چرا آدمها به داستان پناه میبرند؟
نقل قولی که در ادامه میخوانید بخشی از سخنرانی ماریو بارگاس یوسا دربارۀ کارل پوپر است. من این تکه از سخنرانی یوسا را همیشه در
نقل قولی که در ادامه میخوانید بخشی از سخنرانی ماریو بارگاس یوسا دربارۀ کارل پوپر است. من این تکه از سخنرانی یوسا را همیشه در
اول، پیشنهاد خواندن: رمان قهرمان فروتن، از ماریو بارگاس یوسا، ترجمۀ منوچهر یزدانی، نشر چشمه این کتاب آنقدر درخشان است که تمام ۴۰۰ صفحه آن
داستان چیزی است بیش از سرگرمی، چیزی بیش از ورزش فکری برای تیزکردن اندیشه و بیدار کردن روحیۀ نقادانه. ضرورت است، ضرورت مطلق است، برای آنکه تمدن ادامه باید و بهترین جنبههای انسانی را در ما بیافریند و ماندگار کند…
بارها برایم پیش آمده که برخی از درخشانترین آثار ادبی را به برخی معرفی کردهام و پس از چند روز-در صورت باز کردن لای کتاب- با چنین بازخوردی مواجه شدهام: «وای خیلی سخت بود. نمیدونم چرا نویسنده الکی حرفشو پیچونده. حوصلهم سر رفت. نمیشد سادهتر بنویسه.»
دوست دارید از افراد تأثیرگذار جهان 3 باشید؟
ماریو بارگاس یوسا در مقالهای با عنوان «اهمیت کارل پوپر» مینویسد:
از همۀ نامگذاریها و ردهبندیهای بیشماری که دانشمندان و دیوانگان بهکاربردهاند، هیچیک به شفافیت نامگذاری پوپر نیست…
بسیار خب، خواندن متن خطابهای از یوسا، که در اهمیت کارل پوپر نوشته، کجای اولویتهای زندگی من است؟ نمیشد اول صبح یک متن راحتالحلقوم بخوانم و به بقیه کارهایم برسم؟ یا چیزی بخوانم که صاف به پول تبدیل شود تا اینجوری «آموختههایم به عمل! تبدیل شود؟»
معتقدم اگر شعر خوبی یا رمان خوبی بخوانی، چیزی از آن در وجود تو میماند، در وجدان تو، در شخصیت تو میماند و از راههای مختلف به تو کمک میکند…
برای یک نویسنده تجربهی بد معنا ندارد برای او همه چیز مفید و آموزنده است. ماریو بارگاس یوسا