داستان کوتاه «جسارت» از فهیمه سعادت
مشغول جمعکردن لوح تقدیرهایی است که هر سال به قفسههای کتابخانه اضافه میشوند. صدای آیفون را میشنود. چندین بار، پشت سر هم. بدون آنکه بپرسد
مشغول جمعکردن لوح تقدیرهایی است که هر سال به قفسههای کتابخانه اضافه میشوند. صدای آیفون را میشنود. چندین بار، پشت سر هم. بدون آنکه بپرسد
«شکوه و شکر تو از عشق سزد زانکه به دهر دل تنگ تو ازو و خاطر شاد تو ازوست» -طالب آملی در سلسلهپستهای روزانهی «گزارش
سخنران: شاهین کلانتری نشانی وبگاه اختصاصی وبینار نویسندهساز: Nevisandesaz.ir جایی برای طرح دغدغههای شما در نویسندگی آموزش+پرسشوپاسخ حضور برای همه آزاد و رایگان است همهی