قیمت تولید محتوای خوب و درجه‌یک چقدر است؟
قیمت تولید محتوای خوب و درجه‌یک چقدر است؟
۱۳۹۷-۰۳-۲۸
قاتل اولویت‌ها
قاتل اولویت‌ها
۱۳۹۷-۰۳-۳۰

بد بودن چقدر خوب است+بدترین بهانه‌های ننوشتن

بد بودن چقدر خوب است+بدترین بهانه‌های ننوشتن

اینکه به خودت اجازه بدهی در شروع هر کاری بد و ضعیف عمل کنی شاید مهم‌ترین ویژگی یک فرد موفق باشد.

حتی یک نویسندۀ نابغه هم در اولین انشاهای خودش ناقص و دست‌وپاشکسته می‌نویسد.

برای هر نوقلمی، شاید بازخوانی اولین نوشته‌هایش از لمس کردن سوسک توی دستشویی هم چندش‌آورتر باشد.

عمداً اغراق کردم که بگویم در ابتدای راه انقدر دنبال کیفیت کار و پسند دیگران نباش. شاید اینجوری کمی راحت‌تر سوسک‌آفرینی کنی!

 

بد شروع کردن بد نیست، بد ماندن بد است، و طفره رفتن از آغاز کار بدتر از هر چیز دیگر.

طفره رفتن غالباً با سیاهه‌ای از بهانه‌ها همراه است که در زیر پنبۀ همۀ آن‌ها را می‌زنیم.

 

لیست بدترین بهانه‌های ننوشتن + پرانتزپرانی‌های من!

 

  نوشتن را بلد نیستم. (اگر دو کلاس سواد داشته باشی، از پس نوشتن برمی‌آیی، فقط باید بیشتر بنویسی تا راه بیفتی.)

 

 کسی را ندارم تا به من بازخورد بدهد. (چرا باید کسی حوصلۀ لمس سوسک‌های چندش‌آور تو را داشته باشد.آنقدر بنویس و منتشر کن تا کیفیت کار تو دیگران را به بازخورد دادن وادار کند.)

 

 به اندازۀ کافی مطالعه نداشته‌ام. (خواندن و نوشتن را باید همزمان با هم پیش ببری، وگرنه هر چقدر هم بخوانی هیچوقت احساس کفایت به تو دست نمی‌دهد)

 

 نمی‌دانم دربارۀ چه چیزی بنویسم. (خب اصلاً اگر دقیقاً بدانی می‌خواهی دربارۀ چه چیزی بنویسی که دیگر نوشتن لطفی ندارد. محض رضای خودت افسار قلمت را رها کن و بگذار خودش هر جا دوست دارد سرک بکشد.)

 

 من برای نوشتن زمان کافی ندارم. (چطور برای چک کردن تلگرام و تلویزیون دیدن و عروسی کردن و هزار تا کار بیهودۀ دیگر فرصت داری؟ خب یه مقدار وقت بدزد برای نوشتن. روزی ۳۰ دقیقه هم کافی است.)

 

 نوشته‌هایم را چگونه منتشر کنم، کدام ناشر نوشته‌های یک نویسندۀ تازه‌کار را چاپ می‌کند؟ (واقعاً خجالت نمی‌کشی در عصر اینترنت و زمانه‌ای که می‌توانی به صورت آنلاین آثارت را در معرض دید میلیون‌ها نفر بگذاری؛ چنین حرفی را می‌زنی؟)

 

 اینهمه نوشته و کتاب و محتوا، چه کسی کار من را می‌خواند؟ (این نشانۀ بی‌عرضگی و بی‌سوادی تو است که نمی‌توانی در بهترین دورۀ تاریخ تکنولوژی جامعۀ مخاطبان خودت را بسازی. تو سعی کن قلمت را آزاد بگذاری و خودت باشی و نوشته‌هایت را منظم منتشر کنی. دیگران شیفتۀ تو می‌شوند.)

 

اگر واقعاً تب نویسنده‌شدن داری، نوشتن را از همین لحظه شروع کن.

 

بعد از خواندن این مطلب چه‌کار کنم؟

می‌توانید «دستاورد تعهد دیوانه‌وار» را بخوانید.

شرکت در طرح تابستانه مدرسه نویسندگی

7 دیدگاه ها

  1. باران بهار گفت:

    یه بی پروایی و جسارت خاصی داره نوشته هاتون!
    هر روز مطلب میزارید و هر روز به دنبال کننده هاتون یادآوری می کنید که بلند شن و شروع کنن و بهتر و بهتر و بهترین بشن، اونم تو دنیا و مخصوصا کشوری که همه آفریده شدن تا زیرآب هم رو بزنن و همدیگر رو له کنن! چی میشه گفت جز ممنون از این همه انسانیت و سخاوت
    مثل همیشه قدرتمند و بی نظیر

  2. معصومه گفت:

    شاهین جان تو محشری
    آی خوشم میاد وقتی می زنی سیم آخر
    دقیقا می زنی توی برجک مون

  3. مائده گفت:

    در جواب بعد از خواندن این مطلب چه کار کنم زیر پست باید بگم بیخیال شامی که میخواستم بخورم میشم و میشینم مینویسم
    واقعا خجالت کشیدم بابت بهونه های بدتر از اینایی که برای خودم میارم

  4. سارا گفت:

    سلام
    چنان بیرحمانه و برحق! به کسایی که بهانه های مختلف و متعدد و بنی اسراییلی برای نوشتن میارن میتازید که ادم کلی خجالتزده میشه وو دلش میخواد کاش زمین دهن باز میکرد والان جزو ننویسنده ها نبودو بهتراست برود وکشک خودش را بسابد..
    احساس ولا الضالین به ادم دست میده بل هم اضل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *