جمله‌ای بسیار کوتاهی از وودی آلن
جملۀ بسیار کوتاهی از وودی آلن
۱۳۹۶-۱۱-۰۵
اگر فقط همین یک کار را زیاد انجام بدهید...
اگر فقط همین یک کار را زیاد انجام بدهید…
۱۳۹۶-۱۱-۰۸

چرا شب‌ها وقتِ نوشتن است؟

چرا شب‌ها وقتِ نوشتن است؟

نوشتن توی دل شب ماجرای دیگر‌ی‌ست.

شب راه می‌دهد به تمرکز، چون دست آدم به هیچ جایی بند نیست. اگر کاری به ذهنت برسد، نه می‌توانی به کسی زنگ بزنی نه می‌توانی پاشنه پاهایت را بکشی و راهی بیرون شوی، نه می‌توانی پیاده‌روی بروی و نه در خانه هم‌صحبتی داری، مزاحمت و سروصدا هم در کم‌ترین حد ممکن است.

من اصراری ندارم شما شب‌ها بنویسید، چه‌بسا که اغلب نویسنده‌های بزرگ جهان صبحگاهان را برای نوشتن مناسب‌تر می‌دانسته‌اند.

اما من شب‌ها را دوست‌تر می‌دارم. صبح تا قهوه اثر کند من دوباره به خواب رفته‌ام! سحر که بیدار می‌شوی زندگی پیش‌ روست، ذهن تو هزار برنامه پیش‌ رویت می‌گذارد و هزار ماجرا برای دنبال کردن، اما شب بن‌بست محض است و مجبوری دستت را بند نوشتن کنی.

محمدرضا شعبانعلی سال‌ها قبل توییت جالبی نوشته بود:

«شب‌ها را دوست دارم، شب‌ها کشورم جمعیتی دارد که فکر می‌کنم از لحاظ کیفیت از بیداران روز برترند.»

این جمله به جغدهای شب‌زنده‌داری که مشغول نوشتن هستند حس خوبی می‌دهد. چه چیزی از این بهتر؟

 

عضویت در کانال مدرسه نویسندگی در تلگرام

سایت رسمی مدرسه نویسندگی

15 دیدگاه ها

  1. سمانه گفت:

    عاااالی بود مثل همیشه،و واقعا من هم همین حسو دارم و شبها همیشه برام الهام بخش تر هستند.
    ممنون از نوشته های زیباتون که جانی تازه به اندیشمون میده.

    • شاهین کلانتری گفت:

      سلام سمانه جان
      خوشحالم که دوست شب زنده داری مثل شما این وقت شب این کامنت زیبا رو برام نوشته.

  2. baran bahar گفت:

    شب بهترین زمان الهام و نوشتن است ، مخصوصا اگه شب برفی باشه!!! مثل امشب !

  3. ساره گفت:

    خيلي خوب بود
    دقيقا حس منم همين طور هست
    سكوت شب فقط براي نوشتن است
    براي رهايي از صداهاي ممتد روز
    در تاريكي شب با روشنايي كم نور فقط بايد رفت به دل نوشتن و خيالات تمام ناشدني ذهن…

  4. فاطمه گفت:

    به قول فروغ،
    از سیاهی چرا حذر کردن؟
    شب پر از قطره های الماس است

  5. علیرضا گفت:

    درود بر شاهین عزیز
    این روزها که من شدم شاهد شب. فقط شب رو میبینم نه دیگه دستم به قلم میره نه روی کیبرد برای نوشتن تکون میخوره. انگار خشک شدم شایدم جغد پیری شدم و خرامان به سوی تنه خالی درخت میخزم.
    شب موقعی که درخت‌ها خوابیدن و پرنده‌ها ارام گرفتن، همیشه نور ضعیف اتاق بعضی‌ها صفای بیشتری به شب میده. مثل نور ضعیفی که شاهین برای شب روش میکنه و این انرژی رو با نوشتنش با ما تقسیم میکنه.
    حالمو بهتر کرد نوشتت:)
    سپاس

    • شاهین کلانتری گفت:

      سلام به علیرضای عزیز
      نبودی، دلم برات تنگ شده بود، که اومدی
      کامنت هات رو بی نهایت دوست دارم.
      به امید دیدار، به زودی

  6. Ahmad گفت:

    کسانیکه شب بیدارن ،درواقع بیدارن
    شبها انسانها از قسمت راست مغزشان بیشتر استفاده میکنند چون متمایز میشی ..

  7. اقا منم برای سایتم فقط شب ها میتونم کار کنم..بنویسم براشون.بهشون رسیدگی کنم.
    خیلی جالب بود.روزها پر مزاحمه…یا بیرون کار پیش میاد..یا یکی زنگ میزنه ازت چیزی میخواد.
    اصن روزا باس خوابید …چه حرفی زده استاد شعبانعلی.دمش گم..کمرم شکست با حرفش

  8. نرگس پناهپور گفت:

    سلام استاد .منم عاشق شب هستم ,عاشق سکوت شب ,وقتی که دو تا فرشته کوچولوی من از فرط خستگی مبخوابند من تازه معنی سکوت و فکر را میفهمم ,خودم رو مهمان یک لیوان چای میکنم و فکر میکنم به آرزوها و موفقیت هایی که انتظار من را میکشند …
    شب و روز معجزه هستند …

  9. پروانه گفت:

    ممنون . چنانچه شب بیداری به سلامت جسممان لطمه ای واردنکند .

  10. ستاره اردانی زاده گفت:

    خوشبختانه ما از جغد های شبیم اگه مادرمون نره کنتور برق رو برای اینکه ما بخوابیم خاموش کنه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *