نوشتن ترسناک است
اولین صفحۀ دفتر که نانوشته بودنش هنوز وحشتزدهام میکرد، مثل منظرۀ زردی از ابدیت، مقابلم گشوده بود. چطور باید به لحظۀ نوشتن رمان میرسیدم؟ غرق
اولین صفحۀ دفتر که نانوشته بودنش هنوز وحشتزدهام میکرد، مثل منظرۀ زردی از ابدیت، مقابلم گشوده بود. چطور باید به لحظۀ نوشتن رمان میرسیدم؟ غرق
اشاره: این یادداشت را برای آلبومی اینستاگرامی نوشتم، اما اینجا کلمات خودم را با شما بهاشترک میگذارم. هر روز یک کلمه انتخاب کنید. در انتخاب
توضیح: متن زیر نخستین بار در اینجا منتشر شده است. من از گردانندگان «کتابخانۀ بابِل» اجازه کردم تا این مطب را در این وبلاگ بازنشر
پیشحرف: مهران موسوی زیبا و خلاقانه مینویسد. کانال او (خللفرج) از معدود جاهایی است که بهمحض تازهشدن سراغشان میروم. او در معرفی کانالش نوشته: این
در میان کامنتهای سایت به جملههای زیبای بسیاری برمیخورم. یکی از آنها «ملیکا» زیر مطلب «او مینویسد» نوشته: «کاری که ذهنتون با یک هفته درگیری
در این پست درباره همه انواع نویسندگی، از نوشتن برای اینترنت و شبکههای اجتماعی تا نوشتن پروپوزال و مقاله و کتاب نوشتن به زبان انگلیسی چیزهایی نوشتهشده، همچنین بخش عمده این 55 نکته درباره نویسندگی خلاق و بهترین منابع موجود برای تقویت مهارت نگارشی است…
نوشتن را نباید با تحصیلات رسمی آلود. تحصیل در دانشگاه یک چیز است، نویسندگی چیزی دیگر. دانشجو بالاخره فارغالتحصیل میشود، اما نویسنده همیشه در حال
این چند سطر را از کتاب معیار نقد، معماری نقد، نوشتۀ سعید عقیقی نقل میکنم؛ توصیهای دربارۀ نوشتن نقد فیلم که نکتۀ بسیار مهمی را
این روزها مشغول مراحل نهایی آماده کردن کتاب جدیدم هستم. عادت دارم بین کارها، برای استراحت سراغ کتابهای کمتر ورقخوردهام بروم. داشتم کتاب قمار نوشتن
ویلیام اورانژ میگوید: «کوشیدن نیازمند اطمینان از نتیجه نیست.» و من گمان میکنم این حرف بیشازهمه الهامبخش پویندگان راه نوشتن و تولید محتوا است. دوستی
دونالد ام. موری میگوید: «به احساساتت اجازه بده افکارت را شعلهور کنند.» نسبت به واکنشهایت به جهان اطراف حساس باش. وقتی دربارۀ موضوع یا مسئلهای
فاطمه رادمرد نوشته: من وقتی یه نوشته رو تو ذهنم پر و بال میدم و ساخته و پرداخته میکنم، به نظرم شگفتانگیز میاد و سریع
دستمایه قرار دادن ماجراهای شخصی برای نوشتن داستان وسوسۀ بسیاری از آدمهاست. نمونههای موفق هم کم نیستند، یکی از چهرههای شاخص این نوع نوشتار هنری
من شیفتۀ پند و اندرزم؛ شیفتۀ شنیدن آن، نه دادن آن. اگر هم گاهی در قالب پند و اندرز چیزکی قلمی میکنم در اصل خطاب
داستان چیزی است بیش از سرگرمی، چیزی بیش از ورزش فکری برای تیزکردن اندیشه و بیدار کردن روحیۀ نقادانه. ضرورت است، ضرورت مطلق است، برای آنکه تمدن ادامه باید و بهترین جنبههای انسانی را در ما بیافریند و ماندگار کند…
از نوشتن. از کلمات قصار محبوبم. از پیادهرویهای طولانی. از پرسه در کتابفروشی. از مجله چاپ کردن. از آموختن و آموزاندن. از تمایز. از فیلم
پیشحرف: گاهی در کتابها و سایر منابع به نکاتی دربارۀ نوشتن و نویسندگی برمیخورم که حس میکنم بهتر است در یک مجموعه گرد هم بیایند.
اگر نتوانستید دربارۀ چیزی بنویسید، دربارۀ ناتوانیتان در نوشتن از آن چیز بنویسید. در چنین مواقعی به این دو سوال پاسخ نوشتاری بدهید و دست
«شاد بودن کافی نیست» عنوان کتابی است که نشر میلکان بهتازگی از مارک منسن چاپ کرده. در یکی از جستارهای کتاب که اندرزنامهای برای کارآفرینان
بله دیگر، من هم به سیاق سایر نیاکان و معاصران چون به خلوت میروم آن کار دیگر میکنم! ترجیح میدهم در خلوتم از موضوعاتی بنویسم