کلمات قدرتمندتر هستند یا تصاویر؟
جملات قصار زیادی با این مضمون گفتهشده که یک تصویر خوب از هزار کلمه ارزشمندتر است…
جملات قصار زیادی با این مضمون گفتهشده که یک تصویر خوب از هزار کلمه ارزشمندتر است…
دقیقاً نمیدانم از کی، ولی از نقطهای به بعد حس کردم اگر قصد زنده ماندن و ادامۀ زندگی را دارم باید نسبتم با واژهها را به شکل جدی بازبینی کنم…
الان چند روزی است که «سبکبارن ساحلها» مثل خورده افتاده به جانم و رهایم نمیکند…
بل گفته بعد از هیتلر بسیار از واژهها معنی اصیل و شریف خودشان را از دست دادند، کلماتی مثل آزادی و عدالت لوث شدند و دیگر تداعیهای قبلی را نداشتند…
خوب حرف زدن نیازی به کلاس فن بیان ندارد؛ گیرم کلاس فن بیان هم رفتی وقتی کلمهای نداری چه فایده. انگار بروی گرانترین قاشق و چنگال ممکن را بخری اما هیچ اقدامی برای تهیه غذا نکنی و توقع سیر شدن هم داشته باشی…
برایم نوشتهای گاهی دستودلت به نوشتن هیچچیزی نمیرود؛ و حس میکنی سر مویی ذوقی برایت نمانده تا یک جملۀ درستودرمان بنویسی…
این پست گزارشی کوتاه یک تجربۀ شخصی است که برای من مفید و آموزنده بوده و تأثیر آن را در عمل دیدهام؛ دلم خواست آن را با شما دوستان عزیزم که دغدغۀ تقویت مهارت نگارشیتان را دارید در میان بگذارم…
نویسندۀ بی کلمه مثل ماهی بدون آب است. من از بازیِ جملهسازی برای افزودن کلمات جدید به دامنۀ واژگانِ فعالم استفاده میکنم. بازی به این