اگر از نوشتن لذت میبری
اگر از نواختن ساز لذت میبری
اگر از ورزشکردن میبری
اگر از کارآفرینی لذت میبری
اگر از مطالعه لذت میبری
در هر صورت باید یک نکته را بدان…
حالا بچههای دوره هرروز در یک موضوع مشخص توییت میکنند، در یک کانال اختصاص هرروز پادکست منتشر میکنند و هرروز بهمحض بیدار شدن صفحات صبحگاهی را مینویسند…
ما با داشتن روزهای سیاه میتوانیم بسیاری از اهداف و کارهای که سالهاست به تعویق میاندازیم عملی کنیم…
نویسندۀ پیگیر و سرسخت در ابتدای مسیر نوشتن باید نقش فرشتۀ ثبت اعمال را ایفا کند.
تمرین نوشتن نه با تخیل دربارۀ چیزهای عجیبوغریب، که با نگارش حدیث نفس و چیزهای ظاهراً ملالآور زندگی روزمره پا میگیرد…
نقل است که انیشتین معمولاً طی شبانهروز دوازده ساعت میخوابید و در توجیه خواب مفصلش میگفت: اذهان بزرگ به خوابهای بزرگ نیاز دارند…
خوب حرف زدن نیازی به کلاس فن بیان ندارد؛ گیرم کلاس فن بیان هم رفتی وقتی کلمهای نداری چه فایده. انگار بروی گرانترین قاشق و چنگال ممکن را بخری اما هیچ اقدامی برای تهیه غذا نکنی و توقع سیر شدن هم داشته باشی…
استعارهها خون تازهای به مفاهیم میدهند و چهبسا استعارۀ خوبی که میسازیم در همهگیر کردن حرفی که سالهای سال مورد غفلت بوده چنان مؤثر عمل کند که آن را به مفهومی جاودانه تبدیل کند…
شگفتی زندگی جز این نیست که طی یک روز، از صبح تا شب کنار هفتصد نفر از دوستان عزیزت باشی…
پنجشنبه این هفته برای من کم از شگفتی و معجزه نیست. این که بتوانی صدها نفر از دوستان همفکرت را ببینی و روز را با آنها شب کنی…
قبلاً خیلی به این فکر میکردم که در آینده نماینده مجلس شوم یا حداقل برای شورای شهر برنامهریزی کنم. قدرت سیاسی همیشه برایم جذاب بود، مخصوصاً قدرت انتخابی، نه انتصابی…
چند سال پیش توی یکی از قصههای هاروکی موراکامی خواندم که ما آدمها فقط 3 بار عاشق میشویم…
من صبحها زود بیدار میشدم؛ اما مشکل این بود که بعد از پنجاه صفحه مطالعه چشمم گرم میشد و هیچ مقاومتی در برابر وسوسۀ برگشتن به رختخواب نداشتم…
ما آدمها عاشق رُند کردنیم. از انتظار برای شنبه و سر برج گرفته تا سر سال و قرن بعد. این موضوع در مدل ذهنی ما ریشه دوانده و به طرز مهلکی باعث اتلاف وقت میشود…
تصور کنید آدم ولخرجی را که تا حوصلهاش سر میرود روانۀ انقلاب میشود و با هر چه ته جیبش هست کتاب میخرد. چنین فردی چه شاد باشد و چه غمگین راهش را کج میکند سمت کتابفروشی…
ذهن ما دائماً در پی این است که به بهانهای از نوشتن طفره برود؛ آنلاین بودن سیستمی که با آن در حال تایپ هستیم، وسوسهای بزرگ است که جریان خلاقیت ما را مختل میکند…
سعی کنید جذابیتتان را بهعنوان کسی که سپری کردن وقت با او خیلی لذتبخش است به خلاقیت نشان دهید…