چیزهایی که نمیتوانی توی گوگل سرچ کنی
یک فهرست بنویسید، از جملاتی که دوست دارید بهصورت مکرر از دیگران بشنوید…
یک فهرست بنویسید، از جملاتی که دوست دارید بهصورت مکرر از دیگران بشنوید…
وقتی نوشتن سهم جدیتری در زندگی تو پیدا میکند، خیلی از کارهای ساده و روزمره برایت معنای خلاقانهای مییابند: حمام کردن، پیادهروی، رانندگی و…
ما از خوشیهای کوچک لذت نمیبریم، چون حس میکنیم رضایت دادن به آنها یعنی دست کشیدن از خوشیهای بزرگ…
برای نوشتن یک کتاب غیرداستانی خوب در موضوع موردعلاقهتان، نیازی نیست که نویسندۀ خوبی باشید. فقط باید زیاد بنویسید و بخشهای کمی از آن را برای انتشار انتخاب کنید…
هر وقت متوجه شدی هیچ روش معینی برای خوب زندگی کردن وجود ندارد، روش شخصی خودت برای خوب زندگی کردن را بهراحتی پیدا میکنی…
اگر کار خوب انجام دهید، مردم شما را به داشتن انگیزههای خودپرستانه متهم خواهند کرد، با این همه کار خوب را انجام دهید…
هر وقت 3 صفحه متن را خواندی و توانستی 30 صفحه دربارۀ آن بنویسی، یعنی نویسندهای صاحبفکر هستی…
البته کلی در گفتن جملۀ بالا اغراق کرده تا اهمیت سکوت را نشان بدهد؛ وگرنه من فکر نمیکنم در سکوت آدمی که کتابخوان نیست دستاورد خاصی داشته باشد…
جملهی بالا را تاکنون در بیش از پنجاه کتاب غیرداستانی خواندهام، از کتابهای انگیزشی و بازاری گرفته تا کتابهای تخصصی و آکادمیک…
جملهای که در ادامه نقل میکنم بیش از هر ترفند و تکنیکی در زمینهی مدیریت زمان برایم مؤثر بوده…
معمولاً قلمم خشک نمیشود، ولی گاهی حس میکنم آنچه مینویسم سر ذوقم نمیآورد…
از جملۀ بالا خوشم آمد، بیش از تمامی جمله قصارهایی که در روزهای قبل خواندهام…
پیش نوشت: در میان انبوه جملات کوتاهی که در روز میخوانم این جملۀ کریستوفر مارلو برایم جالب و تأمل بود. به گمانم یک جملۀ خوب
کم نبودهاند تک جملههایی که مرا به خواندن مجموعهٔ آثار یک نویسنده واداشتهاند. چند رو پیش متمم جملهٔ زیر را منتشر کرد که برای من
اعتراف به حماقت و نادانی را به توهمِ دانایی ترجیح میدهم. سه نقل قول آوردهام؛ که فکر میکنم با تامل بر روی آنها میتوانیم جور
برای یک نویسنده تجربهی بد معنا ندارد برای او همه چیز مفید و آموزنده است. ماریو بارگاس یوسا
پیشنوشت: تصمیم گرفتهام از این پس هر پنجشنبه گزیدهای از جملات کوتاهی را که طی هفته خواندهام با شما به اشتراک بگذارم، شاید درباره بعضی