کتاب‌خوانی با روش ۲۱ گرم

کتاب خواندن من مثل فیلم ۲۱ گرم غیرخطی است؛ یعنی مثل یک داستان سرراست نیست که یک کتاب از اول شروع کنم و تا آخر بروم.

من هرروز تکه‌هایی از حداقل ۵ کتاب کاملاً مختلف را می‌خوانم؛ و به‌تناوب بین این کتاب‌ها حرکت می‌‌کنم.

مثلاً برنامۀ یک روز کتاب‌خوانی من این شکلی است:

غزلیات سعدی را باز می‌کنم و یکی دوتا شعر می‌خوانم، بعد می‌روم سراغ یک کتاب انگیزشی و خودیاری مثل برتری خفیف، بعد شروع می‌کنم یک فصل از سفر به انتهای شب سلین را می‌خوانم؛ حالا نوبت به خواندن یک کتاب تخصصی آموزش نویسندگی می‌رسد، بعد از تمرین یکی دو فصل از چنین کتابی؛ برای بار صدم می‌روم سراغ رمان شب‌یک شب‌دو و سی چهل‌صفحه‌ای می‌خوانم. این وسط‌ها گریزی هم به کتاب‌های روانشناسی و فلسفه و مدیریت می‌زنم.

این‌جوری می‌شود که برای هرروز سبدی از مطالعه دارم.

مسلماً این روش کاملاً درست نیست، ممکن است ایرادهایی هم داشته باشد و متهم شوم به عدم تمرکز، تنوع‌طلبی و مطالعۀ سطحی.

اما خاصیت و مزیت‌های این روش برای من انقدر زیاد است که حاضر نیستم از آن دست بکشم.

مثلاً طی روز آنالوژی‌های عجیب‌وغریبی در ذهنم شکل می‌گیرد، تصور کنید ترکیب غزلی از سعدی با یک کتاب دربارۀ رؤیای آمریکایی و ترکیب این دو با رمان تلخ و گزندۀ سفر به انتهای شب سلین و نثر فرسی در شب‌یک شب‌دو چه می‌شود؟

این‌جوری می‌شود که حس می‌کنم خیلی متفاوت و خلاق زندگی و فکر می‌کنم. گاهی که نیمه‌خواب و نیمه‌بیدارم، ایده‌های عجیب‌وغریبی به ذهنم می‌رسد که در قلبم از فرط لذت احساس انفجار می‌کنم.

بنابراین حس می‌کنم هیچ نیازی به سفر کردن و تفریح‌های لوسی مثل رفتن به پارک و شهربازی ندارم؛ به تعبیر پیکاسو: من در ذهنم سفر می‌کنم.

چگونه نویسنده شویم؟ | دریافت کتاب قدرت نوشتن | کانال مدرسه آنلاین نویسندگی در تلگرام
۵ (۱۰۰%) ۱ vote

19 دیدگاه برای “کتاب‌خوانی با روش ۲۱ گرم

  1. سلام ,
    من هم تقریبا به همین روش مطالعه میکنم و همیشه خودم رو سرزنش میکردم . با خوندن این مطلب یکم خیالم راحت شد که زیادم نباید سخت گرفت 🙂

    پ. ن : راستی شاهین عزیز بی‌صبرانه منتظر شروع همایش متممی ها و اجرای شما و بقیه دوستان خوب متممی هستم .

  2. سلام

    با خوندن این پست از خودم خیلی خندم گرفت :))))) 😉
    شیوه مطالعه من اینجوریه که از کتاب های مبانی و تخصصی،تاریخ ،شعر و.. ذره ذره می خوانم
    اما نسبت به کتاب های رمان و داستانی نمی تونم ذره ذره بخونم :؟ وقتی رمان می خونم اینقدر درگیر میشم که نمی تونم تمومش نکنم!!

    اگه نهایت طول بکشه خوندن یک رمان بلند شاید یک هفته !!

  3. همینجوری که نشسته بودم از گرما در حال جان دادن بودم و به این امید که میدادم و به شن های روان لب ساحل و خونه ای که پنجرش رو به ساحل باز میشد فکر میکردم و اینکه چرا نشد و چرا اینطور شد و آهنگ رزیستنس از میوز رو تو ذهنم مرور میکردم ( چرا کامل از بر نیستم این آهنگو) و در حال هم زدن ذهنیات این شرایط نامطلوب وگذشته و حال و آینده درهم برهم بودم، یهو یه کلاغی رد شد و فرق سر بنده رو مورد عنایت قرار داد (اونم تو روز تولدم منو اینجوری غافلگیر کرد بنازم به پر و بالش که به فکر من بود) باز خوبی این کار اینجا بود که کچل بودم و سریع مهر و محبتش به من پاک شد
    اما به هر حال گفتیم چه کنیم چه نکنیم
    هیچی دلو زدم به همونجایی که دلبر خونه داره و رفتم از یکی دوستان مت بالا(کسی که پایه خدمتیش بالا هست و چیزی از خدمتش نمونده) یه گوشی گرفتیم (و یه نخ بله همون بهمن مگه میشه دوس نداشتنی)که چی؟ که بیام اینجا و چند تا سایت دلخواه رو چک کنم بعد از دو سه ماه این شد که سه روز اضافه خدمتو به جون خریدم و رفتم یه گوشه نشستم شروع کردم به خوندن
    مطلب گذاشتن زیاد شما اگه به ضرر یه نفر هم که باشه اون منم چون زیاد بود و میخواستم همه شو بخونم گیر افتادم تو این لحظه از استرس پاهام ضرب گرفته بودن،
    هیچی دیگه باقیش دیگه گفتن نداره به هر حال می ارزید به اینجا و چند جایه دیگه سربزنم

    به قول صادق هدایت که میگفت شانس ما اگه شانس بود دست خر درخت بود
    مثل همیشه مطالبت دوس داشتنی بود
    به امید مطالب بیشتر

    1. سلام راش عزیز
      من به فکرت بودم اتفاقاً.
      چقدر خوشحال میشم از دیدن کامنت هات، واقعاً کارت حرف نداره.
      به امید دیدار(به شدت)
      راستی هدایت رو خیلی خوب اومدی.
      هوای خودت رو داشته باش پسر.
      زیاد بنویس.
      فدا.

  4. سلام شاهین جان
    من مدتی هست که به صورت خواننده خاموشه اینجا بودم. ممنون بابت مطالب خوبی که میذاری.
    سایتت خیلی برای من مفیده ، منم به نویسندگی علاقه دارم و چند روزه صفحات صبحگاهی رو می نویسم و خیلی حال و هوامو عوض کرده.
    من همیشه یه کتابو شروع می کنم و تا تموم نشه نمیرم بعدی رو بخونم.
    روشت خیلی بنظرم باحاله.

    1. سلام به الهه غیثی عزیز و گرامی
      از لطفت ممنونم. بیشتر برام کامنت بذار، خوشحال میشم.
      چقدر خوب که صفحات صبحگاهی رو مینویسی. حتماً ادامه بده. صفحات صبحگاهی قدرت نویسندگی آدم رو هزار برابر میکنن.

  5. برای دوستان کنجکاوی مثل من شاید لینک کتاب شب یک شب دو مفید و البته ناامید کننده باشد:
    https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%D8%A8_%DB%8C%DA%A9_%D8%B4%D8%A8_%D8%AF%D9%88
    امیدوارم بتوانم در انقلابم و از دست‌فروش‌ها این کتاب را پیدا کنم چون ظاهراً دیگر اجازۀ چاپ را به آن نداده‌اند. خدا این وزارت ارشاد را از ما نگیرد!
    در مورد تفریحات لوس مثل شهربازی، اتفاقاً چندوقتی است که دلم هوای آن را کرده بود ولی با این حرف تو فکر می‌کنم دیگر به این سادگی‌ها دلم هوایش را نکند.

  6. روش مطالعه ات بنظرم درست است. خود من وسط کد زدن یه دفعه میام اینجا از اینجا می رم در مورد سفر می خوانم و غیره. باعث میشه مغز از یک چهارچوب محدودیت بیرون بیاد و راحت تر فکر کنه (کتاب تفکر جانبی ادوارد دوبونو رو توصیه می کنم به لیست کتاب هایت اضافه کنی) البته گاهی اوقات تمرکز رو هم له می کنه 🙁
    راستی …وقتی که در مورد سفر کردن اینطوری حرف می زنی خیلی ناراحت می شم 😐 پیکاسو هیچ هایک نکرده بود وگرنه اینطوری حرف نمی زد 🙂

  7. سلام شاهین عزیییییز !!

    منم همینجوری کتاب میخونم !! حتی همینجوری درس می‌خوندم ….

    یادمه روزهایی که تمام روز رو ب خوندن یه درس اختصاص می‌دادم شبش مشاورم کلی دعوام می‌کرد ومی‌گفت اینطوری مطالب مختلف توی ذهنت خوب جا نمی‌گیرن !!

    روش کاملا درستیه و تفاوتش رو میشه خوب حس کرد ، درواقع باعث میشه اتصالات بیشتری توی مغز به وجود بیاد و درنتیجه ایده های بهتری به ذهن آدم برسه 😊🎩📖

    پ.ن: از آشنایی باهات خوشحالم . خیلی زیاد !!
    پرقدرت ادامه بده دوست خوبم📝✋🎓

    1. سلام زینب جان
      چه جالب. مرسی تجربه خودت رو نوشتی.
      منم خوشحالم که به اینجا پیوستی و امیدوارم که دوست خوبی باشم.
      راستی ایمیلت رسیده، بزودی به همه ایمیل ها جواب میدم. حجم پیام ها فوق العاده زیاد شده این روزها.
      فدای تو

  8. سلام شاهین عزیزم !
    ازاینکه منو دوست خودت می‌دونی احساس غرور می‌کنم
    برام عجیبه که درمورد پست هایی که میذاری اغلب یه سری تجربیات دارم😉
    شاید بخاطر اینه که عاشق نوشتنتم
    البته بیشتر ازنوشتن دلم میخاد هرجا ک هستم مرکز توجه باشم ویه ابزار خوب واسه اینکار اینه ک بلد باشی خوب حرف بزنی
    من اینکارو خیلی خوب یاد گرفتم وحالا دارم ازش برای نوشتن نوشته های خوب کمک می‌گیرم😂
    از آشنایی باهات خیییلی خوشحالم !!
    درتمام طول زندگیم هروقت آدمی ک ربطی ب نوشتن داشته رو دیدم رفتم وچسبیدم بهش تا بهم هرچی بلده یاد بده
    الانم نوبت شماست😎

    مرسی ک این وبسایتو راه انداختی❤

    1. چقدر عالی زینب جان
      امیدوارم که جریان مفیدی از ایده ها و نوشته ها شکل بگیره از این به بعد.
      از لطفت بی نهایت ممنونم.

  9. من این روش را می‌پسندم و خودم هم تقریباً همین‌گونه کتاب می‌خوانم. و البته فقط کتاب هم نیست. همین خواندن‌های وبی و تلگرامی و غیره هم خودش نوعی خواندن است. اما تا به حال به ترکیب معجون‌گونهٔ اینها در ذهن، توجهِ آگاهانه نکرده بودم. نکتهُ شما خیلی جالب بود.

    در خصوص تفریحات هم، به نظرم در جای خودشان و به اندازهٔ خودشان، لازم‌اند. هرچند بزرگ‌ترین تفریح من هم کتاب خواندن است. اما اگر دید و ذهنی آموزش‌پذیر داشته باشیم، از شهر بازی هم می‌توانیم بیاموزیم (فکر کن ترکیب رمان موراکامی با ترن هوایی شهر بازی و هایکویی از کیارستمی و تونل وحشت و نکته‌ای از کتاب آنتونی رابینز چه شود!)

    در کل، هر کس روش آموختن خودش را دارد. مثل نکته رمان کیمیاگر که سانتیاگو بیشتر با نگاه به زندگی و شترها و صحرا می‌آموخت، در مقابلش جوان انگلیسی با خواندن کتاب‌ها.

    اما در کل، زندگی بدون کتاب خواندن، زندگیِ خالی‌ای است. و در اینجا، کتابِ خوبِ چاپی (کاغذی) اختصاصاً مد نظرم است.

  10. منم تقریبا تو همین روش مطالعه دارم البته با این تفاوت که تا وقتی از یکی خسته نشم سراغ دیگری نمی‌رم … به عبارت دیگه به عنوان استراحت کتاب عوض می‌کنم …

    چند وقتی بود که از این کار ناراحت بودم و دست کشیده بودم که این پست باعث شد دوباره همین رو ادامه بدم .

  11. سلام شاهین عزیز
    از اون روز که این مطلب رو خوندم میخواستم بنویستم و نظرم رو بگم. امروز داشتم فایل صوتی یادگیری کریستالی رو گوش میدادم دوباره یادم به مطلب تو افتاد. یه مقدار فکر کردم تا بفهمم تو برای چی از این روش استفاده میکنی و چه مزیتی داره ولی دلیل قانع کننده ای ندیدم.گفتم بیام بگم نظرم رو اگه واقعاً روش مطالعه من غلطه من سبک مطالعم رو عوض کنم.
    میدونی، حرفت رو درک میکنم و یه دلیلش اینه که تجربش کردم. من هم وقتی چند مطلب غیر مرتبط میخونم آنالوژی ها و ارتباط های جالبی تو ذهنم میاد. خیلی وقت ها خندم میگیره از بعضی ارتباط هایی که به ذهنم میان و همچنین با این کار حس خوبی به آدم دست میده چون در یک روز موضوعات مختلفی رو مطالعه میکنه.
    ولی به نظرم در برابر انتخاب این نحوه مطالعه، با از دست دادن گزینه های دیگه و مزایای اونها،ما هزینه زیادی متحمل میشیم. اگه با این واژه آشنا باشی،منظورم اینه که به نظرم هزینه فرصت (Opportunity Cost)بالایی داره. بله مزایای خودش رو داره این روش ولی در عوض ما از مزایای خوندن چند کتاب مرتبط با هم محروم میشیم. مثلاً وقتی در یک یا چند هفته فقط در یک موضوع کتاب میخونیم،مثلاً همه در مورد روانشناسی، ارتباط ها و مقایسه های خوبی میتونه به ذهن ما بیاد و فهم عمیق تری در اون موضوع به ما بده. حداقل با این روش کم تر احتمال این وجود داره که مطالب خونده شده به انبار دانش ما منتقل بشن به جای این که طبقه بندی بشن تو ذهن ما و ما بتونیم به موقع و درست ازشون استفاده کنیم.
    اگر هدف یادگیری باشه، این روش بهتره. اگه هدف کمتر یادگیری و بیشتر لذت بردن از کتاب خوندن باشه شاید این روشی که به کار میگیری بهتر باشه. به نظر من.
    شاید بد نباشه فایل صوتی یادگیری کریستالی رو گوش بدی اگه تا الان گوش ندادی. در هر حال جا داره چندین بار گوش بدیم.
    پی نوشت:یکی دوبار متن رو مرور کردم. فکر میکنم منظور خودم رو رسوندم اگه اشتباه نگارشی داره یا جایی در حق فعل و فاعل ظلمی شده ببخش، ساعت رو که میبینی 🙂

    1. سلام محسن نازنین
      بله فایل یادگیری کریستالی برای من درس های زیادی داشته.
      با حرفات موافقم کاملاً. خیلی هم درست و زیبا نوشتی.
      ما بسته به هدفی که داریم باید نوع یادگیری و مطالعه خودمون رو انتخاب کنیم.
      ممنون رو که سمت دیگۀ موضوع رو هم نوشتی تا این پست چند جانبه تر و کامل تر بشه.
      راستی برام بیشتر بنویس. دوست دارم از نوشته های دوست خوشفکری مثل تو بیشتر یاد بگیرم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *