به توپ بستن عادتها
گاه انگیزه از حذف عادت میگیریم نه خلق عادت. از لذت پرهیز سخن میگویم. برای هفتهی پیشِ دو تا از عادتهای سمجم را گذاشتهام
گاه انگیزه از حذف عادت میگیریم نه خلق عادت. از لذت پرهیز سخن میگویم. برای هفتهی پیشِ دو تا از عادتهای سمجم را گذاشتهام
#کلمات_هفته عنوان بخشی از ستون #تردیدار است که هر پنجشنبه هوا میشود؛ برگزیدهیی از واژههاییست که اینسووآنسو دیدهام و پسندیدهام، همراه با شاهد مثال.
قصههای زندگی ما تنها خاطرههایمان نیستند؛ از آن مهمتر روایتهاییست که دربارهی چیستی و چرایی پدیدهها میسازیم؛ توجه به بندوبستِ این قصهها حیاتیتر از
از این سنگ که به امید موم شدن دست گرفتهام انتظاری ندارم که روزی موم شود؛ مرا لذتِ لمس و خیالِ مومیدنش بس. زبان
از هزارها جمله که از بام تا شام میریزد تو کلهت، چندتاییش به جوشاجوش میفتند، قرصِ جوشانطور. یکیش را بردار بنویس، با همه حبابهای
چرا مینویسم؟ چون هنگام نوشتن* احساس خوشبختی میکنم. البته همیشه یک ربعِ اول با احساس بدبختی همراه است و خوشبختی پس از آن میآید.
همهی آدمها مانند من نمیاندیشند،َ پس برای درک ذهن آنها بیشتر بکوشم. وقتی که با پرسهگردی در گوشی هرز میرود میتواند صرف مطالعهی
محمدحامد الأحمری در کتاب «مسئولیت روشنفکر» مینویسد: «انسان نباید امر به نیکی را تا زمانی که خودش به آن عامل نشده، ترک کند و
امروز هم کلاس داشتیم؛ حضوری؛ دو ساعت پس از سالتحویل. از داستان «کلهی اسب» گفتم برای بچهها. از نثر سادهی جعفر مدرس صادقی که
(پیوند فصل ۱) (پیوند فصل ۲) فصل ۳: اول رفتم دوکونِ نادر، همکف (از لفظ «دکان» خوشم نمیاید و با قدری قرضومرض
کلمه را در جمله باید شناخت. ستون «#جملهبرداری» کوششیست برای نحوشناسی؛ شیوهی چیدمان کلمات در جملات. در اینجا برونهی جمله را بیش از درونهی
پرنده در آسمان میشکوفد. واژه در جمله میشکوفد. دست در دست میشکوفد. اندیشه در نوشتن میشکوفد. تن در گامیدن میشکوفد. زیبایی در آزادی میشکوفد.
توی کارگاهها وقتی کار به ارائهی تمرین میرسد، دو گروه غالبن ضعیفترین تمرینها را مینویسند: آنها که زودتر از دیگران تمرین ثبت میکنند و
#کلمات_هفته عنوان بخشی از ستون #تردیدار است که هر پنجشنبه هوا میشود؛ برگزیدهیی از واژههاییست که اینسووآنسو دیدهام و پسندیدهام، همراه با شاهد مثال.
(لینک فصل ۱) فصل ۲: اول زنگ زدم به نیما. گفت دیگر با تقی کار نمیکند و تقی هم عوض کرده شمارهاش را.
اشاره: به سیاق ریچارد براتیگان که گفت هر دختری را شعری باید، میتوان گفت هر آدمی را پرسشنامهیی باید. ماجرای «پرسشنامهی پروست» را میدانید
اشاره: واژه در جمله میشکوفد. ستون «#جملهبرداری» کوششیست برای نحوشناسی؛ شیوهی چیدمان کلمات در جملات. در اینجا برونهی جمله را بیش از درونهی آن
این هم از کلمهبرداری این هفته از میان خاندهها و شنیدهها: (بیصبرانه مشتاق شنبهام تا «واژهگردان» بیاغازیم. ) نیمهراه رفتنها باززایی بهنگامتر همروزگار نظرگاه