۱۳۹۵-۰۵-۰۳

چرا زل نمی‌زنی به دیوار سفید؟

در اتاقت باید دیوار سفیدی باشد ، بدون حتی یک جای میخ ایده‌ها توی دیوار سفید است، آنقدر زل بزن تا بیاید روی دیوار هر روز چند دقیقه‌ای سر از کتاب و مانیتور بردار و خیره شو به قاب سفید دیوار بگذار جهان خودش را به تو عرضه کند توصیه ناصر تقوایی را فراموش نمی‌کنم: میزتان را بچسبانید به دیوار، دیوار را پرده سینما فرض کنید و هر چه روی دیوار می‌بینید، بنویسید…
۱۳۹۵-۰۵-۲۵

من و گوسفندنگری!

در صحرایی برهوت و بزرگ، آسمان ابری و گرفته بود، و سگ های تیزدندان، سگ‌هایی با پوست روشن قهوه ای و زبان‌های دراز  سرخ ، دور تا دورم را گرفته بودند و مردمانی که در دوردست بی تفاوت به پایین تپه ها و چشم اندازهای آن زمین‌های لم‌یزرع مینگریستند. سگ‌ها کاری با من نداشتند، در این میان گوسفندی وحشی به من حمله کرده بود و پایم را رها نمی کرد، چهره گوسفند کم از گرگ نداشت، گوسفندی که دندان‌های تیزی داشت و پشم‌های چرکش خاکستری شده بود. می دانستم تقلایم برای رهایی از موجود بی خطری مثل گوسفند،حرکتی مذبوحانه است! […]
۱۳۹۵-۰۶-۰۶

عشق یعنی خلاقیت

پیش نوشت: متن زیر حین پیاده‌روی به ذهنم رسید. حس خوبی به آن داشتم، بنابراین ویرایشش نکردم.‌   جایی که ماییم خلاقیت ته کشیده و دریغ از اندک کوششی برای خلاقانه زیستن. از معماری و کسب و کار تا غذا خوردن و سلامتی، به یکباره خلاقیت را کنار گذاشته‌ایم و به تعبیر ناصر تقوایی چیدمان خانه‌هان شبیه چلوکبابی‌ها شده! از همه توقع نبوغ نداریم اما خلاقیت چرا، خلاقیت اکتسابی است. دراین میان خلاقیت در رابطه‌ی عاطفی اهمیت زیادی دارد. خلاقیت در عشق: از هدیه دادن تا حرف زدن… چون عشق ذاتاً خلاقانه است، عشق از ذهن داستان‌سرای بشر نشأت می‌گیرد. […]
۱۳۹۵-۰۶-۱۵

کاکتوس‌کشی!

کاکتوس کوچکی داشتم که جایش توی قفسه کتاب‌هایم بود، با دیدنش یاد بیابان می‌افتادم و حالم خوب میشد. گاهی حس میکردم باید جلد هر کتاب جدیدی که به قفسه اضافه می‌کنم، نشانش بدهم، مبادا حس غریبی کند. اینستاگرام است و هزار توصیه صد من یه غاز درباره سبک زندگی و… مادرم کاکتوس بینوا را قرض گرفت که بگذارد کنار مودم اینترنت، گویی توی همین اینستاگرام از خدا بی خبر نوشته بوده کاکتوس زهر وای فای را میگیرد و باعث دفع مضرات امواج اینترنت می‌شود! یکی دو هفته بیشتر نگذشت که کاکتوس بینوا و ضعیف الجثه مُرد، پنداری دوری از کتاب‌ها […]