چگونه برای یک گفتگو آماده می‌شوم؟
۱۳۹۶-۰۵-۰۹
گرافیک
یک مهارت لازم و درخشان برای همه
۱۳۹۶-۰۵-۱۱

چرا باید تکراری بنویسیم؟

نوشتن و نویسندگی

اگر بخواهیم ماجرایی را به‌صورت مکرر برای اطرافیانمان تعریف کنیم درنهایت حوصلۀ شنوندگان را سر می‌بریم.

حتی دوستانی که بیشتر همدردی را نشان می‌دهند که از شنیدن داستان‌های تکراری ما آزرده می‌شوند.

در فرایندهای نوشتار درمانی اشاره می‌‌شود که بخشی از فرآیند بهبودی از طریق نوشتن، بیان مکرر یک داستان است.

پس چه باید کرد؟

دفتر خاطرات روزانه بدون هیچ اعتراضی گوش شنوایی برای خاطره‌های تکراری ماست.

مثلاً من یک رویداد تلخ عاطفی را بیش از صدبار از زوایای مختلفی نوشته‌ام؛ و حالا به‌عنوان ناظری بیرونی و آرام به آن نگاه می‌کنم.

بنا نیست هر بار که دست‌به‌قلم می‌بریم چیزهای تازه بنویسم. گاهی تکرار، دنیای نویی را پیش روی ما قرار می‌دهد.

چگونه نویسنده شویم؟ | دریافت کتاب قدرت نوشتن |کانال مدرسه آنلاین نویسندگی در تلگرام

6 دیدگاه ها

  1. khajeh گفت:

    شاید دلیل اینکه از تکراری نوشتن بدمان می آید این است که می خواهیم حتما نوشته هایمان را دیگران ببینند ….
    چه بسیار شده که نوشتم فقط برای نوشتن و در نهایت خواندنشان سهم آتش شده ویا هم سطل زباله تنها خواننده آن بوده ولی از یاوه سرایی دست بر نداشتم…

  2. خانم آ گفت:

    سلام آقای کلانتری
    یه سوال دارم.
    من یک وبلاگ دارم و توش می نویسم. نوشته هام بد نیست اما خواننده هام خیلی خیلی کمن. دلسرد میشم از نوشتن. حتی با خواننده هام ارتباط میگیرم و اونا و وبلاگ و نوشته هاشون هم برام مهمه . بهشون سر می زنم و نظرم رو درباره نوشته هاشون میگم اما بقیه اینطور نیستن. دلم می خواد درباره نوشته هام نظر بدن اما خیلیا فقط می خونن و می رن. بدون نظر. حتی دوستام. چطور می تونم مخاطب داشته باشم و اونا رو جذب کنم؟ میشه راهنمایی کنید. خیلی ممنونم.

    • شاهین کلانتری گفت:

      سلام به خانم آ
      آدرس وبلاگتون رو به من هم بدید.
      این موضوع نگران کننده ای نیست. طبیعیه.
      من وبلاگتون رو میبینم. بعد با هم بیشتر گپ میزنیم.

  3. فاطمه بانشی گفت:

    سلام
    به نظرم بعضی از افکار ودغدغه ها و دل مشغولی رو باید تکراری نوشت.باید نوشت و به ان فکر کرد تا از درونش انچه را که باید به دست اورد.من به این باور رسیدم که تا ننوشته ام نمیتوانم فکر کنم و تصیمیم درست بگیرم.

  4. زهرا گفت:

    گاهي مكرر وقايع روزمره را مينويسيم در دفتر خاطرات، و همين روزها و اعمل تكراريشان در پس سالها به شيرينترين خاطرات تبديل ميشوند و ميخواهي كه بخواني بارها و بارها آنچه راكه برايت روزمره بوده است روزي، و امروز آرزو و ايكاشمان ميشود، پس نسوزانيم خاطرات باهم بودن امروزمان را كه فردا تلالويي ويژه ميگيرد به خود. بنويسيم و بنويسيم از عزيزاني كه امروز كنارمان هستند و تكرار بودنشان ، حس درك وجودشان را از ما ربوده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *