وقتی نمی‌توانم کتاب بخوانم چه می‌کنم+گزین‌گویه‌ها

وقتی نمی‌توانم کتاب بخوانم چه می‌کنم+گزین‌گویه‌ها

گاهی خواندن یک گفتگوی کوتاه می‌تواند به‌اندازۀ یک کتاب ارزشمند مؤثر باشد، مثلاً به‌تازگی گفتگویی خواندم از عبدالله کوثری، که ایده‌های شگفت‌انگیز این گفت‌‌وگو می‌تواند مسیر نویسندگی و مطالعۀ هر کسی را تغییر بدهد.

جملاتی از ابراهیم گلستان در نامه به سیمین

کتاب چاپ می‌کنی و قصه می‌نویسی برای کیفِ خودت. همین فیلم می‌سازی برای کیفِ خودت و بعد برای نشان‌دادنش و این‌که بدانند چگونه کارهای دیگر هم می‌شود کرد و چیزهای دیگری هم می‌شود گفت. حتی تالار نمایش اجاره می‌کنی و آن را نمایش می‌دهی، و کیف می‌کنی که «آب در خوابگه مورچگان» ریخته‌ای…

نظر آلدوس هاکسلی دربارۀ فروید

فروید مخالفان کمی ندارد، در بین روانشناس‌ها بسیارند و در این زمینه مقاله‌ها و کتاب‌های بی‌شماری موجود است؛ اما در دنیای ادبیات هم فروید مخالفان سرسختی دارد؛ از ولادیمیر نابوکف که بگذریم، من نظر آلدوس هاکسی را موجز و هوشمندانه می‌دانم…

سه جمله در باب حماقت

اعتراف به حماقت و نادانی را به توهمِ دانایی ترجیح می‌دهم. سه نقل قول آورد‌ه‌ام؛ که فکر می‌کنم با تامل بر روی آن‌ها می‌توانیم جور دیگری به حماقت نگاه کنیم.   تنها کسی آزاداندیش است که از نوشتن مطالب احمقانه نترسد. آنتوان چخوف ایده‌های احمقانه، معمولاً به شاهکارهای بزرگ هنری منجر می‌شوند. جان تروبی لطفاً […]