۱۳۹۵-۰۴-۲۴

گور پدر کمالگرایی!

درخت نارنج بیرون پنجره بیش از همه شاهد ترس های من است…شاهد خروار خروار کاغذهای کاهی که با راپید یونی پین پنج دهم سیاه میکنم….شاهد هراس من از بازنویسی و انتشار چرک نوشته هایم…نوشته هایی که هرگز آن ها را به کسی نشان نخواهم داد… ترسم از سفیدی کاغذ ریخته و این را مدیون صبح نوشته ها هستم… صبح ها و عصرها کاغذ روی کاغذ انبار میکنم، قلم از روی کاغذ بر نمیدارم، اما پنداری ترسم از نوشتن داستان هایی که در دل دارم بیشتر هم شده… کمالگرایی و کمالطلبی یعنی از دست دادن لحظه ی حال. باید از جایی شروع […]
۱۳۹۵-۰۵-۱۳

پنج نکته درباره وبلاگ نویسی

۱ با آمدن فیس بوک به ایران تب وبلاگ‌نویسی فروکش کرد، بعد با فراگیر شدن گوشی‌های هوشمند و هجوم افراد به وایبر و واتس آپ ایستاگرام، فیس بوک از رونق افتاد و حالا شاهد این هستیم که بیشترین اعضای نرم افزار روسی تلگرام را ایرانی‌ها شکل می‌دهند. من در تب و تاب اولیه وبلاگ نویسی در سال ۸۵ وبلاگی در بلاگفا ساخته بودم. اما آن وبلاگ و دیگر وبلاگ‌هایی از آن جنس، بیشتر در جهت ارضای نیازی بودن که الان شبکه های اجتماعی به شکل بهتر و سریعتری تامین می‌شود. در زمان اوج وبلاگ‌نویسی در ایران، تعداد وبلاگ‌های حرفه ای که […]
۱۳۹۵-۰۶-۱۰

چرا وبلاگم را تبلیغ نمی‌کنم؟

هیچ چیز قدرتمندتر از ایده‌ای نیست که زمان آن فرا رسیده است. ویکتور هوگو ۱ دوستی که کانال شلوغی در تلگرام دارد می‌گوید: دیوونه شدی‌، تو که محتوا داری، روابط خوبی هم داری، یک کانال بزن، خودمم بهت لینک میدم، لااقل چند هزار کیلو فالوور داشته باشی کارات دیده بشن! ولی من مدت‌هاست که در برابر وسوسه فعالیت در تلگرام و اینستاگرام مقاومت می‌کنم. ۲ احساس می‌کنم راه‌اندازی وب‌سایت ترجیح رشد بلند مدت و دیدن افق‌های دورتر است و تلگرام و دیگر شبکه‌های اجتماعی، شهوت زود دیده شدن و مشتری جمع کردن. ۳ هنوز در جایی ننوشته‌ام که بیایید و […]
۱۳۹۵-۰۶-۲۴

من همواره در حال یادگیری هستم

یادداشت‌های روزانه زیاد می‌نویسم، گاهی خیلی زیاد. و البته هرگز نوشته‌هایم را برای خواندن به کسی نمیدهم و خودم هم آنها را بازخوانی نمیکنم. اما وبلاگ نویسی طی همین مدت کوتاه ارتباط عاطفی من با نوشتن را وارد مرحله‌ی تازه‌ای کرده است. نوشتن شاید از شیرین ترین و تلخ ترین کارها باشد. گاهی اوقات پیش می‌آید که حس می کنیم مطلقاً هیچ چیز ارزشمندی برای گفتن نداریم؛ اما این به نظرم ناامیدکننده نیست، بلکه یادآوری می‌کند که باید بیشتر آموخت، بهتر گوش سپرد و با جان و دل زندگی کرد. حالا کتاب‌ها را با دقت بیشتری می‌خوانم تا بهتر و […]