چرا باید تکراری بنویسیم؟
چرا باید تکراری بنویسیم؟
۱۳۹۷-۰۴-۱۸
یک روش برای کتاب خریدن و مطالعه کردن
یک روش برای کتاب خریدن و مطالعه کردن
۱۳۹۷-۰۴-۲۰

تقریباً تمام چند صد نفری که مخاطب ثابت این سایت هستند، اهل نوشتن یادداشت‌های روزانه‌اند و هر روز زمانی را صرف قلم‌فرسایی و کیبوردفرسایی می‌کنند.

اهل بخیه این نوع نوشته‌ها را که در خلوت، بدون ارائه به هیچ‌کس نوشته‌ می‌شوند برون‌ریزی‌های ذهنی می‌نامند.

افکار آدم غالباً مثل علف هرز هستند، بی‌آنکه کنترل چندانی روی آن‌ها داشته باشی می‌رویند و گاه تا مرز خفه شدن درون و بیرونت را محاصره می‌کنند. روزانه‌نویسی، هرس باغچۀ ذهن است و رهیدن از بند افکار پریشان.

این‌جوری می‌شود که هزار کلمه نوشتن هزار درد آدم را درمان می‌کند.

شاید دوست داشته باشید با صفحات صبحگاهی بیشتر آشنا شوید: تنها راه نویسنده شدن

 

اینجا صرفاً نمی‌خواهم از خوبی‌های روزانه‌نویسی بگویم.

مدتی‌ست که یادداشت‌های روزانۀ نویسنده‌های مختلف را زیر ذره‌بین گذاشته‌ام.

بسیاری از این نوشته‌ها پس از مرگ نویسنده‌ها به چاپ رسیده‌اند و معدودی هم در زمان حیات آن‌ها.

 

کتاب «روزها در راه» را به‌جرئت می‌توان بهترین نمونۀ یادداشت‌نویسی روزانه در ادبیات ایران دانست.

شاهکاری که می‌تواند درس‌نامۀ نثر فارسی باشد. کتابی پر از استعاره‌ها و تعابیر زیبا و نفس‌گیر. روایتی دقیق و دل‌نشین از بهترین فارسی‌نویس معاصر: شاهرخ مسکوب بزرگ.

 

جذابیت یادداشت‌های روزانه این است که آلوده به خطاهای خاطره‌نویسی نیست.

خاطر‌ه‌نویس در روایت خاطره، حال و هزار چیز دیگر را هم مخلوط می‌کند.

چه بسیار خاطره‌نویس‌هایی که کاملاً عکس چیزی را که اتفاق افتاده روایت کرده‌اند و حتی خود از دروغ خود بی‌خبر بوده‌اند.

شاید دوست داشته باشید نگاهی به این مطلب بیندازید: حافظه‌ای که داشت خیانت می‌کرد!

 

باز هم حرف توی حرف شد، اصل مطلب اینکه آیا اگر روزی خواسته یا ناخواسته یادداشت‌های روزانۀ ما چاپ شد، برای دیگران ارزش خواندن خواهد داشت؟

من خواندنی بودن یادداشت‌های روزانه را علاوه بر قدرت نثر و مهارت نویسندگی در جای دیگری می‌بینم.

ما روزهایمان را چگونه می‌سازیم و تفسیر ما از وقایع چگونه است؟

 

در کتاب مسکوب چندان خبر از گل‌وبلبل نیست. اتفاقاً تلخی آن گاهی مثل گیاهی زهرناک چنان دور ذهن خواننده حلقه می‌زند که نمی‌توانی به‌راحتی خودت را آزاد کنی.

اما چرا زندگی مسکوب الهام‌بخش است؟

یا اینکه چگونه می‌توانیم یادداشت‌های روزانه‌مان را خواندنی‌تر کنیم؟

 

حتی اگر این یادداشت‌ها هرگز منتشر نشوند، با خوب نوشتن آن‌ها می‌توانیم زندگی بهتری را تجربه کنیم.

 

یک سری از ایده‌های مفیدی را که به ذهن می‌رسد فهرست‌وار می‌نویسم:

 

 هر روز یک گفتگوی خوب، حضوری یا تلفنی داشته باشیم. لازم نیست برای گفتگو نقشه‌ای از پیش تعیین شده داشته باشیم. همین گفتگوهای خود به خودی و ظاهراً ساده با مادر، همسر، فرزند و دوست می‌تواند پر از نکات الهام‌بخش باشد. نوشتن این گفتگو در یادداشت‌های روزانه تصویری ملموس‌تر از زندگی ما می‌سازد.

 

 پیاده‌روی ورزش نویسنده‌هاست. بخشی را به نوشتن تداعی‌هایی که حین پیاده‌روی در ذهنمان شکل گرفته اختصاص بدهیم. پیاده‌روی آشکارکنندۀ بهترین بخش زندۀ ذهن ماست.

 

 یک صحنه از وقایع روز را با جزییات کامل بنویسم. در توصیف صحنه از حواس پنج‌گانه‌مان بهره ببریم. این صحنه می‌تواند صف نانوایی باشد یا پنچرگیری ماشین. موضوع اهمیت چندانی ندارد. تلاش ما برای شرح جزییات جذاب است.

 

 دربارۀ بزرگ‌ترین چیزهایی که ما را می‌آزارند و به خشم در می‌آورند بنویسم. نهایت تلاشمان را برای جلوگیری از خودسانسوری بکنیم و تا می‌توانیم بی‌پروا بنویسم و از خودافشایی نهراسیم. فلسفیدن دربارۀ موضوعات اساسی هم می‌تواند جذاب باشد.

 

 کلمات و عبارات تازه‌ای را از کتاب‌هایی که تازه خوانده‌ایم وارد یادداشت‌های روزانه کنیم. با آن‌ها کلمات و جملات تازه بنویسم.

 

 جوری زندگی کنیم که ارزش نوشتن داشته باشد. عشق ورزیدن، بخشیدن بدون چشمداشت، مطالعه کردن، مراقبه کردن و تلاش برای داشتن کاری خلاقانه؛ شاید همگی تلاشی برای ساختن زیستی نوشتنی باشند.

 

یادداشت‌های روزانه می‌توانند نشانگر زندگی‌‌ای باشند که علیرغم شداید و مصائب، ارزش زیستن داشته است.

 

  بعد از خواندن این مطلب چه‌کار کنم؟

می‌توانید «راهکاری برای تقویت عضلۀ نویسندگی» را بخوانید.

شرکت در طرح تابستانه مدرسه نویسندگی (طرحی ویژه برای نوشتن و تولید محتوا در تابستان ۹۷)

دانلود رایگان کتاب چگونه به یک نویسنده آنلاین تبدیل شویم؟

اینستاگرام آموزشی شاهین کلانتری

کانال مدرسه نویسندگی در تلگرام

7 دیدگاه ها

  1. زهرا گفت:

    من از دوران نوجوانی مینویسم. دفترهایی که مینویسم و پر میشن و میرن تو انبار از سالنامه هام تعدادشون بیشتره. نوشتین که جوری زندگی کنیم که ارزش نوشتن داشته باشد. عشق ورزیدن، بخشیدن بدون چشمداشت. به شخصه در جایی از زندگیم اییستادم که دفتر خاطراتم الان پر است از نکات منفی، بغض، جنگ و جدل درونی، فکرهای بی پایان، ترس. اصلا از عشق و بخشیدن ذره ای خبری نیست.

    • شاهین کلانتری گفت:

      زهرا جان
      من هر نوشته هام پر از چیزهای منفی و تلخه.
      این نکته مثبتیه. اصولاً نوشتن وقتی اثر میذاره که ما تمام درونیاتمون رو خالصانه روی کاغذ بیاریم.
      کاری که شما کردین بهترین نوع نوشتار درمانیه.
      ادامه بدید، با قدرت…

  2. صابر گفت:

    “جوری زندگی کنیم که ارزش نوشتن داشته باشد.”
    چقدر صریح و موجز ….
    همین یک جمله می‌تواند زندگی همۀ انسان‌ها را تغییر دهد …..

  3. سلام عرض میکنم خدمتتون چقدر عالی نوشتین مثل همیشه.واقعا لذت بردم.مخصوصا اون قسمتی که جوری زندگی کنید که ارزش نوشتن داشته باشد ببخشید عشق بورزید و… واقعا این یک واقعیت تلخ این که گاهی انقدر روزهای ما یکنواخت و ساده و بی محتوا میگذرد که خجالت میکشیم انگار بنویسیم.اصلا برای همین است شاید اگر گاهی از روزانه نویسی دور میشیم.چون گاهی به تکرار و روزمرگی میفتیم.

    • شاهین کلانتری گفت:

      سلام به بهاره عزیز
      چه خوشحالم که اینجایی.
      سایتت خیلی خیلی مبارک.
      ممنونم از کامنت زیبایی که برام نوشتی.

  4. جوری زندگی کنیم که ارزش نوشتن داشته باشد.
    بی نظیر بود این جمله!!!

    چقدر زیباست نگاه شما…
    اگه زندگیت حرفی برای گفتن و نوشتن نداره، طوری زندگی کن که ارزش نوشتن داشته باشه.
    مثل همیشه آموختم و بسیار لذت بردم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *