دسته‌بندی: کتاب و کتابخانی

بزرگ کردن توانمندی‌های کوچک

دیروز وقتی آخرین مصاحبۀ انتخاب اعضای یکی از دوره‌هایم را انجام دادم، با وجود تمام برنامه‌هایی که تا آخر شب داشتم، روی یک وسوسه نتوانستم پا بگذارم. به قول اسکار وایلد در برابر هر چیزی می‌توانم مقاومت کنم، جز وسوسه! بنابراین چپیدم توی…

ادامه »

آیا خواندن، دشمن نوشتن است؟

من هیچ‌وقت کتاب جادوی فکر بزرگ را جدی نمی‌گرفتم تا اینکه دیدم جزو کتاب‌های محبوب ست گادین است، بنابراین کنجکاو شدم نگاهی به آن بیندازم. د. شوارتر در جایی از این کتاب می‌نویسد:
چندی پیش، یک رمان‌نویس جوان دربارۀ رؤیاهای نویسندگی‌‌اش با من حرف می‌زد…

ادامه »

فرمول شخصی من برای خوش‌ شانسی

حتماً شما هم این جملۀ کلیشه‌ای را شنیده‌اید:
شانس غالباً سراغ کسانی می‌رود که خودشان را برای آن آماده کرده‌اند.
ریچارد وایزمن که به عنوان روانشناس شانس شهرتی جهانی به‌هم‌زده می‌گوید:
تحقیقات من نشان داده، هر کسی این امکان را دارد تا حدی شانس خود را افزایش دهد. افراد بدشانس می‌توانند..

ادامه »

3 دلیل ناامیدی از نویسندگی | احتمالاً شماره 3 مشکل شماست

ناامیدی از نوشتن بدک هم نیست. تصور کنید اگر میلیون‌ها شیفتۀ نویسندگی ناامید نمی‌شدند و بر حجم نوشتجات عالم می‌افزودند الآن چه اوضاع پریشان‌تری داشتیم!
فکر می‌کنم ما به سه دلیل عمده قید نوشتن و نویسندگی را می‌زنیم و به عبارتی به مرحلۀ رهایی‌بخش(!) «گور پدر نویسندگی» می‌رسیم…

ادامه »

کار لذت‌بخشی که خودتان را از آن محروم می‌کنید

صدها کتاب ارزشمند کتابخانۀ من کتاب‌هایی هستند که اتفاقی به چنگم آمده‌اند؛ و بعضی از این کتاب‌ها آن‌قدر در زندگی من تأثیرگذار بوده‌اند که همیشه از خودم بابت افراط در کتابگردی تشکر می‌کنم!
انگار پرسه در کتابفروشی و جنب‌وجوش در میان قفسه‌ها، خون کشفِ کتاب مناسب را در مغز آدمیزاد به جریان می‌اندازد…

ادامه »

آیا از بی‌سوادی دیگران لذت می‌برید؟

تضمین می‌دهم با خواندن حداکثر 10 تا کتاب غیردرسی ساده، از 99 درصد آدم‌های این مملکت باسوادتر می‌شوید. به عبارتی با اندکی مطالعۀ موضعی (!) پادشاهی شهر کورها بی خون دل آید به کنار…

ادامه »

چه بر سر ما می‌آید؟

چند سال پیش یکی از کارگردان‌های بزرگ سینما گفته بود آن‌قدر فیلم نمی‌سازد تا این سینما ویران شود تا شاید روی خرابه‌ها بشود بتوان سینمای تازه‌ای را بنا کرد.

آیا تابه‌حال لذت شیطنت‌آمیزِ تماشای تخریب شدن یک ساختمان کهنه و ازریخت‌افتاده را حس کرده‌اید؟

ادامه »

یک نگاه فاشیستی به کتاب‌خوانی!

«چیزی که به آن نیازی داری صداقت است. اینکه با شجاعت چیزی را که واقعاً احساس می‌کنی بگویی… باید پاک فراموش کنی که دوستت داشته باشند.»

اگر اینجوری نباشد، به سرعت مرعوب جمع می‌شوی و خیلی زود نوشتن به کاری پرتکلف و عذاب‌آور تبدیل می‌شود. طوری که هر کامنت انتقادی تار و پودت را به لرزه در می‌آورد…

ادامه »

آسمون ریسمون ایرج پزشکزاد و بازی با کلمات قصار

من بسیاری از اوقات از کتاب به کتاب می‌رسم. چند روز پیش مشغول خواندن کتاب «در حال و هوای جوانی» شاهرخ مسکوب بودم. اشارۀ مثبت او به کتاب «آسمون ریسمون» ایرج پزشکزاد باعث شد که مدتی دنبال این کتاب بگردم. تا اینکه پس از ناامیدی از یافتن کتاب،  بالاخره لابه‌لای کتاب‌های خاک‌گرفته و درهم یکی از دستفروشی‌های انقلاب…

ادامه »

یک راز کتاب‌خوانی که کم‌تر به آن توجه می‌کنیم

عصر یک روز تعطیل، روی کاناپه ولو شده‌ای و در حال مزه مزۀ یک رمان کلاسیک دربارۀ نبرد واترلو هستی که ناگهان مثل ارشمیدیس می‌پری هوا. ایدۀ یک کسب‌وکار آنلاین به ذهنت رسیده‌ و دلت می‌خواهد همان لحظه دست به کار شوی…

ادامه »

شما برای چه چیزی گریه می‌کنید؟

از وقتی زیر یک سقف رفتیم، با اینکه همه چیز خوب پیش رفت اما گریه‌های من بیشتر شد.

زندگی مشترک با کتاب،‌ آرامش‌بخش و پر از دستاورد است. گریۀ من هم به خاطر همین آرامش و دستاوردهایی‌ست که بر خلاف انواع دیگر ازدواج‌ها از جنس وانمود کردن نیست…

ادامه »

بدون توجه به این موضوع نویسنده‌شدن محال است

خیلی از ما به خاطر شکست عشقی و از دست دادن عزیزان سراغ نوشتن آمده‌ایم تا با نوشتن، خاطره‌هایمان را جادوانه کنیم. اما نتیجه چیزی جز متن‌های آبدوغ خیاری و گذرا نبوده.

عشق یا هر درد دیگری می‌تواند محرک نوشتن باشد، اما اشتهای نوشتن را …

ادامه »

همه چیز دربارۀ کتاب «چرا باید زیادتر حرف بزنیم؟»

کتاب «چرا باید زیادتر حرف بزنیم؟» ابتدای سال جاری منتشر شد.

این کتاب طی مدت کوتاهی با استقبال فراوان علاقه‌مندان مواجه شد. به طور مثال می توان به ده‌ها پست اینستاگرامی اشاره کرد که خوانندگان کتاب در ستایش آن نوشته‌اند…

ادامه »

یک کتاب جدید

بالاخره تا قبل از پایان سال کتاب کوچکی که نوشتن و نشر آن سراسر لذت و ماجراجویی بود منتشر شد…

ادامه »

نویسندگی در باغ همسایه

باغ همسایه قصۀ یک رمان‌نویس سرخورده است. یک تبعیدی شیلیایی که می‌خواهد از ماجرایی شش روزی که زندان بوده شاهکاری ماندگار بیافریند، اثری که خلق آن چیزی جز سرخوردگی را در پی ندارد…

ادامه »

دعوت به تماشای دوزخ

معتقدم اگر شعر خوبی یا رمان خوبی بخوانی، چیزی از آن در وجود تو می‌ماند، در وجدان تو، در شخصیت تو می‌ماند و از راه‌های مختلف به تو کمک می‌کند…

ادامه »