دسته‌بندی: آموزش نویسندگی

مهلک‌ترین گفت‌وگوی درون

  باید می‌گفتی. نباید می‌گفتی. بی‌دست‌وپایی. صبوری. بزدلی. خونسردی. دم را در نمی‌یابی. حواست به آینده است.   بیا به رنجبار‌ترین گفت‌وگوی درونمان بیندیشیم، همان

ادامه »

با چی به چی علاقه‌مند شدی؟

  به سرچشمه‌ی علایقمان بازگردیم. ایده آنجاست. مثلن من با این دیالوگ فیلم «ناخدا خورشید» به‌ دیالوگ‌نویسی علاقه‌مند شدم:   «ناخدا: دلت نمی‌خواست یکی‌شون پسر

ادامه »

۲۰ هزار واژه زیر دریا

  نوشتن هم گاهی به دوختنِ کت برای دکمه می‌ماند؛ عنوان خوبی می‌یابی و می‌کوشی چیزی بنویسی که به تنش بیاید.   اما تازگی دریافته‌ام

ادامه »

خودم را می‌نویسانم

  گفت: «یا باید مست شوی تا بنویسی یا آنقدر بنویسی تا مست شوی.» دومی را برگزیدم، و آرزومندم سحرگاه هر روز از خودم بپرسم:

ادامه »

سنجه‌یی برای سنجش ایده‌ی رمان

  رمان‌نویسی مغزفرساست. می‌فرساید و می‌سازد. اما چگونه می‌توان با دل‌آسودگی ایده‌یی را برگزید و برایش مغز فرسود؟   تغییرْ عنصر بنیادین بیشترینه‌ی داستان‌هاست، ولی

ادامه »

داستان‌های نیمه‌کاره

  محمد بهارلو گفت: «نویسنده داستان را تمام نمی‌کند، رها می‌کند.»   چندان نگران قصه‌های ناتمامت نباش، که قصه‌ی منتشرشده‌ هم آلوده به زهر ناتمامی‌ست.

ادامه »

ایده‌ماهی

  از صید و شکار و کشتارِ هر موجود زنده‌یی -حتا سوسک- بیزارم. از استعاره‌ی صید و شکار اما خوشم میاید. و کاش صید و

ادامه »

چیست این نثر نارایج؟

  بنویسیم، متفاوت اما.   نثر نارایج نثر معیار نیست، اما نارایج‌نویس اهمیت نثر معیار را می‌داند و در نگارش آن تواناست. نثر نارایج کارِ

ادامه »

کارمایه‌داری

  گفت: «من قهوه نمی‌نوشم که بنویسم، می‌نویسم که قهوه ننوشم. سیگار نمی‌کشم که بنویسم، می‌نویسم که سیگار نکشم. نوشتن انرژی نمی‌خاهد، خود انرژی‌زاست.»  

ادامه »

از مصاحبه تا مقاله

  در جستارگاه امروز حرف از استعاره‌های مفهومی بود و من هم برای بیان بهتر مهم‌ترین نکته‌ی کارگاه به استعاره متوسل شدم:   خیال کن

ادامه »

قصه‌ی قصه‌نویس

  قصه‌ی نویسنده‌یی را بنویس که قصه‌ی نویسنده‌یی را می‌نویسد که قصه‌ی نویسنده‌یی را می‌نویسد…* شاهین کلانتری   *واپسین جمله‌ی کتاب «نویسنده‌ساز» (در دست چاپ)

ادامه »

خودت می‌نویسی؟

  وقتی می‌نویسی خودتی یا یکی دیگه؟ این مهم‌ترین سؤالیه که باید بهش جواب بدی. خوب که فکر کنی می‌بینی بیشتر وقتا خودت نیستی؛ هزار

ادامه »

در خدمت و خیانت مترادف

  در نثرِ حسابی چندان خبر از هم‌کناریِ انبوه مترادف‌ها‌ نیست. مترادف‌‌بازی از دقت بحث می‌کاهد و به لفاظی می‌انجامد.   اما ولخرجی از کیسه‌ی

ادامه »

پاسخت چیست؟

  از آن بنویس که بیشتر بهش نگریسته‌یی. امیدوارم نگویی درونِ خود. حاجت هیچ استعاره نیست. از همین دنیای ملموسِ پیشِ چشمت بگو.

ادامه »

به فال نیک نوشتن

  نوشتن را به هر چیزی تشبیه کرده بودیم جز فال گرفتن، حالیا این هم روش. البته نه هر نوشتنی. حرف ‌درباره‌ی آزادنویسی‌ست و بداهه‌نگاری.

ادامه »