دسته‌بندی: از نوشتن

کلمات بوداده!

تلق، تولوق، تق، توق، تلق.
با این صداها از خواب می‌پرم، هنوز چشم‌هایم بسته‌اند. اولین چیزی که به ذهنم می‌رسد، صدای جنب‌وجوش ذرت‌ توی قابله است. چه کسی این وقت صبح هوس چُسِفیل کرده؟

ادامه »

هشدار برای نویسندۀ ماردوش!

در این یادداشت از موضوعی حرف می‌زنم که طی سال‌های گذشته مکرراً موجب رنجش خاطرم شده، و نوش نوشتنم را به زهرآب تبدیل کرده. موضوعی که به‌زعم من یکی از دلایل عمدۀ تشویش ذهنی بسیاری از علاقه‌مندان به نوشتن است. بسیاری به خاطر همین موضوع، درنهایت عطای نوشتن را به لقایش می‌بخشند و تمام…

ادامه »

برنامۀ روزانۀ من: ساعت خلق، ساعت نشر

یک جمله می‌نویسیم، ذوق تمام وجودمان را می‌گیرد، جختی می‌پریم توی اینستاگرام، جمله را که گذاشتیم، خواه‌ناخواآگاه ده تا چیز دیگر را هم می‌بینم و سر بلند می‌کنیم می‌بینیم نیم ساعت گذشته و هیچ‌درهیچ.
به خاطر همین است که…

ادامه »

مارگریت دوراس چگونه می‌نوشت؟

موضوع جدی و تلخی دربارۀ نوشتن و نویسنده شدن وجود دارد که کمبود استعداد و دانسته‌ها، در برابرش ناچیز است: وقت؛ بله مسئله داشتن و گذاشتن «وقت» برای نوشتن است که درنهایت تفاوت نویسنده و نانویسنده را رقم می‌زند…

ادامه »

دامِ جالب‌نویسی

دامِ جالب‌نویسی؟ اصلاً مگر هدف ما نوشتن مطالب جالب نیست؟
لغت‌نامه دهخدا در تعریف جالب می‌گوید:
کشنده و جلب‌کننده.

پس مطلب جالب احتمالاً چیزی است که مخاطب را می‌کشاند سمت خودش…

ادامه »

آیا ثروتمند شدن راحت است؟

اگر واژه‌ها ثروتند، پس چه بهتر که برای اندوختن آن‌ها بکوشیم و در خرج کردن هم اقتصاد کلام را رعایت کنیم.

با ثروت پنداشتن واژه‌ها، آیا می‌توانیم به بخشیدن واژه‌ها فکر کنیم؟

اما چگونه می‌توانیم واژه‌ها را ببخشیم؟

ادامه »

اشتباه بزرگ ما در مسیر نوشتن و نویسندگی

ایدۀ کلیدی این یادداشت دربارۀ موضوعی است که به نظرم تفاوت اصلی بین نویسندۀ حرفه‌ای و  نویسندۀ میان‌حال را رقم می‌زند.
ما تصور می‌کنیم بعد از یادگیری مبادی نویسندگی، (نکات ویرایشی، جمله‌نویسی و بهترنویسی) فن نوشتن را گرفته‌ایم و فقط می‌ماند پیدا کردن موضوع خوب و تازه…

ادامه »

نویسندۀ قهرمان

ما بی‌رحمانه تلف می‌شویم و تلف می‌کنیم، با تصمیمات سیاسی، با دانشگاه، با سربازی، با ازدواج‌های اشتباه، با کار بد، با موبایل، با اخبار، با اطرافیان، با ترس، با تردید و…

می‌دانید وقتی به سازمان‌ها، جلسات، مهمانی‌ها و جاهای مختلف سر می‌زنم چه چیزی مثل خوره در ذهنم پرسه می‌زند؟

ادامه »

چرا هنوز می‌نویسید؟ | یادداشتی از علیرضا بهرامی

من همچنان و همیشه می‌‌نویسم و منتشر می‌‌کنم. چون واقعیت این است که از این کار خیلی لذت می‌برم.

شاید برخی از در به درِ خرید و احتکار رب گوجه فرنگی و ارز خارجی بودن لذت ببرند، یا از اشتغال داشتن به معاملۀ تجاری آن‌ها، خوب من هم از چیزهای دیگر لذت می‌برم.یکی از این خیل انبوه ابله‌ها و کلاش‌ها بودن، برایم لذتی ندارد…

ادامه »

13 نکتۀ نحس دربارۀ نویسندگی!

کتابخوانی در بسیاری از اوقات برای یک نویسنده به کاری کلافه‌کننده تبدیل می‌شود. چون حس می‌کند در حال اهمالکاری و فرار از نوشتن است…

ادامه »

تبدیل زندگی به جملات کوتاه

وقتی تمام نکات بزرگ و کوچک زندگی‌ را در قالب جملات کوتاه به بند می‌کشی، پس از مدتی کتاب الهام‌بخشی پدید می‌آید، که تو بهترین خوانندۀ آن خواهی بود…

ادامه »

روشی برای تصمیم‌گیری با نوشتن

با گرفتن هر تصمیم تازه، ذهن ما به‌طور خودکار تمام شواهد موافق با آن را جمع می‌کند.

چند روز پیش در رابطه با یکی از فعالیت‌های مهم و وقت‌گیرم تصمیمی قطعی گرفته بودم و ذهنم در تکاپوی جمع کردن شواهد موافق بود، تا اینکه اتفاق جالبی پیش آمد…

ادامه »

هزار کلمه آزادنویسی | با همین یک عادت نویسنده شوید+دانلود فصلی از یک کتاب منتشرنشده

یکی از ایده‌های پربازده و فوق‌العاده ثمربخش مدرسه نویسندگی در یک سال گذشته ترویج نوشتن هزارکلمه‌های روزانه بوده است.

حالا صدها نفر در سراسر ایران، با پیوستن به جمع هزار کلمه‌نویس‌ها، در مدت کوتاهی مهارت نویسندگی‌شان را تا ده برابر افزایش داده‌اند…

ادامه »

بهترین ابزار اندازه‌گیری زندگی

جملۀ معروفی از تئوریسین نامدار مدیریت، پیتر دراکر هست که می‌گوید: بدون اندازه‌گیری چیزی، نمی‌توان آن را بهبود بخشید.

خب، تکلیف این حرف توی سازمان و کسب‌وکار روشن است، و یک عامل حیرت‌انگیز رونق کسب‌وکارهای اینترنتی هم عجین شدن آن‌ها با ابزارهای دقیق اندازه‌گیری است…

ادامه »

کاری که از دست یک نویسنده بر می‌آید

وقتی نابسمانیِ جامعه از حد معمول فراتر می‌رود، در اثر فشار و در نتیجۀ خشم ایجاد شده، میل به کنش‌گری در عموم مردم افزایش می‌یابد.
عده‌ای هوس انقلاب می‌کنند، عده‌ای دیگر دلخوش اصلاح‌ می‌شوند و جماعت گسترده‌تری هم به لایک و فحش در تاکسی و شبکات(!) اجتماعی رضایت می‌دهند…

ادامه »

چگونه می‌توان تازه‌گویی کرد؟

وقتی‌که صدها یادداشت و مقاله و کتاب انگار همه یک حرف را می‌زنند. نیاز به تازه‌گویی بیش‌ازپیش حس می‌شود.
مثلاً من که دربارۀ روانشناسیِ نوشتن می‌نویسم چگونه می‌توانم از دام کلی‌گویی بگریزم و حرفی تازه و بکر بزنم؟
یک روش این است:

ادامه »

آیا خواندن، دشمن نوشتن است؟

من هیچ‌وقت کتاب جادوی فکر بزرگ را جدی نمی‌گرفتم تا اینکه دیدم جزو کتاب‌های محبوب ست گادین است، بنابراین کنجکاو شدم نگاهی به آن بیندازم. د. شوارتر در جایی از این کتاب می‌نویسد:
چندی پیش، یک رمان‌نویس جوان دربارۀ رؤیاهای نویسندگی‌‌اش با من حرف می‌زد…

ادامه »

دربارۀ بازخورد گرفتن برای نوشته‌ها

روزانه پیام‌های متعددی دریافت می‌کنم تا دربارۀ انواع مختلفی از مطالب بازخورد بدهم، از شعر و داستان کوتاه تا یادداشت و مقاله؛ و طبعاً فرصت پاسخگویی به همۀ این پیام‌ها را پیدا نمی‌کنم.
نکته‌ای که در این یادداشت می‌خواهم بگویم، از جایگاه یک شیفتۀ یادگیریِ نوشتن است، نه کسی که مطالب زیادی را برای اظهارنظر دریافت می‌کند.
من تلاش برای بازخورد گرفتن را…

ادامه »