۱۳۹۴-۱۲-۱۳

کلیشه چیست؟

چند سطر زیر را سعید عقیقی نوشته است. این تنها متن روی صفحه‌ زمینه‌ رایانه‌ی من است، هر بار پیش از شروع کارها نگاهی به آن می‌اندازم، نمی‌دانم آیا هنوز ذره‌ای در اجرای جان کلام این چند سطر موفق بوده‌ام یا نه. اما خواندن‌اش را برای هر کسی که دستی در کار خلاقه دارد لازم می‌دانم. بیش از این حرف نمی‌زنم، خودتان بخوانید تا به عمق سخن این نویسنده روشنفکر پی ببرید:   “در پاسخ ِ یک دوست: می خواهی بدانی کلیشه چیست؟ کلیشه یعنی بیش از آن که به کیفیت ِ کارَت فکر کنی، به این فکر کنی که […]
۱۳۹۵-۰۵-۲۱

از دست دادن قطار وقتی دردناک است که…

فلوبر می‌گوید: ای کاش انسان‌ها به جای خواندن انبوهی کتاب،‌ در ۵ یا ۶ کتاب استاد می‌شدند. من اگر توان چنین کاری را داشتم، کتاب قوی سیاه نسیم طالب یکی از انتخاب‌هایم بود. از طریق کتاب هنر شفاف اندیشیدن رولف دوبلی با این کتاب آشنا شدم و بعداً با خواندن کتاب طالب فهمیدم کتاب دوبلی کپی دست چندم و ضعیفی از ایده‌های کتاب طالب است. ترجمه‌ی اولی که از قوی سیاه خواندم کیفیت مطلوبی نداشت. اما از هر فرصتی برای خواندن همین ترجمه نیم‌بند استفاده می‌کردم و شب‌ها به شوق خواندن این کتاب خودم را زودتر به خانه می‌رساندم. و […]
۱۳۹۵-۰۶-۰۵

چند پاراگراف از موریس مترلینگ: اگر مرگ وجود نمیداشت هیچ کس زیر بار زندگی نمیرفت

پیش نوشت: “ممکن است من پیر و شکسته شوم، ممکن است روزگار با من بازی کند، ولی همه وقت بزبان حال میگویم: ای مردم! این منم که برای اولین مرتبه آثار مترلینگ را بزبان فارسی ترجمه کرده‌ام.“ جملات بالا را ذبیح الله منصوری در صفحه اول کتاب خداوند بزرگ و منِ موریس مترلینگ نوشته است. هر از گاهی بین کتاب‌هایم می‌چرخم ببینم چه کتابی از نگاهم پنهان شده است، و بعضی وقت‌ها بی آنکه متوجه زمان باشد چند ساعتی در میان کتاب‌ها پرسه می‌زنم. چند روز پیش کتاب‌های خاک‌خورده‌ی مترلینگ را جستم که از کتاب‌های باقی‌مانده از دوره‌ی‌‌ جوانی پدرم […]
۱۳۹۵-۰۶-۲۰

راز بهره‌وری دراکر

پیش نوشت: مدتی است در حال مطالعه کتاب بی نظیر روانشناسی خلاقیت نوشته ی میهای چیکسنت میهای(نشر مازیار) هستم.دوست داشتم پاراگراف زیر را-که برایم الهام بخش بود- با شما به اشتراک بگذارم:   ” پیتر دراکر، مرشد مدیریت، در نامه امتناع از شرکت در مطالعه ما چهار دلیل(به علاوه یک دلیل پنجم برای شرکت نکردن در چنین پژوهش هایی) برای دستاوردهایش ذکر می کند: (الف) توانسته ام مولد باشم چون همیشه دوستدار تنهایی بودم و مجبور نبوده ام برای داشتن زیر دست، دستیار، منشی و بقیه تلف کنندگان وقت، وقت صرف کنم، چون(ب) هیچ وقت به دفترم در دانشگاه پا […]