۱۳۹۴-۱۲-۰۷

شاعری که کلمه‌ها را می‌خرید…

پیش‌نوشت: قصه‌ی زیر بخشی از فیلم یک روز به اندازه‌ی ابدیتِ  تئو آنگلوپولوس فقید است. این فیلم با فضا‌سازی شاعرانه وسبک استادانه‌‌ی آنگلوپولوس یکی از چند فیلم محبوب من است که هر از گاهی با تماشای دوباره‌ی آن جان تازه‌ای میگیرم.چند پاراگراف زیر را از زیرنویس فیلم پیاده کرده‌ام.امیدوارم شما هم داستان شاعری که کلمه ها را می‌خرید، دوست داشته باشید: “مرد و کودک دست در دست هم کنار دریاچه قدم می‌زنند. مرد: زمانی شاعری بود، شاعر بزرگ یونانی در قرن گذشته(قرن نوزدهم) ، اما در ایتالیا بزرگ شده بود و زندگی می‌کرد…یک روز که شنید یونانی‌ها، زیر سلطه‌ی عثمانی‌ها، مثل برده زندگی […]
۱۳۹۵-۰۵-۰۸

نتوان مرد به سختی که من این جا زادم

هر گاه نام سعدی را می‌شنوم حالم خوب می‌شود، گویی از دوستی صمیمی نام برده‌اند. ورق زدن گلستان و غزلیات سعدی هیچوقت نا امیدم نکرده، همیشه شعری بوده که با حال و روزم سازگار باشد. شعری که آنقدر سر ذوقم بیاورد تا با صدای بلند برای اطرافیانم بخوانمش. امروز، روز غزل زیر بود: من از آن روز که دربند توام آزادم پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم همه غم‌های جهان هیچ اثر می‌نکند در من از بس که به دیدار عزیزت شادم خرم آن روز که جان می‌رود اندر طلبت تا بیایند عزیزان به مبارک بادم من که در […]
۱۳۹۵-۰۶-۱۶

ده کلمه مورد علاقه من

باران شعر آبی عشق شب داستان دوست نوشتن کتاب خلوت
۱۳۹۵-۰۶-۳۰

جز دوست نخواهم کرد از دوست تمنایی

حرف از سهل ممتنع شد، استاد بزرگ و عزیزی  از سعدی مثال آورد و گفت با این بیت می‌توان عمری زندگی کرد، بیت شگفت انگیزی که با دو”تمنا” و سه” دوست” ساخته شده: گویند تمنایی از دوست بکن سعدی جز دوست نخواهم کرد از دوست تمنایی از آن روز تا به حال با این بیت زندگی می‌کنم و هر بار با رونویسی از آن جان تازه‌ای می‌گیرم. متن کامل غزل