از بغرنج‌ترین وضعیت‌های یک نویسنده: شما هم این مشکل را دارید؟
از بغرنج‌ترین وضعیت‌های یک نویسنده: شما هم این مشکل را دارید؟
۱۳۹۷-۰۴-۰۴
ناامنی ذهنی و دانشگاه+سوال‌هایی برای اندیشیدن در شرایط بحرانی
سوال‌هایی برای اندیشیدن در شرایط بحرانی
۱۳۹۷-۰۴-۰۸

نویسندۀ پاره‌وقت محکوم است به پاره شدن. یا خودش از فرط نفرت، نوشته‌های بدردنخورش را پاره می‌کند، یا خواننده و ناشر و سردبیر از فرط ملال و تهوع.

نوشتن و نویسندگی امری پاره‌وقت نیست. اصولاً کسی که هر از گاهی یادی از نوشتن می‌کند نباید توقع خوانده‌شدن داشته باشد. مخاطب نویسنده‌‌ای را جدی می‌گیرد که که نوشتن را جدی گرفته باشد.

حالا ممکن است برخی دوستان این حرف را به ریش و گیس بگیرند و بگویند: «اگر تمام‌وقت بنویسم، خرج زندگی‌ام را چه کسی می‌دهد؟ من اگر یک روز کار نکنم از گرسنگی می‌میریم. اصلاً مگر می‌شود توی این خراب‌شده نویسندۀ تمام وقت بود؟»

خب، اصل ماجرا این است که شما حتی می‌توانید ۱۲ ساعت از روز را مشغول کاری کاملاً بی‌ربط با نوشتن باشید اما کماکان یک نویسندۀ تمام‌وقت محسوب بشوید.

تبدیل شدن به نویسنده‌ای تمام وقت آسان نیست، اما شدنی است. توجه داشته باشید که غالب شیفتگان نویسندگی حتی نویسندۀ پاره‌وقت هم نیستند. در اصل پاره‌تر از این حرف‌ها هستند!

ویژگی‌های یک نویسندۀ تمام‌وقت چیست و چه تفاوت‌هایی با نویسندۀ پاره‌وقت دارد؟

پاره‌وقت یا تمام‌وقت بودن در دنیای نویسندگی نسبتی با تصور رایج پاره‌وقت و تمام‌وقت در دنیای کارمندی ندارد.

نویسندۀ تمام وقت یعنی کسی که ذهن و ضمیر او، خودآگاه و ناخودآگاه، تمام‌وقت مشغول فکر به نوشتن و نویسندگی است. نویسندۀ تمام‌وقت زندگی می کند تا بنویسد، چون نوشتن را نوع بهتری از زیستن می‌داند. نویسندۀ پاره‌وقت که غالباً از ولگردهای اینستاگرامی هم هست نوشتن را به تفنن، در کنار چیزهای دیگر می‌خواهد، و غالباً هم بدون عرق‌ریزان جسم و روح.

نویسندۀ پاره وقت نویسندۀ تمام وقت
هر از گاهی یاد نوشتن می‌افتد. هر لحظه به نوشتن فکر می‌کند.
به صورت تفننی هر بار، مقدار نامعینی می‌نویسد. هر روز مقدار معینی می‌نویسد.
فقط وقتی ایده‌ای داشته باشد سراغ نوشتن می‌رود. منتظر ایده نمی‌ماند. ایده‌ها را حین نوشتن کشف می‌کند.
شهوت چاپ شدن و دیده‌شدن دارد. کارش را درست انجام‌ می‌دهد و خوانده شدن را نتیجۀ جانبی خوب نوشتن می‌داند.
مطالعه برای اون امری تفننی و مقطعی است. به طور منظم و مداوم مطالعه دارد.
هر از گاهی یادداشت‌برداری می‌کند. همیشه دفترچه یادداشتی را کنار دست خودش دارد.
برای اندک چیزی که نوشته به فکر بازخورد گرفتن است. او بهترین منتقد خودش است. و بازخورد گرفتن را زمانی مناسب می‌داند که بهترین کارش را نوشته باشد.
به یادگیری پایه‌ای و عمیق زبان فارسی بی‌توجه است. زبان را مهم‌ترین رکن نوشتن می‌داند و در جهت غنای زبانی‌اش می‌کوشد.
از اهمال‌کاری و کمال‌طلبیِ بیهوده رنج می‌برد. اندک اندک مهارت خودش را بهبود می‌بخشد و به خودش اجازۀ اشتباه کردن و شکست خوردن می‌دهد.
حتی کتاب‌های مورد علاقه‌اش را هم فقط یک بار می‌خواند. او می‌داند که راز لذت و یادگیری در دوباره‌خوانی است. او حتی از نوشته‌های مورد علاقه‌اش رونویسی می‌کند.

 

بعد از خواندن این مطلب چه‌کار کنم؟

می‌توانید «آیا می‌توانید به این سؤال‌ها پاسخ بدهید؟» را بخوانید.

شرکت در طرح تابستانه مدرسه نویسندگی

دانلود رایگان کتاب چگونه به یک نویسنده آنلاین تبدیل شویم؟

اینستاگرام آموزشی شاهین کلانتری

 

7 دیدگاه ها

  1. باران بهار گفت:

    فوق العاده بود ! یک طنزآموزِ پرملات و پرمایه! کِیف کردم! دستمریزاد استاد!
    نوشتن و دیگر هیچ ! همه چیز برای نویسنده خلق شدند تا مدام بنویسد و تنها بنویسد و بهتر بنویسد و بنویسد تا به نامیرایی برسد.

  2. نویسنده پاره وقت با کوچکترین انتقاد اطرافیان و مخاطبانش روحیه اش را می بازد و بی خیال نوشتن می شود،
    ولی
    نویسنده تمام وقت بی توجه به هر حرف و سخن و انتقادی و تحت هر شرایطی به نوشتن ادامه می دهد.

  3. سلام..
    یک سوال ؟ کسی که می نویسد و به اشتراک نمی گذارد …پاره وقت است یا تمام وقت ؟

  4. سلام
    وقتی مانند شرلوک هلمز به سمت راست جدول نگاه کردم خودم را جز قاتل ندیدم .
    ممنونم از یادآوری دقیق شما

    • شاهین کلانتری گفت:

      زنده باد محمد عزیز
      در مسیر نوشتن، ما قدم به قدم بهتر میشیم، فقط باید به حرکت ادامه بدیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *