روزهایی که ایدهای برای نوشتن ندارم چکار میکنم؟
وقتی هیچ ایدهای برای نوشتن ندارم، میروم سراغ متون خوب فارسی و نیم ساعتی را به کلمهبرداری میگذرانم…
وقتی هیچ ایدهای برای نوشتن ندارم، میروم سراغ متون خوب فارسی و نیم ساعتی را به کلمهبرداری میگذرانم…
استعارهها خون تازهای به مفاهیم میدهند و چهبسا استعارۀ خوبی که میسازیم در همهگیر کردن حرفی که سالهای سال مورد غفلت بوده چنان مؤثر عمل کند که آن را به مفهومی جاودانه تبدیل کند…
نمونۀ بارز غیرداستانینویسانی که بهخوبی از داستانگویی بهره میبرد مالکوم گلدول است، بهتازگی کتاب نقطه عطف گلدول با ترجمۀ خوبی از سوی نشر روزبهان منتشرشده…
برای اینکه در فضای آنلاین بنویسم لازم نیست نویسندهای حرفهای باشیم که تمام زمانش را وقف نوشتن کرده؛ بلکه هرکدام از ما با توجه به تخصصی که داریم میتوانیم رسانۀ شخصی خودمان را داشته باشیم…
در فرایندهای نوشتار درمانی اشاره میشود که بخشی از فرآیند بهبودی از طریق نوشتن، بیان مکرر یک داستان است…
هیچکسی حوصلۀ نوشتن دهها صفحه چرندیات بیهوده را برای رسیدن به یک جملۀ خوب ندارد، اما این بهایی است که باید برای عشق به نوشتن بپردازیم…
حافظه رایانهتان به نحوی به دست فامیلها، دوستان و آشنایان میرسد. در میان آنها نوشتههایی است که میترسید با کسی به اشتراک بگذارید…
داشتم فکر میکردم راز نویسندگی چیست؟ اصلاً مگر رازی هم در کار است، تو باید بخوانی و بی اندیشی و سالهای سال بنویسی تا شاید خوب بنویسی…
هر اتفاقی میتواند فرصتی برای تمرین نوشتن باشد. یکی از این کارها نوشتن خلاصۀ فیلمهایی است که میبینیم. با این کار همزمان چند درس مهم میآموزیم…
این تمرینها علاوه بر اینکه گام کوچک و موثری برای نوشتن محسوب میشوند، فرصت کوتاهی برای فکر کردن ایجاد میکنند…
فکر میکنی چند نفر از ما حوصله میکنیم یک تا دو ساعت فقط کاغذ سیاه کنیم تا گرممان شود؟
ذهن ما دائماً در پی این است که به بهانهای از نوشتن طفره برود؛ آنلاین بودن سیستمی که با آن در حال تایپ هستیم، وسوسهای بزرگ است که جریان خلاقیت ما را مختل میکند…
سعی کنید جذابیتتان را بهعنوان کسی که سپری کردن وقت با او خیلی لذتبخش است به خلاقیت نشان دهید…
نویسنده در این کتاب با ده کلمۀ «خلق، رهبر، خواندن، نوشتن، لو شون، انقلاب، ناهمگونی، تودهها، مشابهسازی، شیرهمالی» از چین معاصر مینویسد و تحولات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آن…
از ۱۴ سالگی کار کرد. کارهای گوناگون، ولی نه دولتی. چند سالی برای مطبوعات قلم زد. نان تلخ قلم زود دلش را زد. چند سالیست، و امروز هم، کارمند است. زن و یک پسر دارد…