خوب باید چه ویژگیهایی داشته باشد؟
من موارد زیر به ذهنم رسید. صدالبته لیست زیر به این معنی نیست که من واجد تمامی خصوصیات زیر هستم، بلکه من در جهت رسیدن به این ویژگیها تلاش میکنم.
به گمان من داشتن دو سه تا از ویژگیهای زیر هم برای اینکه یک نفر به دوست همیشگی من تبدیل شود کافی است.
من هم خواندن مقالههای لیستی را دوست و هم نوشتن لیستها را. فهرست سازی یکی از بازیهای موردعلاقه من است. تصمیم گرفتم عناوین تعدادی از