متخصص کیست؟
آیا زندگی شما به زیبایی شعری زیباست؟
اگر نه، چگونه میتواند اینطور باشد؟
برایم بنویسید…
آیا زندگی شما به زیبایی شعری زیباست؟
اگر نه، چگونه میتواند اینطور باشد؟
برایم بنویسید…
1 قصار یک: تخیلات باید به کار گرفته شود، البته نه برای فرار از واقعیات، بلکه برای خلق آن. -کالین ویلسون 2 مجله: مقالۀ جدید
1 مدام به خودم میگویم: از گلایههایت بکاه و بر مسئولیتهایت بیفزا. 2 چهارشنبۀ این هفته دومین دورهمی محتواگران از ساعت 16 تا 20 برگزار
هر از گاهی بعضی کامنتها غافلگیرم میکنند، برخی هم وادارم میکنند به بازاندیشی دربارۀ بسیاری چیزها. بخشی از این نظرات از سوی نسلهای جدیدتر است،
1 آیندهای که از آن بسیار سخن گفته شود در شمار گذشته است. آندره مالرو 2 روز به روز که میگذرد و بیشتر مینویسم، این
1 نقل قول روز: …اگر بخواهم علت عشقم را به کسی بیان کنم، چیزی جز این نمیتواند بر زبانم جاری شود: او را خود، و
1 ساعت نه و نیم شب است. تنها توی اتاق کارم در مدرسه نویسندگی نشستهام و با نوشتن به نوشتن فکر میکنم. ارکستر باران پشت
1 من تا همین چند ماه پیش با کار علی بندری آشنا نبودم؛ تا اینکه شنیدن اتفاقی یکی دو تا از پادکستهای او باعث شد
ساعت از دو نیمه شب گذشته. نیم ساعت قبل خودم را از دفتر انداختم بیرون؛ نه به خاطر خستگی از کار بیشتر، به خاطر گرسنگی
از سر خستگی روی کاناپۀ کتابفروشی لمیدم و یک نفس نیمی از راه بهتر زیستن را خواندم و آنقدر کیف کردم که علیرغم کمخوابی تا نیمه شب بیدار ماندم تا کتاب به پایان برسد. در نیمۀ اول کتاب، ماندینو یا ترسیم فضای اتاق کارش به عنوان یک نویسنده…
1 چگونه میتوان در دل روزمرگیها برای یادگیری یک مهارت هر روز حداقل 3 ساعت تمرین کرد؟ شما چه فکر میکنید؟ 2 کار هنر سرگرم
1 ار امروز توی اینستاگرام تقریباً هر روز یک لایو اجرا میکنم. 2 از گربگیها: 3 محمد عباسیفرد دربارۀ یکی از بهترین کتابهای جولیا کامرون نوشته:
1 نوشتن و تولید محتوا فقط به یک کار نیاز دارد: گریز از هیولای روزمرگی 2 گردهمایی محتواگران برگزار شد. این مراسم برای من یکی
1 جواب دیگران را با کار جدی بده. 2 عمو جعفر میگوید: هیچکس دوست تو نیست. هیچ کس دشمن تو نیست. همه معلم تواند. 3
1 من با نوشتن از کتابها محافظت میکنم من برای خودم کم جریمه تعیین نکردهام. زمانی از پاره کردن ده هزار تومانی برای سحرخیزی گفته
شبکههای اجتماعی ذهن را مفت و بیثمر خسته میکنند. وگرنه خسته شدن ذهن عیبی ندارد. گاهی همین خستگی است که جرقۀ ایدههای خلاقانه را میزند. اما ذهنی که در توییتر و اینستاگرام و باقی خستهکنندگان تحلیل میرود، پلاسیدهتر از آن است که امیدی به طراوتش باشد…
هر چقدر بیشتر از نوشتن دور میافتیم، نوشتن سختتر میشود. دو سه روز که از عادت روزانهمان دور شویم، انگار برای بازگشت دوباره به آغوش نوشتن پر از شرم و خجالت میشویم…
دشوارست بتوان گفت ناپختگی، بیشتر
در نگارشِ ظهور میکند یا در بد داوری کردن؛
اما، از این دو، اثری که بسبب نقص انشاء
ایجاد ملال کند از نقدی که درک ما را گمراه سازد کم زیانتر است…
من فکر میکنم راز نهایی هر موفقیتی «سماجت» است؛ سماجت در تمام ابعاد.
هر وقت که کُند پیش میروم یا کارها با آن کیفیتی که میخواهم پیش نمیروند، میفهمم که یک جای قوۀ سماجتم(!) میلنگد…
چند جملۀ زیر را از کتاب کوچک «زندگی کن، یاد بگیر و آن را دیگران بسپار» نقل کردهام. در این کتاب جسکون براون به سراغ اقشار مختلف ایالات متحده رفته و از آنها خواسته تا چکیدۀ چیزی که طی سالهای زندگیشان آموختهاند در یک جمله بیان کنند…