چگونه نویسنده شویم؟ ۵۵ نکته کاربردی درباره آموزش نوشتن مقاله، داستان کوتاه، رمان، نامه و کتاب

چگونه نویسنده شویم؟ اصول نویسندگی در ۵۵ نکته | از داستان کوتاه و رمان تا یادداشت و مقاله و جستار و نامه و محتوا و کتاب

چگونه نویسنده شویم؟ ممکن است این سؤال از دغدغه‌های همیشگی شما هم باشد. قبلاً در سری مطالب «چگونه نویسنده شویم» به معرفی منابع مناسب برای آموزش نویسندگی پرداخته بودم؛ اما در این مقاله دربارۀ بسیاری از نکاتی مرتبط با یادگیری نوشتن و نویسندگی سخن خواهم گفت. ضمناً در انتهای برخی نکات لینک برخی مقالات دیگر را نیز افزوده‌ام تا اگر کنجکاو بودید، بیشتر مطالعه کنید.

در ادامه دربارۀ همۀ انواع سبک‌های نویسندگی -از تولید محتوا برای اینترنت و شبکه‌های اجتماعی تا نوشتن پروپوزال و مقاله و کتاب نوشتن به زبان انگلیسی- نکاتی آورده شده که محور اصلی آن‌ نویسندگی خلاق است. هدف فراهم آوردن جعبه‌ ابزاری از مطالب و تمرین‌های گوناگون برای تقویت مهارت نگارشی شماست.

چه نویسنده هری پاتر (جی کی رولینگ) الگوی شما باشد، چه نویسنده بوف کور (صادق هدایت)، به‌هرحال توی این 55 نکتۀ رنگارنگ، می‌توانید چیزهای دندان‌گیری را پیدا کنید. ضمناً این نکات هیچ ترتیب خاصی ندارد، هر طور که دوست دارید بخوانید. پیشهاد می‌کنم که تمرین‌های ارائه شده را جدی بگیرید. برخی از این تمرین‌ها برای من و دانشجویانم بسیار موثر بوده است.

توضیح: نسخۀ اولیه این متن چهار سال پیش نوشته شده است؛ مدتی است در حال به‌روز‌رسانی آن هستم و تا دو ماه آینده به صورت روزانه ویرایش و بازنویسی خواهد شد. بنابراین با هر بار سر زدن به این نوشته با چیزهای تازه‌ای مواجه خواهید شد.

1

رابطۀ شما با زبان چگونه است؟

چگونه نویسنده شویم

زبان خانۀ هستی است.
-مارتین هایدگر

اغلب ما خیال می‌کنیم که زبان فارسی را بلدیم؛ اما این کافی نیست. برای خوب نوشتن لازم است که به یادگیری زبان نگاه جدی‌تری داشته باشیم.

فرقی نمی‌کند که به چه زبانی می‌نویسیم، برای نوشتن به هر زبانی باید صورت‌های گفتاری و نوشتاری آن زبان را به‌خوبی بشناسیم. هر چقدر به ساختار زبانی که به آن می‌نویسیم مسلط‌تر باشیم شکل دادن به چیزهایی که در ذهن داریم راحت‌تر خواهد بود.

به زبان ایمان داشته باش -شخصیت‌ها از پی‌ات خواهند آمد و طرح و پی‌رنگ سرانجام پدیدار خواهد شد.
-کالوم مک‌کن

بسیاری از ما گمان می‌بریم زبان هم مثل یکی از اعضای بدن چیزی ا‌ست که از شکم مادر با ما زاده شده، و به همین خاطر جادوی زبان را نادیده می‌گیریم. غالباً متوجه نیستیم که زبان یکی از شگفت‌انگیزترین دستاوردهای بشری است. و چیزی است که بعد از میلیون‌ها سال زندگی بشر بر روی کره زمین شکل گرفته است؛ به این توجه نمی‌کنیم که زبان اصلی‌ترین و مهم‌ترین ویژگی متمایزکنندۀ انسان از سایر موجودات است.

برای اینکه در زبان‌آموزی بهتر عمل کنیم، باید با نوعی حیرت به زبان نگاه کنیم. مانند همینگوی که می‌گفت با دیدن هر کلمه حس می‌کنم بار اول است که آن را می‌بینم.

نویسنده فردی است که به اهمیت و شگفتی زبان واقف است.

نویسندۀ حرفه‌ای کسی ا‌ست که زبان را می‌شناسد، زبان‌آور است و بیشتر و بهتر از سایرین از امکانات و ظرفیت‌های زبان بهره می‌برد.

بنابراین در گام اول بهتر است برای آموختن فارسی (یا هر زبانی که به آن می‌نویسیم) وقت بگذاریم، و بدانیم که «هر کلمه یک ثروت است

 مطالعه بیشتر دربارۀ این نکته:
هوش کلامی | دایره لغات فارسی خودمان را چگونه افرایش بدهیم؟+نمونه‌هایی از آثار بهترین نویسندگان ایرانی
کلمه‌برداری | یک روش ساده برای افزایش دامنه واژگان و تسلط کلامی+کلیپ آموزشی
یک پیشنهاد ساده و مهم برای پرورش هوش کلامی
مهم‌ترین ابزار کار نویسنده و شاعر چیست؟

پیش مطالعه‌ی درس ۲ می‌توانید این گفت‌وگوی الهام‌بخش و آموزنده را تماشا کنید:

+لینک کانال مدرسه نویسندگی در یوتیوب 

2

اگر استعداد نداشته باشم…

استعداد نویسندگی-جایزه نوبل-پولیتزر

نگذارید افسانه‌های رایجی که دربارۀ استعداد ادبی ساخته شده بین شما و نوشتن فاصله بیندازد. در ابتدای مسیر نویسندگی هیچ بعید نیست که مغلوب این افسانه‌ها شویم و به‌راحتی از نوشتن دست بکشیم.

نه، قصد من این نیست که سخنرانی انگیزشی کنم و بدون دلیل و استدلال و با ساده‌انگاری بگویم که می‌توانید فوراً شاهکار خلق کنید.

اینکه تصور کنیم برخی از بدو تولد با استعداد درخشان نوشتن زاده می‌شوند و بدون مطالعه و تمرین جدی می‌توانند درست و زیبا بنویسند دور از آبادی است.

حرف دربارۀ مهارت نوشتن است؛ مهارتی که همه می‌تواند از طریق آشنایی با اصول نویسندگی و تمرین سنجیده آن را به‌تدریج بیاموزند.

در جوامع پیشرفته‌تر دهه‌هاست که دیگر توجه به افسانه‌های رایج دربارۀ نبوغ و استعداد ادبی محلی از اِعراب ندارد. دوره‌های مختلف و نظام‌مندی که در دانشگاه‌های اروپایی و امریکایی برای آموزش نویسندگی خلاق برگزار می‌شود شاهدی بر این ادعاست.

شاید خواندن کتابی مانند منحنی خلاقیت از الن گنت که با پایه‌های عملی و دقیق از افسانۀ استعداد می‌گوید کمک کند تا دیگر به خاطر کمبود استعداد خودخوری نکنید. با خواندن کتاب‌هایی از این دست متوجه می‌شویم که دست یافتن به خلاقیت ادبی ساختار و اصولی دارد که با جدی گرفتن آن می‌توان در مسیر خلق آثار ادبی و هنری حرکت کرد، و حتی به تولید شاهکار نیز امیدوار بود. یکی از چیزهایی که گنت روی آن تاکید می‌کند شناخت جدی حوزه‌ای است که می‌خواهیم در آن آثار خلاقانه تولید کنیم. او جی کی رولینگ را مثال می‌زند که پیش از نوشتن هری پاتر سال‌های سال مشغول مطالعۀ جدی و دیوانه‌وار ادبیات بوده، و همین جدیت در مطالعه زمینه‌ساز این شده که یک روز در ایستگاه قطار ناگهان ایدۀ نگارش هری پاتر به او الهام شود.

اما طرف دیگر ماجرا را هم ببینیم:

اگر واقعاً شیفته و تشنۀ نوشتن هستیم، باید نگرانی به خاطر کمبود ‌استعداد در نوشتن را کنار بگذاریم. نویسنده می‌نویسد، حتی اگر تمام عالم به او ثابت کنند که هیچ استعدادی برای نوشتن ندارد.

حسن کامشاد

رابرت بنچلی می‌گوید:

«پانزده سال طول كشيد تا بفهمم استعداد نوشتن ندارم، اما ديگر نتوانستم اين كار را رها كنم چون بيش از حد معروف شده بودم.» (+)

پس به جای استعداد، به نوشتن فکر کنید. نه! به جای فکر کردن به نوشتن، بنویسید.

 مطالعه بیشتر دربارۀ این نکته:
تست استعداد نویسندگی | ۱۰ روش پرورش استعداد نویسندگی
کی به استعداد می‌رسیم؟
چگونه استعدادهای خودمان را تباه می‌کنیم؟
اگر استعداد داستان‌نویسی نداریم…
بی استعدادترین نویسنده جهان
نوشتن دربارۀ استعداد

3

یادداشت‌نویسی روزانه همه چیز را دگرگون می‌کند

نوشتن یادداشت روزانه

چه کسی گفته در ابتدای راهِ نوشتن و وقتی که هنوز تازه‌کار و نابلد هستیم باید به نوشتن شعر و داستان و کتاب‌ بپردازیم؟

دلیل کاغذهراسی* بسیاری از ما همین دغدغۀ نابهنگام برای خلق آثار ادبی است.

بهتر است تمرین نوشتن را با نگارش منظم یادداشت‌های روزانه شروع کنیم. اگر یادداشت‌نویسی را به عادت ثابت خودمان تبدیل کنیم، اولین قدم جدی و اثربخش را برای نویسنده شدن برداشته‌ایم.

صد البته که ژورنال‌نویسی روزانه فقط مختص مبتدی‌ها نیست. هزارها صفحه یادداشت روزانه، میراثی است که بسیاری از نامدارترین نویسندگان جهان از خود بر جای گذشته‌اند که بخش عمده‌ای از این روزنوشته‌ها در دوران پختگی آن‌ها به رشتۀ تحریر درآمده است. (یک نمونه شاخص آن که از به عنوان یکی از بهترین نمونه‌های نثر معاصر فارسی یاد می‌شود کتاب «روزها در راه» از شاهرخ مسکوب است.)

لئو تولستوی با سال‌ها نوشتن دربارۀ خودش اعتماد به نفس لازم برای نوشتن شاهکارهایش را به دست آورد. او پیش از نوشتن شاهکارهایش، بیش از یک دهه به نوشتن یادداشت‌های روزانه پرداخت.

ضمناً بهتر است تاثیر روحی یادداشت‌‌نگاری روزانه را هم به خاطر بسپاریم. هر بار که از درونیات و روزمرگی‌های خود می‌نویسم به عبارتی خود را نوشتار درمانی می‌کنیم.

فیث جی. هارپر در کتاب «گندزدایی از مغز» برای بهبود روحیه و عملکرد ذهن پیشنهاد می‌دهد:

تمرین‌های نوشتاری یا درست‌ کردن دفتر خاطرات روزانه نقطۀ شروع بسیار خوبی برای گفتن تجربه‌تان است…قلم را روی کاغذ بگذارید و اجازه دهید با حوصله کار خودش را بکند. چیزهایی از وجودتان بالا می‌آیند و روی آب می‌افتند که اصلاً نمی‌دانستید که هستند یا نیازی به گفتن‌شان است. (ترجمۀ علی دیمنه | بنگاه نشر پارسه)

با پایبندی به عادت یادداشت‌نویسی روزانه هرگز از رویای نویسنده شدن دور نمی‌شوید.

 

*اصطلاحی که برای توصیف ترس افراد از نوشتن به کار می‌رود.

مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
آزادنویسی چیست
تمرین 5 دقیقه
صفحات صبحگاهی: بهترین عادت برای شروع نویسندگی

در ستایش یادداشت‌های روزانه
مزایای نوشتن خاطرات روزانه
یادداشت‌نویسی روزانه به مثابه شکستن شاخ غول!
نوشتن یادداشت‌های روزانه برای سیاحت درون | از کتاب خودخواهی مقدس
چرا باید از خودمان بنویسیم؟
یادداشت‌های روزانه چگونه خواندنی می‌شوند؟

4

اهمیت خواب و رؤیا

نوشتن خواب ها و رویاها

تئودور آدورنو فیلسوفی بود که رؤیاهایش را می‌نوشت. حتی مجموعه‌ای از خواب‌نوشت‌های او در قالب کتابی منتشر و به فارسی نیز ترجمه شده است.

یکی از رویاهای او را از کتاب «خواب‌نوشته‌ها» نقل می‌کنم:

آن‌طور که یادم می‌آید خوابم یک داستان پلیسی و بسیار پیچیده بود که خودم در آن نقش داشتم. یادم نیست در مورد چه بود. فقط آخرش را به خاطر دارم. با آگاتی بودم. او سه سرنخ مهم در مورد پرونده به دست آورده بود. این سرنخ‌ها عبارت بودند از گیره و حلقۀ نقره‌ای و نسخۀ بدلی بی‌ارزش تصویری مشهور (اثر گالینز بروف یا رینولد؟) از کودکی که لباس آبی روشن و یک کلاه گیس سفید پوشیده بود. شاید به حباب‌های صابون مربوط می‌شد. با نگاه به این سه سرنخ به نتیجه‌ای رسیدم: این سرنخ‌ها بی‌گناهی مرا در دادگاه ثابت خواهند کرد.
بعد، از نزدیک به تصویر کودک نگاه کردم و توی دلم خالی شد. آن تصویر کودکی خودم بود. آیا این مدرک گناه من بود؟ یعنی می‌خواست بگوید آیا من آن کودکم یا کودم فرد دیگری است؟ وقتم را با این کار تلف نکردم. فوری برگشتم به آگاتی گفتم که دو راه برایم باقی مانده است: پنهان شدن یا خودکشی. او با قاطعیت جواب داد که فقط مورد مقبول است: با ترس و وحشت از خواب پریدم.
لس‌آنجلس، اول ژوئیه 1942
ترجمۀ احسان لامع | بنگاه نشر پارسه

به‌محض بیدار شدن خواب‌هایتان را بنویسید. علاوه‌براین می‌توانید درک و دریافت خودتان از رویاهایتان را هم مکتوب کنید.

رویاها منشأ بسیاری از مهم‌ترین شاهکارهای ادبی و هنری جهان بوده‌اند. نادیده گرفتن رویاها بی‌توجهی به بسیاری از ایده‌های بالقوه است.

داشتن دفترچه‌هایی اختصاصی برای ثبت خواب‌هایی که می‌بینیم می‌تواند سند ارزشمندی از زیست ذهنی ما در دوره‌های گوناگون باشد.

مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
قوانین کاشت نهفتۀ رؤیا
خوابِ نوشتن
یک دلیل برای اثبات خلاقیت همۀ ما
چگونه کتاب‌هایی را که در خواب می‌بینیم بخریم؟
رویای عجیب من

5

روی چگونگی تمرکز کنید

تاثیر گرفتن از نویسندگان دیگر

داشتن یک ایدۀ خوب کافی نیست؛ اصل ماجرا اجرای خلاقانۀ ایده با شکل و شیوه‌ای تازه است. ممکن است ایدۀ شما چندان بکر و تازه نباشد، اما اگر در اجرای ایده خلاقیت داشته باشید می‌توانید با ایده‌ای کهنه اثری تازه خلق کنید.

آلن رب گریه در جملۀ الهام‌بخشی می‌گوید:

نویسندۀ راستین، چیزی برای گفتن ندارد، تنها شیوه‌ای برای حرف زدن دارد.

پس می‌توان گفت که یک ایدۀ واحد را ده‌ها و صدها نویسندۀ اصیل می‌توانند به شیوۀ خاص خود اجرا کنند و میان همۀ اجرها تفاوت‌های عمده و اساسی وجود داشته باشد.

بنابراین به داشتن ایده‌های درخشان دل خوش نکنید. مدام دنبال آموختن راه و روش‌های تازه‌ای برای اجرای بهتر ایده‌هایتان باشید؛ چرا که ایدۀ خوب بدون اجرای خوب محکوم به نابودی است.

اولین گام برای رسیدن به شیوۀ بیانی خاص خود آشنایی گسترده با آثار دیگران است.

مطالعۀ متنوع و عمیق شما را با انواع شیوه‌های بیانی آشنا می‌کند و با بررسی آثار دیگران و تاثیرگرفتن از آن‌ها به تدریج می‌توانید اسلوب خاص خودتان را بسازید. در غیر این صورت ممکن است نوشته‌های خامدستانه و کلیشه‌ای خودمان را بکر و بدیع بدانیم؛ چرا که چرخ را از نو اختراع کرده‌ایم و با دستاوردهای ادبی دیگران آشنایی نداریم.

لیلی گلستان در کتاب آن‌چنان که بودیم می‌نویسد:

برخی نویسنده‌هایمان مثل بعضی از کارگردان‌هایمان می‌گویند کتاب نمی‌خوانند و فیلم نمی‌بینند مبادا روی‌شان اثر بگذارد!
فرهنگ و هنر کارش اثرگذار بودن است، این «مبادا» را از کجا آورده‌اید؟
بگذارید اثر بگذارد. بگذارید تأثیر بگذارد.
اگر از نقاشی دیگران، کتاب دیگران و فیلم دیگران تأثیر خوب بگیرید، عیبی دارد؟
اگر دریچه‌ای به روی‌تان باز شود و دیدتان را باز کند و بعد راهی به شما نشان دهد که بعدها بشود راه خود شما، عیبی دارد؟
تأثیر پذیرفتن لزوما کپی‌برداری نیست. تأثیر پذیرفتن یعنی دنیایتان بزرگ‌تر شود، دیدتان بازتر شود…
مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
اشتباه بزرگ ما در مسیر نوشتن و نویسندگی
اطرافیان نویسنده

6

مشق بنویسید

رونویسی

موضوع ساده است اما اغلب افراد آن را دست‌کم می‌گیرند: نوشته‌ای را که دوست دارید بگذارید جلویتان و از روی آن بنویسید.

داستانی یا غیر داستانی، قدیمی و جدید بودن متن مهم نیست، مهم اشتیاق شما نسبت به آموختن از آن نوشته است.

حجم رونویسی هم به سلیقۀ شما بستگی دارد. ممکن است تصمیم بگیرید از روی تمام صفحات بنویسید؛ یا نه صرفاً به رونویسی از برخی پاراگراف‌ها اکتفا کنید.

رونویسی می‌تواند یکی آموزنده‌ترین کارهایی باشد که برای یادگیری اصول نوشتن تجربه می‌کنیم. تجربۀ غریبی هم نیست، در دوران دبستان به‌زور این کار را انجام می‌دادیم.حالا خودمان به‌دلخواه انتخاب می‌کنیم از روی متن‌هایی که دوست داریم رونویسی کنیم.

در فرایند رونویسی، راز زیبایی نوشته‌ها را کشف می‌کنیم.

تجربۀ من در دوره‌های آموزشی مختلف و ارائه این تمرین به دانشجویانم نشان می‌دهد که همین تمرین ساده در مدت کوتاهی می‌تواند نگاه نویسندگان نوآموز را به نثر و نگارش جدی‌تر و حرفه‌ای‌تر کند.

تجربۀ برخی از اعضای یکی از دوره‌هایم را با شما به اشتراک می‌گذارم:

مهتاب:

این کار فواید زیاد داشتی
۱. دایره لغات گسترش پیدا میکنه
۲. قدرت نوشتن خودم بیشتر میشه
۳. واسه نوشتن خیلی مشتاق‌تر میشم و مدام میخوام ادامه داستان رو خودم بنویسم.

محدثه:

۱. راستش من همیشه از رونویسی‌ها در می‌رفتم چون برام سخت بود که بشینم و پشت سرهم از روی یک متن بدون وقفه بنویسم.
۲. با رونویسی تونستم نکات نگارشی جدیدی پیدا کنم.
۳. متوجه شدم این تمرین چقدر میتونه تاثیر بذاره و من همیشه ازش طفره می‌رفتم:)
۴. محتوا برام شفاف تر شد و فهمیدم که اصلا چطوری باید نوشت.

عباد:

وقتی متن را می‌خوانیم و رونویسی می‌کنیم انگار که با کسی داریم حرف می‌زنیم و این گفتگو را ثبت میکنیم روی کاغذ می آوریم.

فروغ:

رونویسی برای من خیلی تجربه جذابی بود. اول که حس کودکی بهم دست داد و روحم تازه شد.
دوم تمرکزم به شدت رفت بالا و‌ به نظرم چیزی شبیه مراقبه بود برام .
و‌ نکته سوم توجه به جزییات و به یاد سپردن اونها بود. چیزی که در روخوانی برای من اتفاق نمی‌افتاد.

رامتین:

وقتی متن را رونویسی می‌کردم و بلند می‌خواندم پرش ذهنی به شدت کاهش یافت و در کنار آن تمرکز بالا رفت.

مهدیه:

[اول]
بار اولی بود که این احساس را هنگام کتاب خواندن تجربه کردم. خواندن، تکرار و نوشتن هر واژه باعث می‌شد جملات تا مغز استخوانم نفوذ کنند برعکس همیشه که هنگام خواندن فکرم هزارجا میرود. ذهنم را کامل به نویسنده سپردم و حتی بیشتر از ذهنم، دست و دلم را هم.
[دوم]
انگار تمرین نگارش کردم، تمرین واژه‌برداری، تمرین استعاره، ایجاد جرقه‌‌های تازه را حس کردم.
[سوم]
زمانی که همپا با خواندن می‌نوشتم ذهنم فرصت یادگیری داشت چیزهایی مثل قرارگیری نشانه‌ها و علامت‌ها، آغاز و پایان هر بحث و بسط دادن آن‌ها باهم
[چهارم]
خودم را از نویسنده جدا نمی‌دیدم، انگار هرآنچه او دیده تا بنویسد ، من مینوشتم تا ببینم.
[پنجم]
هنگامی که قلم در دستم از بدیهی‌ترین چیزها مینویسد حتی از رو روان‌تر شده.
[ششم]
نکات ریزی را میفهمیدم که با خواندن متوجه نمیشدم. حالا فهمیده‌ام که دستانم فکر میکنند…

دو نمونه متن برای رونویسی

می‌توانید همین حالا دست به کار شوید و از روی این دو متن بنویسید تا تاثیر رونویسی به سرعت حس کنید. هنگام رونویسی سعی کنید از روی متن بخوانید و صدای خودتان را بشنوید.

نوشتۀ غیرداستانی:

 

اگر «نویسندگی» را به معنی عمل کسی که می‌نویسد بگیریم هر کس را که بنویسد، اگرچه نوشتۀ او سیاهۀ خرج خانه یا دفتر حساب دکانش باشد، نویسنده باید خواند. در این حال نویسندگی کار دشواری نیست. الفبا را باید شناخت و مختصر خطی باید داشت که خواندنی باشد. اما در اصطلاح، این‌گونه کسان «نویسنده» خوانده نمی‌شوند. نویسنده کسی را می‌گویند که کارش اینست؛ یعنی معانی و مطالبی در ذهن دارد که از آن سودی یا لذتی عام برای خوانندگان حاصل می‌شود و آن معانی را به طریقی می‌نویسد که همه به خواندن نوشتۀ او رغبت می‌کنند و از آن لذت یا سود می‌برند. معنی «نویسنده» در عرف، باز هم از این خاص‌تر است. کسی که کتابی در نجوم بنویسد، اگرچه اصول این علم را درست بیان کرده و نکته‌های تازه‌ای در آن به میان آورده باشد نویسنده نیست، منجم است. مؤلف کتاب‌های تاریخ و جغرافیا و فیزیک و شیمی را هم نویسنده نمی‌خوانند. عنوان این نویسندگان «مورخ» و «فیزیک‌دان» و «شیمی‌دان» است. اما اگر کسی در یکی از این رشته‌ها کتابی بنویسد که هنرش در انشای عبارت و بیان مطلب دلنشین و ستودنی باشد او را، گذشته از عنوانی که دارد، «نویسنده» هم می‌خوانند. پس نویسندگی، هنر «خوب و زیبا نوشتن» است.

نویسنده کیست؟ نویسندگی چیست؟ | نوشتۀ پرویز ناتل خانلری | نقل از کتاب فن نویسندگی

نوشتۀ داستانی:

صفحۀ اول رمان خدای عقرب از ویلیام گلدینگ با ترجمۀ احمد میرعلایی

 

مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
رونویسی از بهترین نوشته‌ها به عنوان تمرین نویسندگی | از این کتاب‌ها باید رونویسی کرد
اگر نمی‌توانید بنویسید، این کار را انجام دهید
تکرار در نوشتن
چخوف پلاستیکی!

7

راز در همین یک نکته است

شروع نوشتن

اول این حرف مهم تریسی کیدر را بخوانیم:

«برای من، نوشتن اولین پیش‌نویسِ کار واقعاً دشوار است. پیش‌نویس اولیه معمولاً به درد نخور است و بیش از حد طولانی. کاری که من انجام می‌دهم این است که با سرعت تمام می‌نویسم تا فرصت این را پیدا نکنم که بابت نوشتۀ ضعیف‌ام پیشمان شوم. با خودم می‌گویم حداقلش این است که وقت زیادی نگرفت. من معمولاً برای هر کتاب 10 پیش‌نویس می‌نویسم.»

اگر به حرف کیدر و بسیاری از نویسندگان دیگر توجه کنیم می‌بینیم که آن‌ها اذعان می‌کنند که پیش‌نویس اولیه هر نوشته‌ای ضعیف و مغشوش و درهم‌ریخته است.

اما ما در عمل چه می‌کنیم؟ غالباً می‌خواهیم در اولین نشست متنی خوب و اصولی بنویسیم؛ و به خاطر اینکه چنین چیزی عملی نیست سرخورده می‌شویم و خودمان و نوشته‌‌هایمان را زیر سوال می‌بریم.

«نوشته، حین نوشتن شکل می‌گیرد.»

اگر به این نکته توجه عملی و جدی داشته باشیم گام بزرگی برای برای نویسنده شدن برداشته‌ایم: بهتر است حین نوشتن پیش‌نویس اولیۀ هر متنی با نهایت سرعت پیش برویم و تا حد ممکن دستمان را از قلم یا کیبورد جدا نکنیم.

جان اشتاین بک

هنوز مردد هستید؟ دوست دارید با نقل قول دیگری به این شیوۀ کار پایبندتر شوید؟ پس این توصیۀ نویسندۀ رمان «خوشه‌های خشم»، جان اشتیان‌بک را بخوانید:

«آزادانه و تا آن‌جا که ممکن است پیوسته و به‌سرعت بنویس و همۀ چیزها را به روی کاغذ بریز. هیچ‌گاه تصحیح و بازنویسی نکن تا زمانی که کُل کار نوشته شود. بازنویسیِ مرحله به مرحله معلوم شده است که نوعی بهانه برای ادامه ندادن است. این مسئله همچنین جریان و ریتم کار را، که می‌تواند فقط از نوعی تداعی ناآگاهانه با موضوع به دست آید، کُند می‌کند.»

با اینکار «منتقد درون» خودمان را ساکت می‌کنیم، و اجازه نمی‌دهیم نشخوارهای ذهنیِ ناامیدکننده در کارمان وقفه ایجاد کند.

نکتۀ جالب اینجاست که وقتی با این شیوۀ پیش می‌رویم نوشته‌هایمان بهتر می‌شود؛ و عمیقاً درک می‌کنیم که اغلب ایده‌های خوب حین نوشتن الهام می‌شود.

بنابراین به جای اینکه هر بار خودتان را شکنجه کنید و با استرس و نگرانی منتظر جرقه‌ای برای شروع نوشتن باشید، دست به قلم شوید و موضوع نوشتن را در هنگام نوشتن کشف کنید.

مارگریت دوراس گفته بود: اگر بدانم می‌خواهم چی بنویسم، اصلاً چرا باید بنویسم؟

 مطالعه بیشتر دربارۀ این نکته:
نوشتن راحت می‌شود: این تنها نکته مهمی است که برای نوشتن به آن نیاز دارید+ویدیو
وقتی لذت نوشتن دو برابر می‌شود
از این ۶ کار بپرهیزید تا نوشتن کلافه‌تان نکند
اگر می‌خواهی همیشه بنویسی…

8

سؤال‌نویسی خلاقانه

پرسشگری-سوال پرسیدن-سوال نویسی

حتما شما هم از این قبیل سؤال‌ها شنیده‌اید: «اول دیوار بود یا تابلو؟» یا «اول مرغ بود یا تخم مرغ؟»

این سوال‌ها شاید در نگاه اول عجیب به نظر برسد؛ اما طرح آن‌ها می‌تواند محرک خلق ایده‌های تازه باشد.

البته که همۀ سوالات از این جنس نیست. گاهی ساده‌ترین و بدیهی‌ترین سوالات نیز می‌تواند بهانۀ خوبی برای نوشتن متن‌های عمیق و اساسی باشد.

باری، سؤال‌نویسی یکی از بهترین تمرین‌های نویسندگی است. دربارۀ هر چیزی که دوست دارید سؤال طرح کنید؛ سؤالات منطقی و سؤالات فرامنطقی.

سوالات منطقی که تکلیفش روشن است؛ یعنی سوالاتی که می‌توان جواب روشن و مشخصی برای آن‌ها داشت. اما سوالات فرامنطقی از لونی دیگرند. مثلاً به این دو سوال پابلو نرودا نگاه کنید:

«آیا دود با ابرها گفت‌وگو می‌کند؟»

« آیا اجازه دارم از کتابم بپرسم که حقیقت دارد من او را نوشته‌ام؟»

یا این سوال سهراب سپهری:

«چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست»

این سوالات به تنهایی ارزش ادبی دارند و الزاماً نیازی به پاسخ دادن به آن‌ها نیست. حتی نرودا کتابی با عنوان «سوال‌ها» منتشر کرده که تماماً سوال است و دو سوال بالا را هم از همان کتاب نقل کردم.

مهم این است که خودتان را به پرسیدن سوال عادت بدهید. هر وقت حس کردید ایده ندارید خودتان را مجبور کنید که حداقل 20 سوال مختلف بنویسید. همین تمرین کمک می‌کند تا نوشتن برایتان راحت‌تر شود.

نکته مهم: کیفیت سؤال‌ها را ارزیابی نکنید. مهم طرح مکرر سؤال است.

مرحلۀ بعدی پاسخ دادن به سوال‌هاست. صرفاً به همۀ سؤال‌ها جواب منطقی ندهید. برای خلق اثر ادبی بیشتر به جواب‌های فرامنطقی نیاز دارید. بسیاری از شعرها و داستان‌های خلاقانه پاسخی‌ است به سؤالی که نویسنده برای دریافت جواب آن کنجکاو بوده.

در نهایت اینکه جواب شاعرانه و طنازانه و فیلسوفانه فرقی ندارد. مهم این است که شما هیچ سؤالی را بی‌جواب نگذارید و از دانش و تخیل خودتان برای پاسخ به سؤال‌های استفاده کنید.

با مهارت در پرسشگری در استفاده از تجربۀ زیستۀ دیگران نیز تبحر می‌یابید.

 چند نمونه برای تمرین

به سوالات زیر پاسخ نوشتاری بدهید، اما صرفاً به بله و خیر اکتفا نکنید. سعی کنید تا حد ممکن پاسخ خودتان را کِش بدهید و حتی به جاهای دیگر سرک بکشید. هر سوال جرقه‌ای برای خلق سوالات دیگر و رسیدن به هزارها پاسخ گوناگون است.

ترجیح می‌دهید هوش‌تان بیشتر باشد یا زیبایی‌تان؛ یا سر و زبان‌تان؟
فکر می‌کنید خوشبختی را باید یافت یا باید ساخت؟
بیشتر از عقل‌تان فرمان می‌برید یا از قلب‌تان؟
اگر از جنس مخالف بودید، شخصیت‌تان زیاد فرق می‌کرد؟
بیشتر تحت تاثیر کسی قرار می‌گیرید که قدرت بسیار دارد یا کسی که ثروت فراوان اندوخته است؟
به خودِ تلاش برای موفقیت بیش از نتیجه ارج می‌گذارید؟

فکر می‌کنید خوش‌شانس هستید یا بدشانس؟
فکر می‌کنید بیشتر در گذشته زندگی می‌کنید، یا در حال، یا در آینده؟
هیچ‌وقت از شادمانی یک دوست ناراحت شده‌اید؟
معلم بهتری هستید یا شاگرد بهتری؟
فکر می‌کنید بدی مفهومی ذهنی است که ما آن را تعریف کرده‌ایم؟
ترجیح می‌دهید عاشق خوبی باشید یا عاشق خوبی داشته باشید؟
با کسی که عاشقش هستید، اما می‌دانید او کس دیگری را بیش از شما دوست دارد، ازدواج می‌کنید؟
فکر می‌کنید خودتان را بیشتر دوست دارید یا دیگران را؟
زندگی طبق برنامه را ترجیح می‌دهید یا زندگی پر از چیزهای غیرمنتظره را؟
ترجیح می‌دهید در زندگی‌تان، کاری را عالی انجام دهید، یا چند کار را در حد کفایت؟
سر و وضع افراد بر تصور شما دربارۀ آنان تاثیری دارد؟

منبع سوالات: کتاب «آیا…؟ پرسش‌هایی برای ارزیابی ارزش‌های شما» | نوشتۀ ایولین مک فارلین و جیمز سیول |ترجمۀ مریم زویینی | نشر نگارۀ آفتاب | 1383

مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
سؤال‌نویسی، شیوه‌ای برای رشد کردن با نوشتن
چرا سؤال پرسیدن مهم است؟
سوال‌درمانی؟
سوال‌هایی برای اندیشیدن در شرایط بحرانی
وقتی کسی سوالی می‌پرسد…
به این سوال‌ها فکر کنید

9

عدد به عدد پیش بروید

نوشتن در قالب فهرست

ریچارد براتیگان می‌گوید هفت سال تمرین کردم تا بتوانم نوشتن یک جملۀ درست را یاد بگیرم.

یکی از راه‌های جذاب یادگیریِ بهتر جمله‌نویسی تفکیک جمله‌ها از یکدیگر است.

این کار ساده است: هر جمله یا پاراگراف کوتاه را در یک خط تازه بنویسید؛ و ترجیحاً عدد بزنید.

عدد زدن برای هر جمله و نوشتن جملات بعدی در سطرهای تازه باعث می‌شود حساسیت بیشتری به ساخت جمله‌ها پیدا کنیم. ضمن اینکه با این شیوه کارکرد و جایگاه هر جمله‌ای روشن‌تر می‌‎شود.

علاوه بر این، نگارش فهرست‌وار جملات، ترس از نوشتن را می‌کاهد؛ بر لذت نوشتن می‌افزاید؛ روند ساختار دادن به نوشته را تسهیل می‌کند؛ و در افزایش سرعت بازنویسی و ویرایش موثر است.

مالکوم گلدول در مسترکلاس نویسندگی خود روش کارش را اینگونه بیان می‌کند:

«من در ابتدا تمام متن کتاب را به صورت جملات جدا از هم می‌نویسم و عدد می‌زنم؛ در نهایت اعداد را از ابتدای جملات حذف می‌کنم و بین جملات و پاراگراف‌ها اتصال ایجاد می‌کنم.»

مالکوم گلدول Malcolm T. Gladwell

مثال:

این پیش‌نویس یکی از یادداشت‌های من است:

 نمونه متن

نمونۀ نهایی را در اینجا ببینید. در متن منتشرشده اعداد را حذف کرده‌ام.

صدالبته که گاهی اوقات می‌توان اعداد را حذف نکرد. نگاه کنید به داستان کوتاه از دونالد بارتلمی:

داستان کوتاه کوه شیشه ای از دونالد بارتلمینقل از مجموعه داستان کوتاه «پیشگفتاری بر هیچ» نوشتۀ دونالد بارتلمی، ترجمۀ مزدک بلوری، نشر نی

مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
روش من برای ریختن ترسم از کاغذ سفید
چند نمونه متن:
شغل نویسندگی و تولید محتوا | یک روش برای نوشتن و چاپ کتاب: انتشارات کوچک خودتان را راه‌اندازی کنید
چگونه کتاب بنویسیم؟ نوشتن کتاب در ۱ روز | ۳۳ نکته برای اینکه دقیقاً بدانیم چگونه کتاب بنویسیم
جستار چیست؟ جستارنویسی یعنی چه؟ چگونه جستارنویس شویم؟ فرق جستارنویسی با نوشتن مقاله+بهترین کتاب‌ها و دانلود نمونه جستار

10

خرافات یک نویسنده!

نوشتن در تاریکی-نویسندگی خلاق

در کتاب «آداب روزانه» می‌خوانیم:

«شاعر و فیلسوف آلمانی، فریدریش شیللر، در اتاق کارش کشویی داشت پر از سیب‌های گندیده. می‌گفت باید بوی پوسیدگی آن‌ها را احساس کند تا برای نوشتن انگیزه بیابد.»

شاید عجیب و غریب به نظر برسد، اما برای نگارش خلاق گهگاه می‌توان دست به کارهای نامعمول زد. هوشنگ گلشیری می‌گوید اگر خرافۀ خاصی به نوشتن شما کمک می‌کند چرا از داشتن آن صرف نظر کنید. (نقل به مضمون)

مثلاً چشم‌بسته‌نویسی یکی از همین کارهاست. برخی نویسنده‌ها نوشتن در تاریکی را دوست دارند و نسخۀ اول کارشان در چنین وضعی می‌نویسند که بی‌شباهت به وضع پیشینیان غارنشین ما نیست.

دوست داستان‌نویسی دارم که هر بار هوس نوشتن داستان می‌کند، نور اتاقش را به حداقل می‌رساند و بعد در دل تاریکی نسخۀ اولیۀ داستانش را می‌نویسد. او همیشه کاغذهای بزرگی را برای نوشتن انتخاب می‌کند تا کم‌تر نگران درهم رفتن خطوط باشد.

اگر هرازگاهی ده دقیقه با چشم‌های بسته یا با نور کم بنویسید شکل تازه‌ای از راحت‌نویسی را تجربه می‌کنید. نگران در هم رفتن خطوط هم نباشید.

پنداری این نوع از تاریکی ترس ما را می‌ریزد؛ ترس ما از بد نوشتن.

برای خوب نوشتن بهتر است نگران هیچ چیزی نباشیم؛ جز ننوشتن.

خلاصه که برای تمرین نوشتن رفتارهای عجیب و غریبی هم مجاز است، مشروط بر اینکه وابستگی به این کارها مانع نوشتن ما در اوضاع و احوال گوناگون نشود. مبادا نداشتن سیب گندیده را بهانۀ ننوشتن کنیم!

مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
نوشتن با چشم‌های بسته
ایستگاه نویسندگی
سرپانویسی

11

اهمیت پرورش مهارت تسلط کلامی و افزایش دایره لغات

تسلط کلامی و افزایش دایره لغات

نویسنده فردی است با هوش کلامی بالا.

هوش و تسلط کلامی با تمرین مداوم و سنجیده افزایش می‌یابد.

برای تقویت تسلط کلامی خودمان بهتر است با افرایش دایره لغاتمان شروع کنیم. هر چقدر که کلمات بیشتری داشته باشیم فاصلۀ مغز و دستمان کم‌تر می‌شود و در نوشتن افکار و ایده‌هایمان بهتر و راحت‌تر عمل می‌کنیم.

صدالبته افزایش دایره واژگان علاوه بر نوشتار تسلط ما بر گفتار را هم افزایش می‌دهد و اعتماد به نفس بیشتری برای حرف زدن و گفتگو کردن پیدا می‌کنیم.

شرط افزایش دایره واژگان زندگی با کلام است. محمدعلی اسلامی ندوشن می‌گوید:

«دنیای من این شد که هر چه در زندگی من قرار می‌گیرد آن را به «کلام» بازگردانم و پیوند دهم. بنابراین می‌توانم گفت که هیچ چیز را به تنهایی دریافت نمی‌کنم. هر چیزی خود آن است به اضافۀ کلام؛ کوهنوردی به اضافۀ کلام؛ برخورداری هنری به اضافۀ کلام؛ و غیره… من دیگر دریافت خالص از دنیای خارج ندارم، هر چه را می‌یابم و می‌بینم، از راهرو کلام می‌گذارنم تا به درون خود وارد کنم، و هر چه را به عالم کلمه آورده‌ام، واقعیت دومی یافته است، و این واقعیت دوم است که شریک زندگی من بوده و از آن رویِش گرفته‌ام.»

حیف است در تکمیل این نکته به توصیه‌ای از نادر ابراهیمی در کتاب «لوازم نویسندگی» اشاره نکنیم:

در زبان غوطه‌ور شویم…تلاش کنیم-خیره‌سرانه و لجبازانه- که همه‌چیز، همه‌چیز، و همه‌چیز را به واژه و جمله تبدیل کنیم و خود را زیر این فشار دائم قرار بدهیم که هر احساسی -هر قدر گُنگ و مبهم و پیچیده- را به کمکِ زبانی قابل نوشتن، قابلیت انتقال ببخشیم.

تمرین مناسبی برای افزایش دایره کلمات:

یکی از تمرین‌های مناسب برای تقویت هوش کلامی تمرین کلمه‌برداری است. این ساده‌ترین و اثربخش‌ترین راهی است که من برای گسترش دایره لغات می‌شناسم. در این روش، طی مطالعه، کلمه‌ها و عبارت‌هایی را که به نظرمان تازه می‌رسد، یادداشت می‌کنیم و سپس سعی می‌کنیم با استفاده از آن‌ها چیزهای تازه‌ای بنویسیم. اینگونه با سرعت و سهولت کلمات تازه وارد گنجینۀ لغاتمان می‌کنیم. ضمن اینکه کلمه‌برداری شیوۀ مناسبی برای کشف ایده‌های تازه است. امتحان کنید.

مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
هوش کلامی چیست؟
تمرین کلمه‌برداری چیست؟
با استفاده از تمرین‌های زیر می‌توانید دایره لغات و هوش کلامی خودتان را افزایش بدهید:
تمرین افزایش دایره لغات-۱
تمرین افزایش دایره لغات-2
تمرین افزایش دایره لغات-3
تمرین افزایش دایره لغات-4
تمرین افزایش دایره لغات-5
تمرین افزایش دایره لغات-6
تمرین افزایش دایره لغات-7
تمرین افزایش دایره لغات-8
تمرین افزایش دایره لغات-9
تمرین افزایش دایره لغات-10
بازی جمله‌سازی برای افزودن کلمات به دامنه واژگان فعال
بهترین راه مطالعه برای تقویت مهارت نگارش
شاملو درباره اهمیت کلمات چه گفته است؟

12

ده کلمه مورد علاقه شما چیست؟

عشق به کلمه و کلمات

این قطعۀ زیبا از ادوادردو گاله‌آنو را با هم بخوانیم:

«اِلِنا بی‌یاگرا خواب دید شاعرها به خانۀ کلمات می‌آمدند. کلمات، که در بطری‌های شیشه‌ای نگهداری می‌شدند، منتظر شاعرها بودند، دیوانه‌وار میل داشتند برگزیده شوند و خود را به آن‌ها عرضه می‌کردند: کلمات به شاعرها التماس می‌کردند که آن‌ها را نگاه کنند، که آن‌ها را بو بکشند، که آن‌ها لمس کنند، که آن‌ها را بلیسند. شاعرها بطری‌ها را باز می‌کردند، کلمات را با انگشت امتحان می‌کردند و آن وقت یا لب خود را می‌لیسیدند یا بینی‌شان را جمع می‌کردند، شاعران به دنبال کلماتی بودند که نمی‌شناختند، و به دنبال کلماتی بودند که می‌شناختند و گم کرده بودند.
در خانۀ کلمات میزی پر از رنگ وجود داشت. در دیس‌های بزرگی رنگ‌ها خود را عرضه می‌کردند و هر شاعر از رنگی که لازم داشت برمی‌داشت. زرد لیمویی یا زرد خورشیدی، آبی دریا یا آبی دودی، قرمز لاکی، قرمز سرخ، قرمز شرابی…» (کتاب دلبستگی‌ها، ترجمۀ نازنین نوذری)

تابه‌حال فکر کرده‌اید که کلمات موردعلاقه شما چه کلماتی هستند؟

فکر کردن به واژگان محبوبمان و نوشتن دربارۀ آن‌ها می‌تواند موتور خلاقیت ما را روشن کند.

این کار ساده و لذت‌بخش را اینگونه انجام دهید: همین الان یک کاغذ بردارید و ده کلمه موردعلاقه‌تان را بنویسید؛ سپس بگویید که چرا این کلمات را دوست داری؟ این کلمات چه مفاهیم و خاطراتی را برای شما تداعی می‌کنند؟

می‌توانید هر چند وقت یک‌بار فهرست کلماتتان را مرور کنید و ببیند نظرتان درباره این کلمه‌ها تغییر کرده یا نه. گاهی واژه‌های دیگری را جایگزین واژه‌های قبلی کنید.

یک پیشنهاد دیگر: دربارۀ هر کلمه یک یادداشت یا داستان بنویسید.

مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
ده کلمه مورد علاقه کامو
ده کلمه مورد علاقه من
واژه‌ها را خبر کنید
در واژه‌ها چه ایده‌ای نفهته است؟

13

تیتربازی

برای کت دکمه دوختن

تیتر یا عنوان تأثیر بسیاری روی موفقیت یک متن دارد؛ می‌توان گفت بخش زیادی از مسئولیت جلب توجه خواننده به عهدۀ عنوان است. گاهی یک تیتر نامناسب و بی‌رمق ممکن است منجر به دفن نوشته‌ای ارزشمند شود.

سرمایه گذاری روی مهارت تیترنویسی یکی از هوشمندانه‌ترین تصمیم‌های یک نویسنده و تولیدکننده حرفه‌ای محتوا حرفه‌ای است.

حتی عناوین خوب و خلاقانه می‌تواند در ایده‌یابی به شما کمک کند:

دوست دارید کتاب بنویسید و ایده ندارید؟

از عنوان شروع کنید.

یک عالمه عنوان بنویسید تا در نهایت یکی را انتخاب کنید. بعضی عناوین انگیزه و اشتیاق شما برای نوشتن یک کتاب را چند برابر می‌کنند.

می‌خواهید محتوا تولید کنید؟

یک دفترچه را به تیترهای مختلف اختصاص بدهید و پیش از هر کاری تیتر مطالبی که دوست دارید بنویسید را یادداشت کنید.

شاید در ابتدا هیچ ایده‌ای برای نوشتن دربارۀ تیترهایتان نداشته باشید. اما نگران نباشید. با نوشتن عناوین به ناخودآگاه خودتان فرمان می‌دهید تا برای دکمه‌ای که پیدا کرده‌اید کت بدوزد.

بارنابی کُنراد می‌گوید:

«هنر انتخاب اسم، زیباترین، مؤثرترین و اسرارآمیزترین بخش داستان‌نویسی است.»

تیتربازی تمرینی برای تسلط بر این هنر است.

+

اسم کنجکاوی‌برانگیز این کتاب را ببینید، شاید برایتان الهام‌بخش باشد:

تا-طلاق-نگرفتند-کتاب-ننوشتند-فردین-علیخواه
کپی‌رایتینگ خلاقانه در نوشتن عنوان یک کتاب
کپی‌رایتینگ فقط برای خدمات و کالاهای تجاری نیست. برای ترویج کالاهای فرهنگی یا امور خیریه هم به کپی‌رایتینگ نیاز داریم.
تو بازار نشر دنیا، ناشرها دقت زیادی رو عناوین کتاب‌‌ها دارن. گاهی یک عنوان خوب، سرنوشت یک کتاب رو به کلی تغییر میده.
یکی از دلایل پرفروش شدن خیلی از کتاب‌ها، عنوان جذاب اون‌هاست.
کتابی که تصویر جلدش رو می‌بینید عنوان کنجکاوی برانگیزی داره؛ و می‌تونه منبع الهام کپی‌رایترها و تولیدکنندگان محتوا باشه. (+)
مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
نوشتن را لذت‌بخش‌تر کنید: تیتر بازی
سه پیشنهاد برای یک نویسندۀ آنلاین
چگونه اسم داستانم را انتخاب کنم؟

14

ایجاد نظم نوشتن با یک روش کاربردی

نظم و عادت نوشتن-عادت نویسندگی

احساس می‌کنید وقتی برای نوشتن ندارید؟

باید تصورتان را دربارۀ زمان عوض کنید، تسلط بر مهارت مدیریت زمان برای یک نویسنده حیاتی است؛ اما نیاز نیست کار عجیب و غریبی بکنید.

اگر واقعاً شیفتۀ نویسندگی هستید برای نوشتن وقت بدزدید. بله، دزدی در روز روشن!

در میان تمام کارها به دنبال اندک فرصتی باشید که می‌توان آن را صرف نوشتن چند جملۀ تازه کرد. همین برای ایجاد نظم نوشتن کفایت می‌کند.

آنتونی ترالاپ رمان‌نویس، در هر پانزده دقیقه سیصد کلمه می‌نوشت، او با همین معیار و اندازه‌گیری دقیق، سه ساعت در روز می‌نوشت آن‌هم قبل از رفتن به اداره پست که شغل اصلی‌اش بود، او با همین روش به یکی از پرکارترین نویسنده‌های تاریخ تبدیل شد.

اما در عمل شاید نتوانید مانند ترالاپ یا برخی نویسنده‌‌های دیگر بنویسید. پس باید دنبال راه و روش مناسب‌تری باشیم:

یک الگوی کاربردی:

برنامۀ نویسندگی‌تان را در سه سطح تنظیم کنید:
خرد: 5 دقیقه یا 5 خط (یا 50 کلمه)
خوب: 25 دقیقه یا 3 صفحه (500 کلمه)
عالی: 90 دقیقه یا 10 صفحه (2000 کلمه)
هر روز هر سه این گزینه‌ها را همیشه پیش چشم داشته باشید، و بسته به توان و انرژی‌تان یکی از گزینه‌ها را برای انجام دادن انتخاب کنید.
فقط مهم‌ترین نکته موفقیت با این شیوه را از یاد نبرید: حالت خرد درست به اندازۀ حالت عالی اهمیت و ارزش دارد. در اصل این عادت خرد است که ضامن تبدیل شدن نوشتن به یک عادت روزانه است. پس همیشه پس از انجام آن حس پیروزی کنید. هیچ گاه عذاب وجدان نداشته باشید که چرا چند روز است که فقط در سطح خرد مانده‌اید. گاهی اوقات برای تجدید قوای نوشتاری‌مان باید به عادت‌های ریز بسنده کنیم. همیشه نمی‌توان کارهای خرکی کرد.
پس خودتان را نیازاید و برای خودتان حکم صادر نکنید که من هر روز تحت هر شریطی مثل آنتونی ترالاپ سر فلان ساعت چند هزار کلمه می‌نویسم. این شیوه اشتباه است و ممکن است پس از چند بار شکست اعتماد به نفس شما را نابود کند و باعث شود دیگر سراغ نوشتن را نگیرید.
اما نکته جالب اینجاست، وقتی هر سه گزینه را در پیش رو دارید، بسیاری از روزها حس جالبی از رقابت و بازی در شما شکل می‌گیرد. می‌بینید بعد از پنج دقیقه نوشتن دلتان می‌خواهد کمی دیگر بنویسید و به سطح متوسط برسید؛ نور علی‌ نور. اما اگر هم نرسیدید فدای سرتان. مهم حفظ ریزترین شکل عادت نوشتن است.
اگر در طول ماه دو سه نشست نوشتاری عالی هم داشته باشید کافی است.
من این ایدۀ درجه‌یک را از استفان گایز وام گرفته‌ام. امتحان کنید. فرایند عادت‌سازی شما برای همیشه دگرگون خواهد شد.

اگر از این الگو پیروی کنید حتی آغاز جنگ جهان سوم هم تأثیری روی برنامه نویسندگی شما نخواهد داشت.

نظم فیزیکی به نظم ذهنی هم منجر می‌شود و به‌مرورزمان بهترین ایده‌ها را به ارمغان می‌آورد.

مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
آخرین وسوسه‌ی نویسنده
آیا نوشتن تعطیل‌بردار است؟
به شرط نوشتن | راهکاری برای نگارش پارتیزانی
چرا به یک نظم رنج‌­آور نیاز داریم؟

15

با چی بنویسیم؟

ابزار مناسب نوشتن

روی کاغذ بنویسیم؛ با کامپیوتر تایپ کنیم؛ یا توی موبایل بنویسیم؟ کدام بهتر و موثرتر است؟ آیا این‌ها با هم فرق می‌کنند؟ آیا الزماً باید ابزاری را انتخاب کنیم که راحت‌تر است؟

در پاسخ به این سوالات چیزهای مختلفی می‌توان گفت.

سعید عقیقی در کتاب «داستان گویی در فیلم کوتاه» می‌نویسد:

«آن‌چه نویسنده و مشخصا فیلم‌نامه‌نویس را نجات می‌دهد نظم است. او در هر زمینه‌ای می‌تواند کاملاً بی‌نظم باشد. اما بهتر است نظم نوشتن را بپذیرد. وقتی برای نوشتن هر ایده‌ای فرصت را غنیمت می‌‎شماریم، داریم به مرحلۀ یافتنِ ایدۀ جادویی نزدیک می‌شویم. خوشبختانه پیشرفت تکنولوژی به ما کمک کرده تا بتوانیم با استفاده از یک یا چند دگمه از صفحۀ گوشی‌هایمان همچون دفترچه یادداشت استفاده کنیم، اما حواس‌مان باشد که کمترین اتفاقی برای گوشی، همه چیز را بر باد می‌دهد. اگر ایده‌هایمان را واقعاً دوست داریم و گمان می‌کنیم از آن‌ها فیلم‌نامۀ به درد بخوری درمی‌آید، و اگر به حقیقت عاشق سینما هستیم، همراه داشتنِ دفترچه‌ای کوچک و قلمی کنار ان، کمترین کاری‌ست که می‌توانیم برای عشق‌مان بکنیم. پس به قیمت عشق، می‌توانیم پرسش بسیاری از دوستان شناخته و ناشناختۀ شبکه‌های اجتماعی، و پیام‌های پیش پاافتاده را بی‌پاسخ بگذاریم و به عشق‌مان بپردازیم. نهایتِ فرضِ دیگران دربارۀ شما این خواهد بود که متکبر و بی‌توجه‌اید. اما کسی نمی‌داند که در آن لحظه به سراغ چه رویداد مهمی رفته‌اید و در نبرد با خودتان فقط و فقط نیازمند تنهایی و دانایی و خویش هستید.»

من این پاره از کتاب را نقل کردم تا علاوه بر نکته‌ای که دربارۀ ابزار کار دارد به سایر نکات مهم آن نیز توجه کنیم.

اما دربارۀ ابزار: ممکن است شما بگویید با نوشتن در برخی اپلیکیشن‌ها حتی در صورت نابودی موبایلمان، نوشته‌هایمان قابل بازیابی است و فقط کافی است شماره یا ایمیلمان را وارد کنیم و از نو وارد پروفایل خودمان در آن برنامه بشویم. بله این درست، اصلاً مگر دفترچه کاغذی کاملاً دور از گزند است؟ ممکن است گم شود، بسوزد، همراه با لباس شما در ماشین لباسشویی شسته شود.

ولی نکتۀ اصلی اینحاست: گوشی موبایل ابزار حواسپرتی است. برای من صد بار پیش آمده که موبایلم را باز کرده‌ام تا ایده‌ای را ثبت کنم اما دیده‌ایم پیام تازه‌ای دارم، و چنان درگیر پیام تازه و سیار نوتیفیکیشن‌ها شده‌ام که گاه ساعت‌ها بعد فهمیده‌ام که گوشی را برداشته بودم تا ایده‌‌ای را ثبت کنم.

حالا این دربارۀ ثبت ایده است. گوشی برای نوشتن اصل متن فاجعه است. داری یک صحنه از داستانت را می‌نویسی ناگهان شوهر عمه‌ات زنگ می‌زند که بجنب فلان جا وام کم‌بهره می‌دهند. نتیجه روشن است. احتمالا به فکر چک ضمانت و ضامن معتبر میفتی. عجالتاً گور بابای داستان!

خب، با این حساب روی گوشی را خط می‌کشیم. گوشی فقط به کار کپشن‌نوییسی و استوری هوا کردن می‌خورد. تازه کپشن و استوری درست‌ودرمان را هم بهتر است که اول روی کاغذ یا توی کامپیوتر بپزیم.

می‌ماند انتخاب بین کاغذ و کامپیوتر.

نظرم من این است که نویسندۀ حرفه‌ای به هر دو نیاز دارد.

من از آن دست از افراد متعصب نیستم که روی یکی از این‌ها پافشاری کنم. هر روز هم با قلم و کاغذ می‌نویسم هم با لپ‌تاپ تایپ می‌کنم. از هر دو هم به شکل متفاوتی لذت می‌برم.

نویسندۀ حرفه‌ای ناگزیر از تایپ است، چرا که با جابجا کردن سریع جملات و پاراگراف‌های متن کارای مهم و خلاقانه‌ای می‌توان کرد که روی کاغذ به سهولت امکانپذیر نیست. (البته که لازم نیست به خاطر سرعت کم تایپ خودتان را سرزنش کنید یا حتما تایپ ده انگشتی یاد بگیرید. البته که به یادگرفتنش می‌ارزد. اما در هر صورت با کمی مداومت در تایپ سرعتتان خودبه‌خود بیشتر می‌شود.)

دربارۀ مزیت‌ کار با کامپیوتر محمد قائد حرف جالبی دارد:

«اگر کامپیوتر نبود مجبور بودم اختراعش کنم. با دست واقعاً نمی‌شود این کارها را کرد، با دست جابه‌جا کردن پاراگراف‌ها و کلمات در کتاب یا حتی متنی چند هزار کلمه‌ای عملاً ناممکن است. به این می‌ماند که بخواهی از تهران با دوچرخه به کرج بروی ناهار بخوری و برگردی. پیش از ورود کامپیوتر با قلم‌های نوک‌مدادی می‌نوشتم و پاک می‌کردم و حرکت از نو…گاهی از متن پرینت می‌گیرم و دوباره پاراگراف‌ها را جابه‌جا می‌کنم و دوباره پرینت می‌گیرم تا ببینم بهتر شده یا نه. کاری است پر زحمت و گیج‌کننده. در تحمل هر کسی نیست.» (+)

می‌توان گفت که نوشتن با هر ابزاری به خروجی متفاوتی منجر می‌شود. نوشتن یک فکر با قلم و کاغذ ممکن است با نوشتن همان فکر توسط کامپیوتر کاملاً متفاوت باشد؛ بنابراین بهتر است از ابزارهای گوناگون بهره بگیریم.

روش کار ماریو بارگاس یوسا جالب است:

«اول با دست می‌نویسم. همیشه صبح‌ها کار می‌کنم و در ساعات اولیۀ روز، همیشه با دست می‌نویسم. این ساعت زمانی است که خلاقیت من در اوج است. بیشتر از دو ساعت به این روش کار نمی‌کنم؛ چون دستانم خشک می‌شوند. سپس آن چیزهایی را که با دست نوشته‌ام تایپ می‌کنم و همین‌طورکه تایپ می‌کنم، تغییر هم ایجاد می‌کنم. این اولین مرحلۀ بازنویسی است؛ ولی همیشه چند خط را تایپ نمی‌کنم تا روز بعد، با تایپ آنچه از قبل نوشته‌ام، شروع کنم.»

+

این هم کلیپی نسبتاً قدیمی از من:

مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
تأثیر ابزار بر نوشتن
نوشتن روی کاغذهای کوچک
روان‌نویس‌درمانی!
ویدیو: شما با قلم و کاغذ می‌نویسید یا تایپ می‌کنید؟

16

بی‌خیال دل‌نوشته؛ قصه بگو

قصه گویی

«قصه یک راه فرار برای رسیدن به آرزوهای ناکام است.»
صادق هدایت

اگر بخواهم فقط یک پیشنهاد برای بهتر نوشتن بدهم این است:

«ادلنوشته ننویس

نه دلنوشته بخوانید، نه دلنوشته بنویسید. دلنوشته قلمتان را خراب می‌کند.

برخی از ویژگی‌های شاخص دلنوشته‌ها:

دلنوشته کلیشه‌ای و نخ‌نما است.

دلنوشته احساساتی‌گرایانه و پر از ناله و زای است.

دلنوشته از سطح انشاهای مدرسه فراتر نمی‌رود.

دلنوشته پر از قید و صفت است.

دلنوشته پر از واژه‌های انتزاعی است.

دلنوشته هیچ قصه یا رخداد خاصی را روایت نمی‌کند.

چگونه از دلنوشته بپرهیزیم؟

یک:

با کلمات سالاد درست نکنید! سعی کنید ساده و روان منظور خودتان را بیان کنید. زور نزنید با با چپاندن زورکی کلمه توی متن احساس و زیبایی خلق کنید.

دو:

روایت کنید. ملموس و روشن از اتفاقات زندگی‌ خودتان یا دیگران بگویید. به جایی اینکه بگویید فلان اتفاق خیلی تلخ و دردناک بود، فضا و رویدادها را توصیف کنید تا ما خودمان تلخی و دردناک بودن اتفاق را حس کنیم. سعی کنید از کلمات عینی بیشتر استفاده کنید. جزئی‌نکاری کنید و در توصیف به حواس پنجگانه متوسل شوید.

چرا روایت و قصه‌گویی؟

حتی اگر نمی‌خواهیم داستان‌نویس شویم و قصد ما نوشتن پروپوزال و جستار و مقاله است، بازهم بهتر است مهارت قصه‌گویی و روایت پردازی را بیاموزیم.

این قصه و داستان است که ذهن آدم‌ها را درگیر می‌کند و باعث می‌شود نوشتۀ ما در ذهن ان‌ها باقی بماند.

قبلاً در مطلبی دربارۀ «مقاله‌نویسی در سایت» نوشته بودم:

«داستان تمایز ایجاد می کند. با بیان یک قصۀ تازه، می­‌توانی تکراری­‌ترین پیام­‌ها را دوباره و دوباره به گوش مخاطب برسانی و مخاطب تو از این ماجرا راضی و خشنود باشد.
دربارۀ موضوع مقاله‌ای که می‌خواهی بنویسی چه قصه‌ای به ذهنت می‌رسد؟ یک خاطره؟ خلاصۀ فیلم یا داستانی که قبلاً خوانده‌ای؟ یک ماجرای مشهور؟ یا یک حکایت قدیمی؟
با همان شروع کن. مو به مو برایمان توصیفش کن. ماجرا چه زمانی رخ داده؟ چه آدم‌هایی در چه مکان‌هایی قصه را ساخته‌اند؟
با یک قصۀ خوب ما را میخکوب مقاله‌ات کن.»
مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
نوشتن داستان | یک پروژه برای آن‌ها که جدی‌تر به نویسندگی فکر می‌کنند
اندر حکایت کردن یک داستان
چگونه در قصه‌گویی و داستان‌سرایی رشد کنیم؟
نوشتن یک داستان چند سال زمان می‌‌‌‌برد؟
داستان شما چیست؟
چگونه نویسنده رمان شویم؟ | آموزش نوشتن رمان
آیا زندگی ما ارزش داستان شدن دارد؟

17

با جزئیات بنویسید

جزئیات، جزئی نگری

ری برادبری می‌گوید:

«نويسندۀ خوب غالباً زندگی را لمس مي‌كند. نويسندۀ ميان‌مايه به‌سرعت دستی بر پيكرش می‌كشد. نويسندۀ بد به او تجاوز می‌كند و در هجوم حشرات رهايش می‌كند.»

نویسندگی یعنی جزئی‌نگری و توجه دقیق و موشکافانه به زندگی و اصلاً همین توجه به جزئیات و باریک‌بینی است که نویسنده‌ را از بقیه متمایز می‌کند.

وقتی صحبت از جزئیات می‌شود من همیشه به یاد صفحات ابتدایی رمان «مادام بوواری» گوستاو فلوبر میفتم و توصیف کلاه شارل:

«…هنوز کلاهش روی زانوهایش بود. کلاهش ترکیبی از انواع کلاه‌ها بود و از شبکلاه کرکی، شاپکا، شاپوِگرد، کپیِ پوست سمور و عرقچین نخی چیزی با خود داشت؛ خلاصه، از آن دست اشیاء ناقابلی بود که زشتی خاموششان به نحو عمیقی گویاست. بیضی‌شکل بود و سیم‌هایی درش به کار رفته بود که به آن برجستگی می‌بخشید. از سه لولِ گرد آغاز می‌شد، سپس لوزی‌هایی به‌طور متناوب از مخمل و پوست خرگوش به چشم می‌خورد که نواری سرخ از هم جدایشان می‌کرد. بعد، کیسه‌مانندی بود که به یک چندضلعی با آستر مقوایی، پوشیده از قلاب‌دوزی‌هایی با یراق‌های پیچ‌درپیچ ختم می‌شد و در آنجا، صلیب کوچکی از نخ طلایی، که حکم منگوله را داشت، از رشتۀ بسیار باریک بلندی آویزان بود. کلاه، نو بود و لبه‌اش برق می‌زد.» (ترجمۀ مهستی بحرینی، نشر نیلوفر)

در کلاس‌های حضوری‌ این حرف را از زبان دانشجویانم زیاد می‌شنیدم:

«این‌همه جزئیات واقعاً لازمه؟ من که از خوندن این جزئیات حوصله‌م سر می‌ره. نمی‌شه آدم سریع بره سر اصل مطلب؟»

حرف این نیست که داستانمان را پر از جزئیات بی‌ربط و اضافی کنیم؛ نکته اینجاست که برای تصویرسازی در ذهن مخاطب و ایحاد تاثیری ملموس چاره‌ای جز جزئی‌پردازی نیست. یک تفاوت اصلی داستان با حکایت و خبر این است که داستان در پی بازآفرینی زندگی است نه صرفاً اشاره‌ای سطحی به آن و دادن پندی اخلاقی.

به توصیف زمان و مکان در جملۀ اول رمان «دایی جان ناپلئون» ایرج پزشکزاد توجه کنید:

«من یک روز گرم تابستان، دقیقاً یک سیزده مرداد، حدود ساعت سه و ربع کم از بعد از ظهر، عاشق شدم…»

بنابراین حتی وقتی یادداشت روزانه می‌نویسید هم زمان و مکان را با جزئیات توصیف کنید و از حواس پنج‌گانۀ خودتان بهره بگیرید. هر چقدر عینی‌تر بنویسید نوشته‌هابتان جاندارتر خواهد بود. از افراط در جزئی‌نگاری نترسید.

بهره‌گیری از حواس پنج‌گانه (بینایی، شنوایی، بساوایی، بویایی، چشایی) می‌تواند جلوۀ بکر و تازه‌ای به نوشته‌های شما بدهد. جالب اینجاست که جزئی‌نگاری شما را وادار به افزایش دایره لغاتتان می‌کند.

بعدها که خواستید داستانی بنویسید و منتشر کنید می‌توانید در جزئی‌نگاری اصولی‌تر پیش بروید و فقط جزئیاتی را حفظ کنید که به پیشبرد داستان کمک می‌کند.

پس اگر واقعاً قصد داستان‌نویس شدن دارید، دست از کلی‌گویی بردارید و جزئی‌نگاری کنید.

مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
چگونه با جزئیات بنویسیم؟
درباره نوشتن با تمام حواس
مهم‌ترین درس نویسندگی
یادداشت‌های روزانه چگونه خواندنی می‌شوند؟
کی می‌فهمیم که نویسنده شده‌ایم؟

18

بازی‌های خلاقانه با زاویه دید

زاویه دید در نویسندگی

در کتاب زیر و بم داستان در تعریف زاویه دید می‌خوانیم:

«زاویه دید یا کانون روایت به نگاهی می‌گویند که از دیدگاه آن، حوادث داستانی روایت می‌‎شود…انواع کلی زاویه‌های دید برگرفته از شکل‌های صرف افعال است؛ یعنی اول شخص و دوم شخص و سوم شخص.»

مثال ساده‌ای برای درک بهتر هر سه زاویه دید:

اول شخص: من هر روز پانزده دقیقه می‌نویسم.

دوم شخص
: تو از هر وقت اضافه‌ای که گیر می‌آوری برای نوشتن استفاده می‌کنی.

سوم شخص: او دیوانه نوشتن است و برای فرار از سروصداهای خانه، در پشت‌بام می‌نویسد.

اما حرف ما دربارۀ جزئیات تخصصی مربوط به زاویه دید نیست، چرا که چنین کاری به بحثی مفصل نیاز دارد. اینجا صرفاً می‌خواهم به شما پیشنهاد کنم که در آزادنویسی روزانه‌تان از زاویه‌دیدهای مختلف بهره بگیرید.

اغلب ما روزنوشت‌هایمان را با زاویه دید اول شخص می‌نویسیم؛ اما بیایید هرازگاهی دوم شخص و سوم شخص را هم امتحان کنیم. حتی می‌توانید در یک نوشته چند زاویه دید را در کنار هم به کار ببرید.

مثلاً طی روزهای آینده گزارش زندگی روزمرۀ خودتان را با زاویه دید سوم شخص بنویسید. مثلاً یادداشت امروز من می‌تواند این‌طوری باشد:

«شاهین از خواب بیدار شد. هنوز هوا تاریک بود. رفت نشست پشت میز کارش. چراغ مطالعه را روشن کرد.»

این زاویه دید را می‌توان نوعی زاویه دید بیرونی دانست؛ یعنی دیدن خودمان از بیرون. جالب اینجاست که برخی معتقدند نوشتن یادداشت‌های روزانه ‌با زاویه دید سوم شخص می‌تواند کمک کند تا خردمندانه‌تر فکر کنیم. چرا؟ چون نگاه بیرونی راه می‌دهد به دیدن تصویر بزرگ‌تر و همین کمک می‌کند تا رفتار خودمان در ارتباط با محیط را با فاصله تماشا و بررسی کنیم.

با این تمرین ممکن است به برخی از جنبه‌های زندگی‌تان پی ببرید که قبلاً از دیدتان پنهان بوده است.

مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
زاویه دید چیست؟ +مثالی از داستان آئورا، نوشتۀ کارلوس فوئنتس
انتخاب بهترین زاویه دید | پاره‌ای از کتاب روبه‌روی نویسنده
مثل ژنرال دوگل بنویسید
نوشتن رزومۀ شخصی با زاویه دید متفاوت

19

از نوشتن بنویسید

نوشتن از نوشتن

قلم روی کاغذ گذاشته‌اید و می‌خواهید چیزی بنویسید، اما حس می‌کنید مغزتان خشکیده، افکار پریشان در ذهنتان موج می‌زند اما هیچ چیز دندان‌گیری پیدا نمی‌کنید که ارزش نوشتن داشته باشد.

خب، در چنین لحظاتی، نوشتن دربارۀ جریان نوشتن می‌تواند کار مناسبی باشد، حتی شاید اشتهای نوشتاری شما را تیزتر کند.

نوشتن دربارۀ فرآیند نوشتن یا واکاوی انگیزه‌هایی که برای نوشتن داریم یکی از راه‌هایی‌ است که می‌تواند دست شما را گرم نگه دارد.

به جای اینکه زل بزنید به دیوار یا در موبایلتان پرسه بزنید تا سوژه پیدا کنید، بنویسید که دوست دارید چه ایده‌ای به ذهنتان برسد، یا چرا ایده‌هایی که دارید نمی‌پسندید، مشکل آن‌ها چیست؟

مشکلات نوشتن را با نوشتن حل کنید.

هر وقت حس کردید ایده‌ای برای نوشتن ندارید، خودِ نوشتن را به ایدۀ نوشتن تبدیل کنید.

مثلاً می‌توانید داستان نویسنده‌ای را بنویسید که دچار انسداد ذهنی شده و در به در دنبال ایده است.

اگر هم در حال نوشتن یک کتاب مشخص هستید و هرازگاهی به بن بست می‌خورید می‌توانید مثل جان اشتیان بک عمل کنید:

اشتاین بک هنگام نوشتن رمان شرق عدن، با نوشتن یادداشت‌هایی دربارۀ این خودش را سرذوق نگه می‌داشت. او در سمت چپ دفترش این یادداشت‌ها را می‌نوشت و سمت راست دفتر را هم به نوشتن متن اصلی رمان اختصاص داده بودید. خود این یادداشت‌های حاشیۀ کار بعدها کتاب مستقلی شدند با عنوان یادداشت‌های روزانه شرق عدن. (+)
مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
نوشتن از نوشتن
تمرینی مهم یک کتاب آلمانی برای یافتن انگیزه‌های نویسندگی

20

نوشتن به مثابۀ بازی‌

نوشتن به مثابۀ بازی‌

نگرش ما به نوشتن مهم است. یکی نوشتن را تکلیفی می‌داند مانند بسیاری از کارهای مشقت‌بار روزمره روزمره، دیگری نوشتن را نوعی بازی شیرین و سرگرم‌کننده می‌بیند. رفتار این دو فرد در عمل متفاوت است.

نوشتن بازی است؛ مثل همۀ چیزهای دیگر.

به فرایند کنار هم چیدن کلمات نگاه کنید، کاری جز بازی‌کردن نیست.

وقتی نوشتن‌بازی می‌کنید ترستان از نوشتن می‌ریزد و با میل و رغبت بیشتری می‌نویسید.

پس کل فرایند نوشتن نوعی بازی است. این بازی می‌تواند شکل‌های متنوعی هم داشته باشد.

اگر می‌خواهید نوشتن به بخش ثابتی از زندگی شما تبدیل شود و هرگز آن را ترک نکنید، باید بازی‌های نوشتاری خودتان را ابداع کنید.

با نوشتن از چه موضوعاتی احساس می‌کنید در یک بازی شیرین هستید؟ با نوشتن در چه قالبی حس می‌کنید سرگرم بازی شده‌اید؟ بودن و نوشتن در چه فضایی به شما حس بازی می‌دهد؟

شاید بهتر باشد این نکته را با پاره‌ای از رمان شب هول کامل کنیم که بی‌ربط با موضوع نیست:

«…همۀ هستی نوعی بازی است. راستش را بگویم نوعی شوخی است. نحوۀ نگریستن خاص ما باعث می‌شود که نتوانیم این جنبۀ فلسفی را، دریابیم. بازی ذاتی حیات را. حرف مرا بد تعبیر نکن. منظورم از بازی و شوخی بیهودگی زندگی نیست. نه، بازی اتفاقاً خیلی خیلی جدی است. اما به هر حال بازی است… کسی که در بازی شرکت می‌کند دربارۀ بازی‌کردن فلسفه نمی‌بافد. وقتی وارد گود شدی و گرماگرم کشتی‌گرفتنی دیگر به فکر بحث‌کردن دربارۀ کشتی‌گرفتن نیستی. دیگر انتزاعی و تجریدی فکر نمی‌کنی. عرق می‌ریزی و کشتی می‌گیری. نفس بازی می‌شوی. جوهر زندگی هم همین است. هر کس هر موضع اخلاقی و فکری که می‌خواهد، بگیرد یا داشته باشد. مهم این است که عین بازی و واقعیت بازی بشود.»

بازی نوشتن جدی است.

مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
یک بازی ساده برای بهتر نوشتن
نوشتن را لذت بخش تر کنید: تیتربازی
ایستگاه نویسندگی

21

بهترین نوع افراط

 تلاش برای نوشتن

خب، اول بگذارید با یک ضرب‌المثل دستمالی‌شده کارمان را شروع کنیم:

«کار نیکو کردن از پُر کردن است.»

بالزاک گفت ادبیات یعنی کار. و خودش در عمل به این حرف پایبند بود. می‌گویند بالزام از نیمۀ شب آغاز به کار می‌کرد، و پانزده تا هجده ساعت چیز می‌نوشت؛ و البته خیلی زود از پا درآمد و در پنجاه و یک سالگی ریق رحمت را سر کشید.

اما نترسید، نوشتن کسی را نمی‌کشد. همین که در طول ساعات شبانه‌روز، وقت و بی‌وقت چیزکی قلمی کنید کافی است.

افراط در تمرین مهارتی که دوست داریم می‌تواند یکی از هوشمندانه‌ترین کارهایی باشد که در تمام عمرمان می‌کنیم.

زیاده‌روی در نوشتن توان و شجاعت ما را برای نوشتن از چیزهایی در سر می‌پرورانیم بیشتر می‌کند.

غرق شدن در هر کاری اولین گام تمایز در آن کار است.

افراطی نوشتن یعنی توی حمام و دستشویی و مترو هم در حال نوشتن باشیم!

مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
قانون طلایی نویسندگی از نظر رضا بابایی | کلید تمرین سنجیده
به شرط نوشتن | راهکاری برای نگارش پارتیزانی
شما هم دوست دارید دائم‌الدفترچه باشید؟
علاوه بر صفحات صبحگاهی چه تمرین دیگری انجام بدهیم؟ (۱۱ پیشنهاد متفاوت)
افراط در نوشتن

22

پس از نوشتن نسوزان

نگهداری از نوشته ها

من که دلم نمی‌آید حتی بی‌ارزش‌ترین و مغشوش‌ترین نوشته‌هایم را دور بریزم. به خاطر همین یکی از اتاق‌های دفتر کارم پر از کاغذ پاره‌های بی‌ارزش است. (البته اصطلاح بی‌ارزش را جلوی شما به کار می‌‎برم، وگرنه در خلوت خودم قربان دست و پای بلورین چرک‌نویس‌هایم می‌روم! پنداری سندی تاریخی‌اند. این میل آشغال جمع‌کنی در پدر و پدربزرگ من هم بود؛ لابد با این توجیه: هر چیز که خوار آید، روزی به کار آید.)

خاصیت نگهداری از نوشته‌های قدیمی این است که با مرور آن‌ها پس از مدت معینی می‌توان به نتایج جالبی درباره گذشته و سیر افکار خودمان برسیم.

ضمن اینکه بعدها ممکن است ببینید بعضی همین کاغذپاره‌ها می‌تواند مادۀ خام نوشتن یادداشت و جستار و داستان باشد؛ البته این به سطح مهارت شما در کره‌گرفتن از آب بستگی دارد.

باری، ماجرا فقط دربارۀ کاغذها نیست. من تمام چیزایی که با رایانه تایپ می‌کنم را هم به‌دقت آرشیو می‌کنم. معمولاً تمام روزنوشته‌های هر فصل را توی یک فایل می‌نویسم و همین باعث شده نوشته‌هایم بهتر و ساده‌تر طبقه‌بندی شود. لذت این کار در این است که مثلاً همین الان می‌توانم بروم ببین در دو، سه یا چهارسال قبل در چنین روزی چه چیزهایی در سرم می‌گذشته.

در تصویر زیر آرشیو ارتکابات من در سال‌های اخیر را ببینید:

روزنوشته‌های شاهین کلانتری

معمولاً نوشته‌های هر فصل بیش از صد هزار کلمه است.

ممکن است بنا به هر دلیلی -ازجمله فضولی اطرافیان- حس کنید جای امنی برای نگهداری از نوشته‌هایتان ندارید. پیشنهاد من این است که به جای دورریختن نوشته‌هایتان فکری به حال اطرافیانتان بکنید.

مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
حافظه‌ای که داشت خیانت می‌کرد!
پس از نوشتن نسوزان

23

یک کتاب را بلاگ کنید

یک تیر و دو نشان-بلاگ کردن کتاب

بخشی از شاهکارهای ادبی جهان در ابتدا به صورت پاورقی در روزنامه‌ها و مجلات چاپ شده‌اند، مثل رمان بزرگ جنگ و صلح از لئو تولستوی. این کتاب اولین بار به صورت سریالی در یکی از روزنامه‌های روسیه به نام پیام‌آور طی سال‌های ۱۸۶۵ و ۱۸۶۷ منتشر شد. اما انتشار کامل آن به‌عنوان یک کتاب، در سال ۱۸۶۹ اتفاق افتاد. (+) فئودور داستایفسکی و بسیاری از غول‌های دیگر ادبیات هم برخی آثارشان را به همین شیوه نوشته و منتشر کرده‌اند.

این روش در حال حاضر هم به شکل پویاتری در فضای اینترنت رایج است.

بسیاری از داستان‌نویس‌ها و نویسندگان متون غیرداستانی کتاب‌هایشان را در قالب پست‌های وبلاگی دنباله‌دار می‌نویسند و بعد از کامل شدن متن، نسخۀ نهایی کتاب را به شکل الکترونیکی یا چاپی منتشر می‌کنند.

از نمونه‌های ایرانی بلاگ‌کردن کتاب می‌توان به کتاب «وردی که بره‌ها می‌خوانند» از رضا قاسمی و «پستچی» از چیستا یثربی اشاره کرد که اولی در وب منتشر می‌شد و دومی در اینستاگرام.

با این روش شانس این را داریم که به نوشتن کتاب تعهد بیشتری داشته باشیم و با نظم بیشتری پیش برویم، ضمن اینکه می‌توانیم از مخاطبانمان بازخورد بگیریم و با توجه این نظرات متن را حک و اصلاح کنیم. (+) اگر هم بعداً هوس کردید متن را اساسی از نو بکوبید و بسازید جای نگرانی ندارد، اتفاقا این می‌تواند مزیت نسخۀ نهایی کتاب باشد.

حالا برسیم به قسمت با یک تیر دو نشان‌زدنِ ماجرا: با این کار هم وبلاگ یا رسانه‌های اجتماعی‌مان را مدام به روز نگه می‌داریم و هم بدون درد و خونریزی کتاب خودمان را می‌نویسیم.

اما ممکن است الان این سوال گوشۀ ذهن شما شکل گرفته باشد که اگر کتابمان را مفتکی منتشر کنیم دیگر چه کسی رغبت می‌کند نسخۀ نهایی آن را بخرد؟ جالب است که این روش نه‌تنها فروش شما را کم نمی‌کند که حتی می‌تواند فروشتان را چند برابر کند. نمونه‌های موفق این موضوع را اثبات می‌کنند. انتشار تدریجی کتاب را نوعی بازاریابی برای نسخۀ نهایی کتاب در نظر بگیرید. مطمئن باشید جمع زیادی خوانندگان پروپاقرص کتاب شما دلشان می‌خواهد که نسخۀ چاپی کتاب را هم داشته باشند. ضمن اینکه این خوانندگان می‌توانند بهترین معرف کتاب شما به دیگران باشند.  البته همه چیز بستگی دارد به ذوق و همینطور استراتژی شما در نشر محتوا، که این البته بحث دیگری‌‎ است.

مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
چگونه کتاب بنویسیم
چگونه یک کتاب را بلاگ کنیم
چرا باید رسانه خودمان را داشته باشیم
تولید و بازاریابی محتوا برای داستان‌نویس‌ها
آموزش وبلاگ نویسی حرفه‌ای | وبلاگ‌ نویسی چیست و چگونه یک وبلاگ تاثیرگذار بسازیم؟

24

چگونه رمان و داستان کوتاه بنویسم؟

مسلماً بهترین راه یادگیری داستان‌نویسی، مطالعۀ عمیق و دیوانه‌وار رمان‌ها و داستان‌های داخلی و خارجی است.

اما اگر می‌خواهیم به نویسنده حرفه‌ای‌تری تبدیل بشویم و با سرعت و مهارت بیشتری مسیر داستان نویسی را طی کنیم؛ باید مطالعه کتاب های تخصصی آموزش داستان نویسی را در برنامه حرفه‌ای خودمان قرار دهیم.

در پست زیر به معرفی بهترین کتاب‌هایی آموزش رمان و داستان کوتاه پرداخته‌شده و بخش‌هایی منتخب از این کتاب‌ها نیز نقل‌شده است.

مطالعه کامل‌تر درباره این نکته:

چگونه رمان و داستان کوتاه بنویسیم
کتاب های آموزش نویسندگی

25

چگونه یادداشت و مقاله و جستار بنویسیم؟

یادداشت نویسی و مقاله نویسی طرفداران زیادی دارد و خیلی‌ها آرزوی تسلط بر این مهارت را دارند، برای توسعه برند شخصی‌مان هم چاره‌ای جز نوشتن مقاله و یادداشت نداریم. خواندن و مرور مقاله‌های درجه‌یک و حرفه‌ای می‌تواند کمک زیادی در توسعه مهارت ما بکند. در لینک زیر یکی از بهترین و آموزنده‌ترین کتاب‌های آموزش مقاله نویسی معرفی شده است:

چگونه نویسنده شویم؟ مقاله نویسی
تولید محتوای متنی | راه و روش مقاله‌نویسی در اینترنت

ریزنکته‌هایی برای افزایش خلاقیت در نویسندگی:

  • نوشتن به انگلیسی: هاروکی موراکامی، رمان‌نویس مطرح ژاپنی می‌گوید در اوایل ورودش به عرصه رمان‌نویسی، با اینکه تسلط زیادی به زبان انگلیسی نداشته، رمان‌هایش را به زبان انگلیسی می‌نوشته؛ و بعد آن‌ها را به زبان ژاپنی ترجمه می‌کرده و همین باعث شده به نثر و زبان خاص خودش برسد. با نوشتن به زبان انگلیسی -حتی شده دست‌وپاشکسته- هم مهارت نگارش به زبان انگلیسی را در خودمان تقویت می‌کنیم و هم حساسیت و تسلط بیشتری به کلمات فارسی پیدا می‌کنیم.
  • از غذا: اگر به بن‌بست خورده‌اید و هیچ ایده‌ای به ذهنتان نمی‌رسید، شروع کنید به نوشتن درباره غذای موردعلاقه‌تان، از تأثیر این بازی شگفت‌زده می‌شوید، پس از ده دقیقه چنان سر ذوق می‌آیید که دلتان می‌خواهد یک رمان ده‌جلدی را یک‌شبِ بنویسید. (+)
  • روزنۀ امید: اگر فقط و فقط یک عادت باشد که بتواند زندگی نویسندگی ما دگرگون کند، نوشتن صفحات صبحگاهی است. صفحات صبحگاهی ابداع خانم جولیا کامرون، نویسنده و معلم آمریکایی است که در تمامی کتاب‌هایش ازجمله کتاب راه هنرمند به تشریح این ایده پرداخته است. (+)
  • نوشتن در عمل: نوشتن می‌توانید یکی از بهترین ابزارها برای تصمیم‌گیری و حل مسئله باشد. برای حل مشکلات و مسائلی که دارید دست به قلم بشوید. چند بار که با نوشتن بر مشکلاتتان غلبه کنید دیگر حاضر نمی‌شوید از نوشتن دل بکنید.
  • قدرت نوشتن: نوشتن یکی از ابزارهای برای رشد و توسعه شخصی است. نوشتن می‌تواند نقش درمان را هم ایفا کند. حتی کتاب‌ها و پژوهش‌هایی درباره نوشتار‌درمانی موجود است و برای بهبود روحیه‌تان هم می‌توانید از نوشتن بهره بگیرید.
  • تمرین ساده: یک کاغذ سفید بردارید، یا یک فایل ورد باز کنید و تا آخر صفحه هر کلمه‌ای را که به ذهنتان می‌رسد بنویسید، اصلاً لازم نیست کلمه‌ها مربوط به هم باشند، از قیمه و قرمه گرفته تا منطق و فلسفه می‌توانند جزو کلماتی باشند که می‌نویسید. کلمه نویسی شما را از انسداد نویسندگی نجات می‌دهد. (+)
  • اهمیت فهرست‌نویسی: نوشتن فهرست هم لذت‌بخش است و هم مفید. به گمانم هرکسی باید پوشه یا دفتری از فهرست‌های مختلف داشته باشد: فهرست چیزهایی که دوست داریم، فهرست کتاب‌هایی که خوانده‌ایم و می‌خواهم بخوانیم، فهرست دوستان، فهرست فیلم‌های موردعلاقه، فهرست باورها و… . (یک نمونه فهرست)
  • قدرت کامنت: به‌جای «خوب بود» و «عالی بود» یا بدتر از آن یک لایک خشک‌وخالی برای مطالب ارزشمند و خوبی که سراغ دارید کامنت بگذارید. همین می‌تواند یک تمرین ساده و آموزنده برای نوشتن باشد. (اصول کامنت نویسی)
  • نوشتن از اعتقادات: ژول سالزمن در کتاب آموزنده خود -اگر می‌توانید حرف بزنید، پس حتماً می‌توانید بنویسید-که حتی نام آن‌ هم بسیار آموزنده است تمرین خوبی را معرفی می‌کند که انجام آن ‌هم در نوشتن و هم در جنبه‌های دیگر زندگی بسیار مهم و روشنگر است. این جمله را تا جایی که می‌توانید ادامه دهید: اعتقاد دارم…
  • استعاره‌بازی: استعاره و تشبیه و تمثیل به متن جذابیت می‌بخشد و باعث ماندگاری آن‌ در ذهن خواننده می‌شود. اگر دفترچه مخصوص استعاره داشته باشیم، شاخک‌هایمان برای کشف استعاره‌هایی که با آن‌ها زندگی می‌کنیم تیزتر می‌شود. داشتن دفترچه یادداشت برای موضوعات مختلف و دست‌ودل‌باز بودن در پر کردن دفترچه‌ها یکی از بهترین راه‌ها برای افزایش خلاقیت است. (تعریف استعاره)
  • داستان 55 کلمه‌ای: نوشتن رمان دشوار است و نویسنده تازه‌کار ممکن از بعد از نوشتن چند هزار کلمه دست از کار بکشد، گاهی حتی نوشتن داستان کوتاه هم سخت به نظر می‌رسد. همین‌طور در نوشتن داستان‌های بلند نویسنده غیرحرفه‌ای معمولاً دچار روده‌درازی و زیاده‌گویی می‌شود. در چنین شرایطی نوشتن داستان‌های 55 کلمه‌ای می‌تواند بهترین تمرین برای داستان‌نویس‌های تازه‌نفس باشد. (چگونه داستان 55 کلمه‌ای بنویسیم؟)
  • نوشتن در پشت‌بام: برخلاف آن تصور که حتماً باید جای ثابت و معینی برای نوشتن داشته باشیم، نوشتن در جاهای مختلف دفتر کار یا خانه می‌تواند تنوع زیادی وارد کار ما کند. اگر همیشه در اتاقتان می‌نویسد هال را امتحان کنید؛ اگر همیشه توی خانه می‌نویسید کوچه یا پشت‌بام را امتحان کنید.
  • با احساس بنویس: همیشه موضوعی هست که احساس ما را برمی‌انگیزد و باعث می‌شود فکر کنیم اگر ننویسیم آن احساس از دست می‌رود یا خفه می‌شویم. به نظر می‌رسد موسیقی بیش از هر چیز دیگری احساسات انسان‌ها را برمی‌انگیزد. برای خوب نوشتن احساساتتان را جدی بگیرید. (+)

قسمت دوم و سوم این مقاله را در لینک‌های زیر بخوانید:

اصول مطالعه موثر برای نویسنده‌ها | تندخوانی یا کندخوانی؟ | نکاتی دربارۀ کتاب خریدن و کتاب خواندن+معرفی کتاب (20 نکته)

اصول ویرایش و بازنویسی برای نویسنده‌ها (10 نکته)

همچنین خواندن مقالۀ زیر را به عنوان مکمل اصلی این نوشته توصیه می‌کنیم:

چگونه نویسنده شویم؟ یک برنامۀ ۱۰ هفته‌ای برای شروع نوشتن و نویسنده شدن

 

شاید خواندن این مطالب هم برایتان مفید باشد:
کلاس نویسندگی و تولید محتوا
کانال مدرسه نویسندگی در تلگرام
صفحه اینستاگرام مدرسه نویسندگی

 

نقل قول‌های الهام‌بخشی دربارۀ نوشتن و نویسندگی:

مایۀ خرسندی است اگر نظرتان دربارۀ این نوشته را با من در میان بگذارید.

با آرزوی بهترین‌ها

شاهین کلانتری

امضای شاهین کلانتری

505 پاسخ

  1. سلام اقای کلانتری راستش به راهنمایی احتیاج دارم میخواستم بدونم اگه یه نویسنده بخواد برای شخصیت های رمانش از عکس خواننده ها بازیگر ها ومدل ها استفاده کنه باید ازشون اجازه گرفته باشه یا نه احتیاجی به این کار نیست و موردی نداره راهنماییم کنین

    1. منظورتون از عکس، یعنی استفاده از عکس بازیگرها در هنگام در هنگام انتشار متن توی اینستاگرامه؟

        1. اگه میشه قضیه رو برام مو به مو توضیح بدین و کاملا روشنم کنین

        2. البته قبلش بخاطر راهنمایی و سایتی که بهم معرفی کردین تشکر میکنم

  2. سلام من علاقه ی زیادی به نویسندگی دارم و چند ماهی می شود که کلاس نویسندگی می روم با نوشته هایی که داشتم روحیه ام را از دست داده بودم با خواندن مطالب ارزشمند شما دوباره امید گرفتم و متوجه کم کاری های خودم شدم تشکر موفق باشید

  3. عالی بود من در ۴۶ سالگی می‌خوام بنویسم. تا الان فقط در ذهنم داستان گفتم از تجربیات و احساساتم برای خودم.

  4. روان، کوتاه و دوست‌داشتنی. ممنون که این مطالب رو برامون نوشتید استاد کاریکاتور‌ها خیلی تاثیرگذار بودند.

  5. منظور مایکل لووین از واژه های زشت و زننده برای نویسندگی چیه؟

    مایکل لووین با ۳۰ سال تدریس در دانشگاه نیویورک،  صاحب سایت نویسندگان سایه (ghostwriting) و دارای چندین کتاب معتبر :
    “جملات زشت و کوتاه، کلید موفقیت”

    همیشه به دانشجویانم می‌گویم، وقتی می‌‌خواهید کار نویسندگی را شروع کنید، سعی نکنید جملات زیبا و شیک بنویسید. دو صفحه پر از کلمات و جملات زشت و زننده بنویسید تا قدرت نویسندگی شما افزایش یابد. شاید خنده‌دار باشد، ولی بر اساس تجربه من، نوشتن جملات زیبا و به اصطلاح با کیفیت، نیاز به وسواس و تجربه زیاد دارد و این کار انرژی نویسندگان تازه‌کار را می‌گیرد.

  6. فوق‌العاده بود. بعضی از جملات مطلب رو همین الان رونویسی کردم تا بهتر یادم بمونه.

  7. باورم نمیشه نوشته های بی آلایش شما اونقدر کار آمد بود که در عین حقیقت ، معجزه کرد . علاوه از یافتن کلید مشکلاتم، ایده های جالبی در حین خواندن در ذهنم نقش بست . قلمتان مانا 🤍

    1. سلام نگین عزیز
      سپاسگزارم از مهر و توجه شما.
      امیدوارم همیشه در مسیر نوشتن خوش بدرخشید.

  8. من هم مینویسم ولی نکته های زیادی از اینجا یاد گرفتم که توی هیچ کتاب یا سایت آموزشی نخونده بودم، ساده و دوست داشتنی و راحت الحلقوم، و البته به ذهن ماندنی.

  9. جناب کلانتری عزیز
    سلام و عرض ادب
    با امید به حضور پایدار شما در این فضا
    و آرزوی تدوام اعتیاد و عشقتان به انجیر خیس و نوشتن؛اگر وقت و میلی داشتید
    به این همراه قدیمی کمک کنید…
    من سه سال پیش یک ایده خلاقانه( از نگاه خودم)به ذهنم رسید و رسالت خودم رو در نوشتن رمانی با محتوای شبهه زدایی در باب چندی از موضوعات دیدم.اگر چه تابحال و به وسیله گوشی که تنها وسیله مناسب من هست حدود 275صفحه تایپ کردم .اما بصورت مداوم و مکرر تصور میکنم که 《میتواند بهتر باشد،میتواند کامل تر باشد،میتواند کم نقص تر باشد و…》و یا حتی گاهی فکر میکنم《اگر چه این ایده خلاقانه است اما نیاز به دانشی فراتر از دانش و آگاهی من دارد 》
    خلاصه؛اگر چه با قلم ،دوستی دیرینه دارم،اما هرگز دل نوشته ها و جملات فی البداهه و …را که نوشتم بجز خودم به احدی نشان ندادم و علتش را هم نپرس ،چون هرچه از خودم پرسیدم به جواب نرسیدم.
    این یکی را تقدیم به شما میکنم ،به امید یک جرعه آگاهی دیگر از سمت شما:
    چرا من؟
    این سوال کوچک و مضحک
    تمام بشریت را به ستوه دراورده و عجیب این است
    که منطق و فلسفه در جواب این چرایی 《به ظاهر بزرگ》بشر
    چیزی برای ارائه ندارند.!
    اما من
    یقین دارم،هرکجا ~علم~ حقیر و ناچیز جلوه کند
    ~عشق~است که باید نسخه خود را بپیچد..!
    بدون از هیچ شکی
    اگر عشق در لباس خدمت به دیگران
    بتازد و زمین را جولانگاه خود کند
    دیگر شاهد این زمزمه اندوهگین نخواهیم بود.
    او دست تو را میگیرد تو مرا و من دیگری …
    🌷🌹
    سید عباس احسانی فر

    1. درود بر شما
      لذت بردم از خوندن متنتون.
      امیدوارم شروع کنید به انتشار نوشته‌هاتون در اینترنت.

  10. سلام جناب کلانتری
    برای ارائه از مطالب شما استفاده کردم خیلی عالی بود متشکرم🌺

  11. سلام میشه لطف کنید برای کسانی قضد نوشتن جدی واینکه می خواهند یک نویسنده قهار بشند و پیش زمینه کمی دارند هزینه اموزش رو بیارید زیر پنجاه هزارتومان ؟

    1. درود آقای کارگر عزیز
      صدها مطلب (متن، صوت و تصویر) هست که رایگانه.

  12. سلام. ممنون برای مطلب فوق العادتون. بسیار آموزنده بود. جواب خیلی از سوال هامو گرفتم. پاینده و برقرار باشید

  13. سلام
    خیلی از شخصیت کاری شما خوشم آمده است برای من شما شخصیت نو و جالبی به نظر می آیید از آنها که چند وقت یکبار شانس در خانه ی آدم را می زنه و دقیقا اون همانی هست که دنبالش می گشتی حرفهای نو و جدید و خاص در مورد نویسندگی می زنید و دست و دلباز هستید و بوی خوش دانایی میدهید.

    1. سلام به روی ماه شما وحید عزیز
      از مهر شما بی‌نهایت سپاسگزارم.
      خوشحالم که اینجا هستید.
      باز هم برای من بنویسید.
      با آرزوی بهترین‌ها

  14. سلام و درود مدت ها راجع به نوشتن و نویسندگی فکر می کنم ویرایش دلم آنچه را که در این نوشتار به عنوان تمرین آورده آید انجام می دادم الان خیلی خوشحالم ازمطالب مفید شما امیدوارم در پناه حق پیروز باشید

    1. سلام آقای سیفی نازنین
      خوشحالم که اینجا هستید.
      باز هم برای من بنویسید.
      بهترین‌ها رو براتون آرزو می‌کنم.

  15. سلام، ممنون از مطالب بدرد بخورتون، یه سوال داشتم که این تعداد از مسایل رو همشو باهم باید انجام بدیم یا چجوری باید بشه، در طول روز اینهمه وقت نیس بشه همشو انجام داد

    1. درود
      سپاسگزارم.
      این درس‌ها برای یه مسیر چند ساله‌ست.
      شما به فراخور علاقه و نیاز و وقتی که دارید از بینشون برخی رو انتخاب کنید.

  16. سلام خیلی عالی مخصوصا اینکه گفته بودین هر روز هرچقدر هم کم ولی بنویسید و هر زمان ایده به ذهنتون نمیرسه به در و دیوار نگاه نکینم و شروع به نوشتن کنیم

    1. سلام امین نازنین
      به نکته‌ی مهمی توجه کردی.
      امیدوارم همیشه شاد و برقرار باشی.

  17. بسیار آموزنده بود و من برای ادامه ی نوشتن یادداشت های روزانم و بهتر کردن اونها خیلی ترغیب شدم

  18. سلام جناب کلانتری عزیز. خواستم نظرم رو در رابطه با مطالب سایتتون بیان کنم. چیزی که خیلی من دوست دارم و خوشم میاد اینه که از بین حرفاتون از نقل قول های خیلی عالی استفاده می کنید که باعث میشه مطلب رو بهتر درک کنم. سپاسگذارم.

  19. سلام و وقت بخیر ، ممنون از مقاله مفید در یک قسمت از مقاله گفته شد ” دلنوشته ننویسید پر از قید و صفت است فضای آه و ناله و بیشتر از سطح انشای مدرسه نمیره ” میشه این و یکم بیشتر توصیح بدید و کاملا باز کنید که منظور چیه و باید چیکار کنیم؟!

    1. سلام ملیکا جان
      تصور می‌کنم خود همین مطلب و نمونه‌ها تا حد زیادی موضوع رو روشن بکنن.
      ولی کافیه یکبار یکی از نوشته‌های خودتون رو با حساسیت روی قید و صفت ویرایش کنید تا موضوع براتون روشن‌تر بشه،
      توی سایت مدرسه نویسندگی یه درس رایگان در این رابطه هست که برای اعضای سایت نمایش داده می‌شه، اونو بخونید. فقط کافیه وارد سایت بشید و همون ضفحه‌ی اول روی دکمه‌ی ثبت‌نام رایگان کلیک کنید.
      اما توصیه کلی:
      زور نزنید ادبی یا شاعرانه یا بااحساس بنویسید چون نتیجه می‌شه کلیشه. کلیشه‌ای مثل این:
      «در آن غروب غم‌انگیز که تمام اندوه عالم در قلب بی‌تاب و شکسته‌ی من ریخته‌ بودم، جز آه چه می‌توانستم کشید…»
      این نوع نوشته‌های آبدوغ‌خیاری همون چیزیه که بهش می‌گن دلنوشته و تو فضای مدرسه هم به اسم انشا می‌شناسنش. تو این نوشته‌ها نویسنده بدون بضاعت ادبی و دایره‌ی لغات وسیع و خلاقیت در عبارت‌پردازی فقط چنگ می‌ندازه به تعابیر کلیشه‌ای و زور می‌زنه با قطار کردن صفات به متنش احساس و زیبایی اضافه کنه که خب این خیلی بی‌ارزش و تاریخ‌گذشته‌ست.

  20. من جدا از نوشتن بدم میومد ولی خیال پردازیم حد نداشت و زیاد رمان میخوندم.با اینکه عاشق کتاب های کلاسیک بودم هیچوقت دلم نمیخواست خودم یدونه بنویسم تا اینکه دزیره و اوژنی گرانده رو خوندم.بنظرم خیلی قشنگن شما هم بخونید…

    1. سلام ببخشید من واقا نمی تونم هر کاری میکنم نمیتونم کسی بهم توضیح می‌دهد

  21. از من که یه نویسندم براتون یه توصیه طلایی دارم
    سعی نکنید بگید
    سعی کنید اول داستان رو مثل یه فیلم تو سرتون ببینید و بعد اونو توصیف کنید
    برای توصیف کردن راه های زیادی هست که خیلی طولانی میشه اینجا بگم اما راه اصلیش اینه که کتاب هایی که میخونید رو با دقت بخونید و به جایگاه جمله ها کلمات و مهم تر از همه، ترکیب های جمله ها دقت کنید و اینکه تو چه شرایطی استفاده میشن.
    اما یه چیز دیگه هم بگم اینه که سعی کنید کنار مرغوبیت داستان سحنه های پر تحرک هم براش بزارید.
    من خودم اولین کتابمو تو ۱۳ سالگی نوشتم و الان ۱۴ سالمه

  22. سلام جناب آقای شاهین کلانتری من خیلی به رمان علاقه ارم خیلی خوندم نزدیکای 200 تا رمان خیلی هم نوشتم و پاره کردم راستش من ایده رو دارم از (خواب به دست آوردم) ولی وقتی شروع به نوشتن میکنم نمیدونم که چطور ادامه بدم تو همون فصل اول همچون خری در گل گیر میکنم چیکار کنم ؟؟؟

    1. سلام محمد مهدی عزیز
      کل تلاش در مسیر یادگیری نویسندگی در جهت رفع همین مشکله.
      یعنی اینکه ما تلاش می‌کنیم مهارت نویسندگی رو یاد بگیری تا بتونیم ایده‌هامون رو به شکل موفقیت‌آمیزی اجرا کنیم.
      بنابراین نمی‌شه الان به شما یک نکته گفت تا مشکل حل بشه. باید خیلی جدی در مسیر یادگیری قرار بگیرید و بدونید که رشد در مسیر نوشتن خیلی کُند اتفاق می‌افته؛ حلزون‌وار.

  23. سلام ممنون از مطالب خوب و کاربردی که جمع اوری و طبقه بندیش زحمتی زیادی رو میطلبه.
    من ۱ رمان و ۲ داستان نوشتم توی تلفن همراهم که متاسفانه از بین رفتن و الان در حال نوشتن یک رمان دیگه هستم ولی واقعا از جانب خانواده هیچ حمایتی نمیشم و هیچ جایی برای نوشتن ندارم و این موضوع هر روز برام عذاب اورتر میشه و احساس بدی بهم دست میده که نمیتونم بنویسم…

  24. الان بعد از خوندن این مقاله مانیکای درونم دنبال صدتا دفترچه س که بتونه همه چیو طبقه بندی کنه و همه اصول رو مو به مو اجرا کنه ولی خود واقعیم خسته تر از این حرفاست :)))). یه دفترچه برای ایده، یکی برای عناوین، یکی برای روزمره نویسی، یکی برای رویاها، یکی برای کلمه برداری و….
    پ.ن:مانیکا کاراکتر شخصیت فرندز که به شدن روی کتگورایز کردن حساس بود.

    1. درود بر تو فاطمه عزیز
      خوشحالم که ایده‌ها برات جالبن.
      امیدوارم که بتونی خیلی زیاد و با نهایت لذت تمرین کنی.

  25. سلام. مقاله به شدت مفید و الهام بخشی بود. حین خوندن یک سری بخش‌ها به این نکته پی بردم که انگار خیلی از نکات در درون همه‌ی ما وجود داره، فقط کافیه ببینیمشون؛ مثلا اونجایی که گفته بودید اگر چیزی برای نوشتن به ذهنتون نمی‌رسه، از موضوعی که احساسات شما رو برمی‌انگیزونه استفاده کنید رو قبلا ناخودآگاه انجام داده بودم.
    تمریناتی که بین مقاله گنجونده بودید هم بسیار مفید بودند. ممنون از به اشتراک گذاشتن تجربیات و آموخته‌هاتون.

    1. زنده باد خانم نجفی نازنین
      ممنونم از شما.
      خوشحالم که تمرین‌ها براتون جالب هستن.
      با آرزوی بهترین‌ها

  26. با تشکر ا زمطالب خوبی که نوشته بودید. از الگوی کاربردی که برای نظم در نوشتن ارائه کردید بسیار لذت بردم و در دفترم یادداشت کردم تا همیشه جلوی چشمم باشه و بهش عمل کنم. در راستای ایده گرفتن برای نوشتن که در چندین شماره از مطلبتون بهش اشاره کردید، من هم دوست دارم ایده ای را اضافه کنم. آن هم قدم زدن در میان مردم و شنیدن صحبت های آن هاست. به شخصه هنگامی که در اتوبوس یا مترو هستم، همیشه گوش هایم برای شنیدن صحبت های مردم باز است و همین باعث می شود تا ایده های جالبی برای نوشتن داشته باشم.

    1. زنده باد خانم میثمی عزیز
      سپاسگزارم.
      پیشنهادتون فوق‌العاده خوب و مهمه. مرسی که اینجا به‌اشتراک گذاشتید.

  27. واقعا لذت بردم از نثر روان و بیان شیوای شما، به گونه ای مفاهیم رو بیان کردین که بدون احساس خستگی تمام مقاله رو تا انتها و بدون وقفه خوندم و بیش از پیش ترغیب شدم به نوشتن و روی کاغذ آوردن آنچه در ذهن دارم

    1. سلام الناز خانم حسن نیا عزیز
      سپاس از مهر شما.
      خوشحالم که اینجا هستید.
      براتون بهترین‌ها رو آرزو می‌کنم.

  28. سلام خسته نباشید
    من همه ی مطالب سایتتون رو خوندم و بنظرم مفید بودن
    من همه ی چیزایی که نوشته بودین رو انجام دادم قبلا از اینکه مطالبتون رو بخونم و خب نوشتن من از وقتی شروع شد که اومدم اتفاقات روزانمو واسه خودم نوشتم چیزایی که میدیدم و …
    یا برای مثال توی مدرسه وقتی موضوع انشا میگفتن من داستان مینوشتم و همه ی دوستام معلمام و … میگفتن که من توی نویسندگی استعداد دارم خودمم به این کار واقعا علاقمندم
    قصد دارم که یه داستانی رو شروع کنم یه کتاب بنویسم اما هر وقت که میام شروعش کنم یه مطلبیو مینویسم و بدون اینکه بخونمش پاکش میکنم و یا مثلا چند برگه بیشتر از سی برگه مینویسم و میندازمش دور نمیتونم ادامه بدم هعی فکر میکنم بد مینویسم نمیتونم یه جوراییی و خب راجب موضوعش هم متمعن نیستم هر دفعه راجب یه چیزه و هر دفعه همین اتفاق میوفته بنظرتون ایراد کارم از کجاست باید چیکار کنم؟

  29. سلام مطالبتون خیلی مفید بود
    راستش یه سوال داشتم که ذهنمو درگیر کرده
    خیلی دوست دارم بدونم که یک نویسنده چطور باید نسبت به نقدهایی که از نوشته هاش میشه واکنش نشون بده، یعنی هرکس نظر شخصی خودشو داره و اگر نویسنده بخواد به همه نظرات گوش بده باید به کل نوشتشو تغییر بده. بنظر شما اینجور مواقع چه کاری درسته؟ ما باید روش و سبک خودمونو پیاده کنیم و هرچی بگن اهمیت ندیم یا اینکه انتقادپذیر باشیم و طبق نظرات اونا یسری تغییرات ایجاد کنیم؟ممنون میشم منو از این سردرگمی نجات بدین چون به پاسخ این سوال شدیداً نیاز دارم.

  30. سلام جناب کلانتری، من وبینار تون رو نگاه کردم و ازش خیلی لذت بردم. خواستم بیام این جا و از شما به خاطر وبینارتون تشکر کنم. بسیار سایت عالی ای دارید…

    1. سلام آقای ناظمی عزیزم
      از مهر و توجه شما بی‌نهایت سپاسگزارم.
      با هم برای من بنویسید.

  31. من هم یک روز صبح روی پشت بام رفتم و ۳ صفحه مطلب نوشتم.
    روزهای غم انگیزی بود وتنها ریسمانی که مرا به زندگی متصل می‌کرد نوشتن بود.

  32. درود
    نمیدونم شما کی هستین و کارتون چیه
    شناختی ندارم ازتون
    اما خیلی دوست دارم بنویسم
    خیلی بنویسم
    از زندگیم
    از زندگی
    کمک میخوام
    حمایت میخوام
    راهنمایی میخوام
    به نظر خودم
    حیفه داستان زندگیم بام دفن بشه
    حیفه کسی ندونه یه من چی گذشته
    حیفه کسی نفهمه زندگی چه شکل های دیگه ای داره
    لطف کنید راهنماییم کنید

    1. معین عزیز
      اولین پیشنهادم خوندن همین مطلبه.
      من تو این مطلب بخشی از بهترین چیزهایی که مفید می‌دونم رو یکجا و با جزئیات توضیح دادم.

    1. واقعیتش من ایده های زیادی واسه نوشتن دارم علاقه هم دارم به نوشتن توی چند تا از مسابقات دبیرستان ها هم توی بخش داستان نویسی شرکت کردم و بعضی از رمان هایی هم که نوشتم برای دبیر ادبیاتم ارسال کردم ولی واقعا دوست دارم بهتر شم و اصول رو بیشتر‌ رعایت کنم

  33. آقای کلانتری، بدون اغراق میگم که به درد بخورین سایت شخصی ای که تا حالا دیدم ، سایت شما بوده . واقعا مفید بوده برام . خیلی استفاده کردم ‌ . متاسفانه کامنت نزاشتم خیلی ، ولی همیشه از مطالب فوق العاده تون بهره بردم .

  34. سلام استاد کلانتری عزیز.
    هزاران هزار تشکر برای این متن عالی.
    من از چند ماه پیش با کمک مطالب شما، عاشقانه دوستدار نوشتن شدم.
    وقتی ما نویسنده ها این ها رو میخونیم، واقعا حس فوق العاده ای داره.
    ممنون از شما معلم نویسندگی مهربون.
    شاگرد شما؛ امیرعلی 12 ساله.

    1. سلام امیرعلی جان
      با جدیت ادامه بده.
      تا می‌تونی بخون و بنویس و هرگز متوقف نشو.

  35. 《مادر بزرگ》🌟⭐💫ستاره💫⭐🌟
    مادر بزرگ یکه و تنها در خانه ای با حیاطی بزرگ
    که کف اش نه موزاییک بود و نه سنگ فرش های قشنگ
    حیاطی بود خاکی با گل و گیاه های قشنگ
    خانه اش از کاه و گل بوی نم رطوبت میداد
    چایی منقل اش همیشه رو به راه
    همگی خنده کنان دور هم بودیما و شاد
    بادلی پر از مهر نگاهی پر از شادی لبی پر از خنده
    سادگی بود دروغ و نیرنگ کجا
    محبت بود کینه و نفرت کجا
    مهربانی بود حسد و تزویر کجا
    خوبی بود منت و سرکوفت کجا
    انتطاری نبود قهر و اشتی معنا نداشت
    عصبانیت و داد و فریاد نبود همه چیز حرمت داشت
    قضاوت و دخالتی نبود زندگی ها فرق داشت (شیرین بود)
    غذا ها پیتزا و لازانیا نبود طعم غذا ها  هم فرق داشت
    مادر بزرگ قصه ی ما مثل مادر ترزا بود اما نامش فرق داشت
    مادر بزرگ نامش (ستاره )بود،تو ذهنش چیزی به عنوان برتری مردان مریخی بر زنان ونوسی نبود همگی رادوست داشت🙂
    عطر تنش بوی محبت میداد
    بچه بودیم و ارزو میکردیم حتی ارزو ها هم فرق داشت
    ارزو کردیم بزرگ شویم اما ارزوی خوبی نبود چون مادر بزرگ دیگر نبود زندگی ها رنگ باخت🤧
    حقیقت را باید گفت از حقیقت واهمه نداشت

    کاش زندگی یه ویدیو چک داشت بر می گشتیم به اون دوران و میدیدم چقدر اون اولا کارامون دلامون حرفامون فکرامون صاف و ساده تر و بی ریا تر بودش و اینکه چقدر از اصل خودمان فاصله گرفتیم. چقدر با دستای خودمان زندگی امان را نابود کردیم  چقدر خنده و شادی های از ته قلبمون تصنعی و ساختگی تر از قبل شده چقدر دلامونا پر از کینه و نفرت و حسد کردیم چقدر بدنبال تلافی کردن  و انتقام گرفتن بخاطر کینه ای که بدل گرفتیم هستیم. چقدر میگوییم با هر کی مثل خودش باید رفتار کرد😐🤨پس اگر با بد،بد کنیم پس فرق  چیست؟!🤔چقدر ناراحتی و غصه ها و دلخوری هامون زیاد شده که با یه ضربه از کسی الفاظی بکار میبریم که خودمان هم از گفته هایمان پشیمان میشویم.
    اخه چرا عاقل کند کاری که باز اید پشیمانی. چقدر دست روی دست گزاشتیم بجای خدا از بنده ها انتطار داشتیم چقدر زندگی هامون را مقایسه کردیم چقدر قضاوت ها و دخالت ها کردیم  و یک کلاغ و چل کلاغ کردیم حتی برای یکبار هم نشده با کفش های طرف راه بریم. چقدر دنبال این هستیم ببینیم بقیه چکار میکنن بجای اینکه سرمون گرم زندگی خودمان باشه تا از شیرینی زندگی خودمان لذت ببریم و این فرکانس انرژی را به بقیه انتقال بدهیم .  چقدر دائما در حال غیبت و بد گویی هستیم در حالی که داریم بخودمان ضربه میزنیم چقدر بجای بی تفاوتی سر هر حرفی  سریع جبهه گرفتیم .چقدر بجای خوشحالی از ته دل برای خوشبختی و پیشرفت کسی غمگین خوشحال میشویم😐 چقدر با حرفای نیش دارمون تیری وسط قلب بقیه میزنیم و غافل از اینکه زمین گرده 🌍چقدر داریم زیر فشار روحی روانی حتی جسمی این کارامون له میشیم و خودمان هم غافل از اینکه چه بلایی بر سر خودمان داریم می اوریم  چقدر ایمان هامون سست شده … انگار نه انگار خدایی هست .بجای توکل بخدا دائما گله و شکایت میکنیم 😏
    وبا عصر تکنولوژی که دیگر هیچ…🤦‍♀️ اینترنت و فیسبوک و فضای مجازی جای اینهمه خوش و بشمان را گرفت. و الان زندگی امان را با کول باری از خستگی کوفتگی درماندگی عقده های ضد  نفیس حمل میکنیم اخر اینها از چه چیزی نشات گرفته اند؟
    مطمعنا این حرف ها حرف دل هممون هست پس بیاید با خودمون فکر کنیم چه چیزی باعث شده انقدر از اصل خودمان فاصله گرفته باشیم شاید بخاطر اینهمه گله و شکایت کردن ها ،نا سپاسی ها ،قدر لحظه و همدیگر رو ندونستن ها، زندگی رو زندگی نکردن ها و خیلی چیزای دیگه میتونه مسبب این  اتفاق ها باشه و اینکه بشر قطعا میتونه از همین الان به اصل خودش برگرده🙂
    (نویسنده ی اصلی زندگی خدا است بازی زندگی بدست اوست پس بنده را بندگی باید کرد و زندگی را زندگی )
    مرضیه🍃🍂

    1. مرضیه جان
      تو ذوق خوبی در نوشتن داری.
      سعی کن حتما یه برنامۀ روزانۀ منظم داشته باشی برای نوشتن.
      و تا می‌تونی کتاب بخون.
      ضمناً تو نوشته‌هات از ایموجی استفاده نکن. تو نویسنده‌ای و هر حسی رو باید با کلماتت منتقل کنی. ایموجی تنبلت می‌کنه.

    2. به نظر شخصی من متنتون خوبه اما یکم سعی کنید کلماتتون رو دقیق تر انتخاب کنید و از احساساتش کم کنید.
      من خودم یه نویسنده هستم و یه رمان ۱۱۴ صفحه ای نوشتم.هرچی میگم از سر تجربس

  36. سلام من ۲۴ سالمه دوست دارم نویسنده ی کتاب یا فیلم بشم یه دلنوشته ای ام نوشنم به اشتراک میزارمش لطفا راهنماییم کنید باید چکار کنم

  37. سلام به شما استاد عزیز ممنونم از مطالب خوب و آموزنده ای که نوشتید
    از بچگی آرزوم بود نویسنده بشم ولی هر موقع چیزی که نوشتم سریع دور انداختم خودم هم نمیدونم چرا اینکار ها رو میکردم
    حالا دوست دارم خیلی جدی تر از گذشته بنویسم

    سوالی دارم شما فرمودید نویسنده خوب باید به زبان مسلط باشه من بخوام ادبیات فارسی رو از اول مرور کنم چه مدلی باید بخونم که کمکم کنه نویسنده خوبی بشم ؟
    کتاب های شاعر ها ممکنه تاثیر داشته باشه ؟

    1. سلام نسترن عزیز
      سپاس از مهر شما.
      برای شروع با خوندن هر متنی که براتون جذابه شروع کنید.ب
      به تدریج و با تمرین بیشتر بر زبان هم تسلط بیشتری پیدا می‌کنید.
      همۀ تمرین‌‌هایی که تو این صفحه معرفی شده می‌تونه براتون مفید باشه.
      باز هم برای من بنویسید.
      با آرزوی بهترین‌ها.

  38. سلام استاد کلانتری عزیز.
    من با شوق و ذوق تمام، این نظر را برای شما مینویسم. در این مطلب، شما درس هایی عالی به ما دادید. سپاس فراوان‌ از تلاش های شما.
    من که تنها 12 سال دارم، چند ماهی ست که عاشقانه، دوستدار نوشتن شده ام. با کمک این اشتیاق، رمانی تخیلی نوشتم که دوستانم آن را بسیار پسندیدند.
    بعد از آن نیز، شروع به نوشتن رمانی دیگر کردم، اما بدبختانه، نیمه کاره ماند.
    و اکنون، وضعیت چندان خوب نیست. احساس میکنم تخیلاتم ضعیف شده و دیگر توان نوشتن ندارم. هر گاه که به رمان نیمه کاره ام می نگرم، این حس بد، بیشتر میشود.
    هنوز نیز عاشق نوشتن هستم، اما گویی از نوشته هایم دلسرد میشوم و سست و ضعیف.
    حال، اگر بگویید که باید چه کنم، سپاسگذار می شوم.

    1. سلام امیرعلی عزیز
      سپاس از مهر و توجهت.
      به خاطر ذوق و همتی که داری بهت تبریک می‌گم.
      مشکلی که داری بخش طبیعی کاره. پیشنهاد می‌کنم مدتی کتاب‌های متنوع بخونی. مطالعه دهنت رو باز می‌کنی.
      ضمن اینکه سعی کن تمرین‌های تازه‌ای رو برای نوشتن پیدا کنی و انجام بدی.

  39. سلام اقای کلانتری
    من یه بحثی رو می خواستم یاداور بشم اونم بحث استعداده
    درسته که در جای جای مختلف جهان کلاس هایی هست که نویسندگی آموزش داده میشه اما چطوریه که از همون کلاس 25 نفری فقط 2 نفر نویسنده واقعی میشن؟ چطوریه که اگر استعدادی درکار نیست تمام جهان نویسنده نمیشن حتی بعضی از نوشتن دو خط نامه هم عاجز هستن؟
    من نمیگم همه چیز برپایه ی استعداد نیست اما بخش کوچکی ش هست.
    مثل ریاضی! یک نفر برای حل کردن یک فصل ریاضی 10 ساعت زمان میذاره ولی یکی با نیم ساعت متوجهش میشه
    پس چیزی به نام استعداد نبوغ وجود داره.

    1. فاطمه عزیز
      من در این رابطه چیزهای زیادی نوشتم.
      اما اصل حرف اینه:
      هر کسی بسته به توان و نیازش می‌تونه از نوشتن برای بهبود زندگی خودش بهره ببره. بنابراین بهتره به جای ایجاد محدودیت همه رو تشویق به نوشتن کنیم تا بتونیم از مزایای مختلف تفکر مکتوب بهره ببرن. حالا این وسط یه عده شاهکار هنری خلق می‌کنن، یه عده هم حس و حال بهتری برای خودشون میسازن. برخی هم به هر دو دست پیدا می‌کنم.
      برقرار باشی.

  40. جناب کلانتری نازنین سلام وقت بخیر .
    این مطلب بسیار برای من مفید و ارزشمند بود و نکات بسیاری از آن آموختم و بی انصافی بود اگر برای تشکر این خط را نمی نوشتم .
    متشکرم از شما آن قدر که نمی دانم چه طور باید حق مطلب را ادا کنم .

    1. سلام به روی ماه شما
      از لطف و توجه‌تون بی‌نهایت سپاسگزارم.
      امیدوارم در مسیر نوشتن خوش بدرخشید.

    2. سلان آقای کلانتری عزیز
      سپاس از مطالب عالیتون که در اختیار ما قرار دادین
      خوشحال میشم اگر راجب نوشته ام نظر بدید، گاهی چیزی به ذهنم میاد مینویسم و گاهی درحال نوشتن ایده هایی دارم اما چیزی از نوشتن و اصول آن نمی‌دانم و می‌خواهم یادبگیرم وتمرین کنم
      ……..
      سپیده دم،بر قهوه ی چشمانت ،عسلی به سان نور ریختم و تلالو آن نور ،برق ستاره چشمک زنی که تا چشمک زد و روشن شد از آن عکس گرفتم ،چه حیف که در قاب عکس مستطیلی آسمان من،جای ماهه چهره تو خالیست، دریا تبسمی کرد و جوهر قلمم شد تا بر دیوار های خاکی طاقچه اتاقت ساحلی آبی به سان درونه آبی و آرامت نقاشی کنم ،شاید که بعد مدتها لبخندی از ته دل زدی و مونالیزای عکس من شد آن لبخندت.
      …….
      دلم نمیخواد بخوابم دلم نمیخواد رویا ببینم دلم نمیخواد گریه کنم دلم نمیخواد بیدار شم دلم نمیخواد به خودم تو آینه نگاه کنم دلم نمیخواد طلوع صبح چشمامو نوازش کنه نمیخواد بنویسم
      چیزای کوچیک رو دیدی؟ انقد کوچیک به اندازه مشت خودت فقط به اندازه مشت خودته ها اما نمیدونم چرا انقد ظربان داره و واسه ما زحمت زنده بودن میکشه البته میدونم چرا ها اما درست نمیدونم چرا ،صداهای قلبم بین هزار صدای دیگه فرستنده رادیویی که لابلای جنگل تاریک گم شده و فرسخ ها دور تر صدای قدم های آدم هایی میاد ک فرستنده نمیتونه صداشو برسونه اگه دریچه های خاکی از تابوت های سنگی باز شن و طلوع سپیده دم سفیدی سیاهیشو در اوج زردی موهاش به نمایش بزاره جذاب و دیدنی میشه
      برای تماشاش با من میای؟
      ………
      شانس پیدا کردنت هر دو میلیون بار. یک بار اتفاق میفته
      مروارید اعماق دریا آیا من شانسی دارم
      عمق بیشتر میشه و نفس در ریه هام کند تر
      جسمم از بین میره و روحم وجودتو زمزمه میکنه
      لب هایم نوایی آروم از مرگ رو میخونه
      مخلوط جوهر قلبم با آب دریا
      گل اکسالیس می‌روید
      گلبرگ هایش کنده می‌شود
      لطافت خانه ای که در آن قرار داری
      گلبرگ ها درون گاوصندوق قلبت افتادند
      شانس پیدا کردنت هر دو میلیون بار. یک بار اتفاق میفته
      مروارید اعماق دریا آیا من شانسی دارم
      شب ها اگه با شمردن ستاره ها خوابت نبرد
      صندوقچه من پر از لا لاییه
      اگه دیدی گلبرگ هام تیره و خشک شدن
      نزار جاروی زمانه اونا رو تمیز کنه
      لای دفتر خاطراتت کهنگیشون رو نگه دار
      …..

      1. فرنگیس عزیز
        به‌نظرم تو همین متن ذوق شما پیداست.
        جدی‌تر و منظم‌تر برای نوشتن وقت بگذارید. قطعن می‌تونه به جاهای خوبی برسه.

  41. سلام !
    من عاشق نویسندگیم و چند تا کتاب نوشتم
    مطالب شما خیلی خوب بودن ❤
    واقعا ممنون❤💖
    فقط اینکه من وقتی داستاتی رو مینویسم از ترس اینکه دیگران خوششون نیاد برای هیچ کس نمیخونمشون .
    خواستم ببینم برای این مشکل من هم چاره ای هست یا نه
    ممنون❤

    1. زهرا جان
      مشکل در نداشتن اعتماد به نفسه.
      من در این رابطه بیش از صد تا چیز نوشتم.
      پیشنهادم اینه که یه مدت مطالب سایت رو مرور کنید.
      یه وبلاگ هم برای خودتون بزنید و کم کم نوشته‌ها رو منتشر کنید.
      نگران هم نباشید، تو سال‌های اولیه کار هیشکی ما رو تحویل نمی‌گیره. این بخش طبیعی این کاره.

  42. سلام من دارم داستان یک بازی رو مینویسم که در آینده حدودا 7-8 سال دیگه که استودیو بازی سازی ساختم اون رو هم به عنوان یکی از پروژه هام بسازم من کلی تو ذهنم میسازم ولی با اینکه حتی پایانشم ساختم ولی هنوز تو ذهنم برنامه ای برای شروع و یا اولش ندارم میترسم یادم بره تا بعدا تموم بشه بنویسم

  43. سلام عید شما مبارک جناب کلانتری عزیز با تشکر از مطالب عالیتون
    سوالی از خدمتتون داشتم اینکه وقتی مینویسیم ایا مهمه که با قلم و رو کاغذ بنویسم یا
    اینکه تایپ کنیم
    اصلا فرقی می کنه؟
    من سالهاست که روزانه نویسی های پراکنده می کنم
    ولی گاهی فکر کردم که برای تبدیل این روزانه نویسی ها به مطالب قابل خوندن ایا بهتر نیست از اول تایپشون کنیم ممنون میشم راهنمایی کنید سپاس

    1. سلام هایده گرامی
      لطف دارید.
      عید شما هم مبارک. امیدوارم سال خوبی رو در پیش داشته باشید.
      در رابطه با سوالتون قبلا پستی منتشر کردم که لینکش رو براتون میذارم:
      ویدیو: شما با قلم و کاغذ می‌نویسید یا تایپ می‌کنید؟

      مطلب زیر هم توی سایت مدرسه نویسندگی منتشر شده که به نظرم مطلب مفید و خوبیه:
      دست‌نویس یا ماشین‌نویس؟

    1. سلام استاد عزیز
      خوب هستید؟
      اوقاتتون بخیر
      بعد از مدت ها دوباره دارم براتون می نویسم!
      استاد بالاخره بعد از مدت ها تنبلی رو کنار گذاشتم و به توصیه هاتون عمل کردم و قوی تر از قبل رمانم رو شروع کردم!
      با توجه به توصیه هاتون وقتی شروع به ویرایش و از نو نوشتن رمانم کردم بسیار بهتر و قوی تر از دفعه ی قبل به وجود اومد!
      ولی استاد متاسفانه بنده یه مشکلی دارم!
      رمان من مخاطب آنچنانی نداره و تنها سه نفر از دوستام اون رو میخونند!
      بقیه متاسفانه خیلی شخصیت،نوع نوشتن و سبک داستان و خود من رو تخریب کردند!
      متاسفانه بنده حتی از طرف خانواده هم مورد تخریب و تحقیر قرار میگیرم!
      و این جور تخریب ها انقدر قوی و زیادن که گاهی با خودام فکر میکنم نکنه واقعا به درد این کار نمی خورم؟
      ولی بازم به خودم امید میدم!
      ولی خیلی حس بدیه استاد که هیچ کس قبول ات نداشته باشه و تخریب ات کنه!
      اگه میشه لطفا بازهم راهنمایی ام کنید و بگید چیکار کنم؟🙏🏻
      پ.ن: راستی استاد کتاب زندگی با نوشتن اتون رو مطالعه کردم و واقعا خیلی به کارم اومد.
      واقعا خیلی تحسین اتون میکنم و به عنوان یک الگو همیشه برام قرار دارید😍
      امیدوارم بتونم یک بار هم حضوری در کلاس هاتون شرکت کنم😍🙏🏻

      1. سلام عزیز
        ببین، اینکه خیلی درگیز نظر دیگران میشه نشانۀ کمبود اعتماد به نفسه.
        بی‌خیال نظر دیگران.
        دنبال این نباش که بازخوردها استعداد تو رو تایید و تصدیق کنن.
        بنویس و لذت ببرد.
        بنویس تا با نوشتن اعتماد به نفست بیشتر بشه، نه کم‌تر.
        پس دست از شکنجۀ خودت بردار و با قدرت به نوشتن داستان‌های بعدی خودت فکر کن.

  44. سلام استاد عزیز
    خوب هستید؟
    دوباره نیاز دارم که ازتون درخواست کمک کنم
    میخواستم بگم من با استفاده از نوشته های شما خیلی در نویسندگی پیشرفت کردم و تونستم ایده ی نوشتن کتاب رو که چندین ساله در ذهنمه روی کاغذ بیارم و اجراش کنم.
    تا حدود ۲۰ صفحه ای هم نوشتم ولی یک مدتیه که یک دفعه کتاب نوشتن رو ول کردم. انگار نسبت به نوشته هام دلسرد شدم. گیج شدم که چطوری بنویسم. صفحات صبحگاهی هم که هر روز مینوشتم دیگه خیلی وقته ننوشتم. اگه میشه لطفا کمکم کنید و بهم بگید چیکار بکنم تا دوباره بتونم مثل قبل بشم و با عشق به نوشتن ادامه بدم.

    1. سلام اف تی ام عزیز
      اینکه شروع خوبی داشتید عالیه. و حیفه که خیلی جدی ادامه ندید.
      منتها یه نکته رو باید در نظر داشت: اصل ماجرای حرفه‌ای شدن در نوشتن به تداوم مربوط می‌شه و برای داشتن تداوم هم نمیشه رو انگیزه حساب کرد. شما باید هر طور شده خودت رو در خط نوشتن نگه دارید.
      یه کارایی مثل این می‌تونه براتون مفید باشه:
      به شرط نوشتن

      1. سلام استاد عزیز
        خوب هستید؟
        بله حق با شماست داخل مطالبی که در سایتتون گذاشتید هم این رو درج کرده و گفتید که تنها با تلاش مداوم و هر روزه نوشتن نویسنده میتونه به موفقیت برسه!
        ولی راستش استاد من همیشه کتاب که میخوندم برام یه انگیزه میشد برای نوشتن ایده میگرفتم ازش ولی جدیدا هروقت کتاب میخونم با خودم میگم من هیچ وقت نمیتونم مثل نویسنده این کتاب انقدر خوب بنویسم!
        ناخوادگاه هی نوع نوشتنم سبکم و ایده هام و با نویسنده های دیگه مقایسه میکنم درحالی که این کار برای یه نویسنده اصلا کار خوبی نیست مخصوصا این که اگه با نویسنده های بزرگ مقایسه بشه!
        از همون موقع به بعد اشتیاقم از دست رفت. دیگه حوصله و اشتیاق نوشتن نداشتم.
        میدونم کارام اشتباهه ولی انگار نمیتونم دیگه مثل قبل بشم!
        میشه لطف کنید و دوباره کمک و راهنماییم کنید استاد؟🙏🏻

        1. خب، جواب رو خودت هم می‌دونی.
          من چیز بیشتری ندارم که به حرفات اضافه کنی.
          برای دنبال کردن چیزی که دوست داری بجنگ. بهانه‌ها رو تارومار کن.

  45. و درضمن خواستم یه چیزی درباره خودم بگم، اگه میشه…
    در کل این دنیای لعنتی، هیچکس بهت نگاه هم نمیکنه مگه اینکه بخوای عجیبی کنی، کارِت میتونه خیلی بد باشه، یا میتونه خیلی خفن باشه…
    کار خیلی بد کردن، کار آسونیه، ولی کارِ خفن کردن واقعا نیاز به دیده شدن و مهم تر از همه، نیاز به حمایت داره!
    هر وقت میخوام کاری مثل کتاب نوشتن رو انجام بدم، حداقل یک دلیل از زندگیِ من یا اجتماع، جلوی من رو میگیره، که از هر کدوم‌ام که رد میشی، یه دونه گُنده تر ظاهر میشه…
    یکیش، همین سن و سال منه، که قسم میخورم اگه یه کتاب متوسطی رو که یه آدم بزرگ نوشته رو ازش تمجید میکنه، ولی وقتی یه پسر یا دختره ۱۵ ساله‌ای مثل من همون کتاب رو بنویسه، خواننده از خنده غش میره و کتاب رو میره پس بده و اون پول مسخره‌اش رو پس بگیره…
    یا… مثلا… من به موسیقی و هنر و فلسفه خیلی علاقه دارم و از همه بیشتر کتاب و رمان نویسی و ادبیات، ولی چه فایده وقتی توی یه خانواده‌ی خشک و توی مدرسه‌ی احمق‌هایی که {مدرسه‌ی کُندهوشان} فقط به رتبه‌ی تک یا دو رقمی کنکور فکر میکنند و در رو قفل میکنن و تا شب ساعت سه درس های احمقانه‌شون رو میخونن، در حالی که خیلی چیزایه مهم تری نسبت به جذر و انتگرال هست و یکی دوتاش فقط همیناس:” ادبیات” و “فلسفه”
    اینا ممکنه چیزایه مهمی برای هم سن و سالای شما، استاد عزیزمون نباشه، ولی حداقل میدونم که برای من یا کسانی مثل من خیلی مهمه و تقریبا از مشکلاتشونه…
    پیشنهاد میکنم کتاب “ناطور دشت” رو بخونید تا کاملا حرفم رو متوجه بشید و درک کنید🌹
    ببخشید اگه یکم تند حرف زدم😅

    1. دقیقا
      تو این دوره و زمونه کی به نوشته های یه نوجوان ۱۴ یا ۱۵ ساله جز دوستان و خانواده اش اهمیت میده؟
      گاهی حتی همون خانواده و دوستان هم اهمیت نمیدن. نه تنها اهمیت نمیدن و باعث افزایش شوق و اشتیاق برای دست بردن به قلم نمیشند گاها حتی باعث تضعیف روحیه فرد هم میشند.
      متاسفانه همه جا این طرز تفکر وجود داره که نوشته های یک نوجوان یا کارهاش هیچ ارزشی نداره.
      در حالی که اون فرد تمام عشق و علاقه و استعدادش رو داخل نوشته اش به کار برده.
      همین ها باعث میشه که فرد اشتیاقش و به نوشتن از دست بده.
      وقتی نوشته های یه فرد نوجوان رو میخونن اکثر افراد میگن که تو رو چه به نوشتن!
      برو درسات و بخون!
      از نویسندگی چیزی گیرت نمیاد!
      ولی نوشتن به سن ربط نداره!
      به عشق و علاقه ربط داره!
      تو میتونی در نوجوانی هم نویسنده موفقی باشی!
      همه چیز تحصیلات نیست!
      تحصیلات بخشی از زندگی یه انسانه!
      ولی همش نیست!
      متاسفانه این جمله که از نویسندگی چیزی گیرت نمیاد اشتباهه!
      خیلی ها فک میکنن نویسندگی شغل پر درامد و خوبی نیس!
      ولی پول همه چیز نیس!
      متاسفانه بعضی ها به نویسندگی به عنوان پول و شهرت فکر میکنن!
      ولی مادیاتی که از طریق نوشتن به دست میاد نیس!
      بلکه مهم حس و حال و عشقیه که انسان از نوشتن به دست میاره!
      در اخر فقط یه حرف باقی میمونه:
      این که تنها یه نویسنده واقعی حرف ها و حس و حال دل ما رو درک میکنه!
      با تشکر از شما
      (خیلی واضح و بی پرده حرف زدم ببخشید
      😅
      شما هم موافقید با من؟)

      1. ساناز عزیز
        مهم اینکه علی‌رغم تمام ناملایمات ادامه بدیم.
        مشخصه که بسیار خوش ذوق و مستعدی، پس حتما با قدرت ادامه بده.

        1. سلام استاد
          مرسی لطف دارید
          بله حق با شماست
          ولی واقعا سخته!
          تو این دنیای غریب که به ما نوجوان ها و نوشته هامون کوچک ترین اهمیتی داده نمیشی کوچک ترین ارزشی قائل نمیشن نگه داشتن ذوق و اشتیاق و علاقه برای نوشتن و ناامید نشدن و پس نکشیدن واقعا کار سخت و طاقت فرسایی هست.
          واقعا خیلی سخته که همچنان مصمم و امیدوار بخوایم ادامه بدیم
          به نظر شما بابد با این خس چیکار کرد و چه طوری سرکوبش کرد؟

          1. ساناز جان
            اینکه نظرم دیگران رو بیش از اندازه جدی بگیریم یا نگران باشیم که اونا دربارۀ ما چی فکر می‌کنن، نشونۀ اینه که ما اعتماد به نفس پایینی داریم.
            دختر جان، ول کن حرف دیگران رو، ول کن فکر کردن به نتیجۀ کار رو. بنویس و لذت ببر. برای دل خودت بنویس.

            1. سلام استاد
              بله حق با شماست
              ولی توجه نکردن به نظرات منفی تو اول راه یکم کار سختیه استاد
              ولی چشم
              همون طور که شما گفتید سعی میکنم به نظرات توجهی نکنم و تنها برای دل خودم و خشنودی خودم بنویسم
              راستی ببخشسد استاد شما در تابستان هم کلاس آموزش نویسندگی آنلاین میذارید؟

              1. سلام
                زنده باد. امیدوارم که در این مسیر موفق باشی.
                بله، در تابستان هم کلاس داریم.

  46. سلام، خسته نباشید آقای کلانتری.
    ببخشید، من خیلی وقته که یک رمانی توی ذهنمه و تقریبا همه چیزاش، حتی نوشته هاش رو توی ذهنم جمع آوری کردم (یک دفترچه یادداشت هم برای نکات دارم و به روی ادبیاتِ زبانِ انگلیسی هم بسیار تحقیق کردم🙂)و فقط گردآوریش مونده که اون اوکیه…
    ولی بحث اینجاست که (تعریف نباشه، ولی!) اینقد رمان‌ام جذابه (یا حداقل از نظر خودم) که نمیدونم آخرشو چیکار کنم؛ چندین پایان رو یادداشت کردم ولی واقعا نمیدونم چطوری تمومش کنم…
    رمان‌ام رو بخونین، شاید حس و حال کتاب نغمه آب و آتش (که سریالش هم ساختن(Game Of Thrones)، ولی خیلی خیلی فرق داره :)…

    1. سلام ابولفضل عزیز
      هر طور شده نسخۀ اولیه رو کامل کن و بذار کنار.
      بعداً توی بازنویسی‌ها می‌تونی دربارۀ پایان‌بندی تصمیم بگیری.
      موفق باشی.

  47. و یه سوال دیگه در رابطه با ایمیلم این که آقای دکتر به نظرتون یک رمان رو چگونه باید شروع کرد؟

      1. بله واقعا متشکرم🙏🏻
        ایده ها و مقاله های نویسندگیتون واقعا به آدم این حس رو میده که میتونه یک نویسنده موفق باشه
        سپاس از این همه لطفتون🙏🏻

  48. با سلام و عرض ادب خدمت شما آقای دکتر شاهین کلانتری بزرگوار.
    بنده به مدت یک هفته است که مقاله های شما را به صورت متوالی مطالعه نموده و بهره زیادی برده ام. درواقع با خواندن مزالبی که شما عرض فرمودید از دیروز به طور جدی و برای حرفه ای شدن کار میکنم.
    بنده قبلا هم مینوشتم ولی نه به صورت متوالی بلکه تنها گاهی اوقات. ولی با حرف های شما تصمیمم برای نویسنده حرفه ای شدن جدی تر شد.در واقع بنده میخواستم از شما به خاطر این لطفتون که در حق من کردید تشکر کنم.
    با عرض پوزش و عذر خواهی آقای دکتر یه سوال شما گفتید هر روز نوشتن و به صورت متوالی این کار را تکرار کردن یکی از قدم های مهم رو به عرصه و پیشرفت برای نویسنده ای ماهر شون است.
    در واقع میخواستم ازتون بپرسم که آیا ویرایش یا همان بازنویسی و اضافه یا کم کردن و تغییر نوع گفتار و آرایه متنی که دیروز نوشته ایم به عنوان تمرین نوشتن امروز حساب میشود یا خیر!
    و این که از نظر شما وقتی از نوشته هام دلزده یا دل سرد میشوم و حس میکنم قلم خوبی ندارم و به اندازه کافی مهارت ندارم چه باید بکنم؟
    درزم آقای دکتر کسی در این دوره به نوشته های نوجوانی ۱۴ ساله ری اکشن خاصی نشتن نمی دهد به نظرتون چه کاری برای این گونه بی توجه ای ها که در بیشتر موارد علل اصلی دل سردی برای نوشتن است میتوان انجام داد؟
    از این که باعث شدید بنده به طور جدی شروع به نوشتن کتاب بکنم واقعا نهایت تشکر را از شما میکنم.🙏🏻

    1. درود
      سپاس از مهر شما
      فقط یه نکته: من دکتر نیستم.
      و اما اصل مطلب:
      بله، بازنویسی هم جزو تمرین‌های خوب نویسندگی محسوب میشه.
      در پاسخ به سوال دوم باید بگم که به چرایی نوشتن فکر کنید. هر چقدر دلایل بیشتری برای نوشتن داشته باشید دوام بیشتری میارید و انگیزۀ بیشتری میگیرد. در این رابطه قبلاً چند تا مطلب نوشتم که در آرشیو نوشته‌ها در دسترسه.
      و در جواب سوال سوم: شما زیاد دنبال بازخورد نباش. بازخورد میخوای چیکار؟ از خود نوشتن انگیزه بگیر. باید سال‌ها کار کنی تا نوشته‌هات ارزش ارائه بازخورد داشته باشن. در این رابطه این مطلب رو بخون:
      دربارۀ بازخورد گرفتن برای نوشته‌ها

      باز هم برای من بنویس.
      با آرزوی بهترین‌ها

      1. بله عذر میخوام نمیدونستم🙏🏻
        پس یعنی از نظر شما به این موضوع فک کنم که چرا نوشتن؟
        یعنی منظورتون اینه که به دلایل و انرژی مثبتی که از نوشتن میشه بهره برد فکر کنم تا دیگر از نوشته هام دل سرد نشوم؟
        پس به نظر شما سال ها طول میکشه تا یک نوشته ارزش بازخورد داشته باشه؟
        واقعا متشکرم از سخنان و راهنمایی های بی نظریتون🙏🏻

  49. با سلام و خسته نباشید
    مطالبی که درمورد نویسنده شدن ارائه داده اید واقعا مفید میباشند من چند مورد از آنهارا یادداشت کردم و انگیزه ام برای استارت نویسندگی دو برابر شد چون این مطالب را خواندم چیزهایی بودند تا به حال درباره نویسندگی، نه شنیده بودم و نه خوانده بودم و تا حدی با دنیای نوشتن آگاهی پیدا کردم.
    درود بر شما

    1. سلام احسان نازنین
      خوشحالم که چنین حسی داری.
      امیدوارم در مسیر نوشتن خوش بدرخشی.

  50. سلام و درود
    سپاس از ره نشونه های شما.من بافکروکلمات خوب کار میکنم ولی رمان نوشتن برام سخته .چندبارامتحان کردم وفکرمیکنم بن بست ذهن من جایی به وجودمیادکه من میخوام روی یه هدف براداستانم تمرکزکنم یه مورددیگه این که چطورشخصیت سازی کنیم وبه اون بعدبدیم و چه طوری یه اتفاق را طراحی کنیم تاماروبه مقصد نهایی سوق بدهددرواقعه حادثه سازی برام سخته .

  51. سلام آقای کلانتری ممنون از مطالب
    درباره نوشتن رمان اول شخص خواستم بدونم اگر روایت از نگاه چند شخصیت جلو بره و تعداد این شخصیت ها سه تا باشه. شخصیتی که اصلی اگر نسبت به بقیه بیشتر حضور داشته باشه و یکی از شخصیت هام دیرتر وارد داستان بشه لحاظ فرم ساختار یا.. لطمه ای میزنه به داستان؟

      1. بله متوجه ام
        درباره شخصیت سوم که اشاره کردم از یک سوم پایانی داستان وارد بشه به عنوان راوی اگر قبلترش یک حضور کوتاه داشته باشه و بعدش از همون قسمت که گفتم یعنی یک سوم داستان وارد بشه امکان صدمه دیدن روایت وجود داره بنظرتون؟

      2. اصلاح میکنم منظورم از یک سوم پایانی در واقع بخش پایانی یک سوم داستان بود
        ممنون میشم راهنماییم کنین

  52. سلام آقای شاهین کلانتری
    من ۱۲ سالمه و میخوام شروع به نوشتن کنم
    مطالب شما خیلی کمک کرد
    ممنون 🌹🌹

    1. سلام علی عزیز
      چقدر عالی.
      به خاطر این تصمیم بهت تبریک میگم.
      شروع کن و با قدرت ادامه بده.
      باز هم برای من بنویس.

    1. ممنونم گلاره عزیز
      نظر لطف شماست.
      خوشحالم که این نوشته رو دوست دارید.

  53. سلام وقت بخير
    خدا قوت به شما با اين وبلاگ و نوشته هاي سودمند. چشمم كور شد از بس پلك نزده مطالب متنوع شما را خواندم و يادداشت برداري كردم . از محتوا نويسي و كپي رايتينگ شروع كردم الان به 55 نكته كاربردي درباره نويسندگي رسيدم.
    آرزو ميكنم هميشه در دلگرم كردن دوستداران نويسندگي، پايا و مانا باشيد.

    1. سلام خانم کشاورزیان نازنین
      بی‌نهایت سپاسگزارم از مهر شما.
      خوشحالم که اینجا هستید.
      امیدوارم در مسیر نوشتن خوش بدرخشید.

  54. استاد کلانتری سلام 🌹🌺🌹
    من این مطلب ارزشمند و زیباتون رو هیچ وقت نتونستم تا آخر بخونم. اینقدر که ایده وسطش داره و اینقدر که از قسمت هایی که میخونم ذوق زده میشم و وسطش دست به نوشتن میزنم.
    ممنونم استاد 🙏🌺🙏

    1. سلام فاطمه نازنین و خوب
      اتفاقا چه بهتر که تا آخر نخونید. چون من در حال بازنویسی این مطلب هستم و هنوز خیلی از نکات رو نکوبیدم تا از نو بسازم.
      شاد و برقرار باشی دوست خوبم.

  55. سلام. عالی بود اما کاش مطالب به صورت pdf در اختیار افراد قرار میگرفت.

    1. سلام
      ممنونم.
      بعداً که متن کامل‌تر شد شاید نسخه پی دی اف هم بذارم.

  56. سلام
    زنده باشید
    ممنون از اینکه تجربه های خودتان را با دیگران به اشتراک می گذارید.
    هر وقت از حال نوشتن نداشته باشم با خواندن این پست دوباره سر حال می آیم.
    و اینکه من هر دفعه که در قسمت ((نوشته های شما)) کامنت می گذارم کامنتم بعد از حدود نیم ساعت بعد پاک میشود.
    موید باشید

    1. درود کاردو جان
      ممنونم از مهرت.
      کامنت‌ها میان این پشت جمع می‌شن تا بعد از تاییدشدن بیان روی سایت.
      ضمناً خیلی خوشحالم که داری فعالانه پیش میری.

  57. سلام.ساعت پنج و بیست دقیقه صبح است و روز را با نوشته های شما اغاز می کنم و بعد به سراغ نوشته های خودم می روم.از شما ممنونم که می نویسید.نوشته های شما نقشه راهنمایی برای من است.

    1. سلام مسعود نازنین و ارجمند
      خوشحالم که اینجا هستید و قدردان مهر شما هستم.

  58. بعضی از سایت‌ها هستن پایین نوشته‌شون علامت لایک می‌ذارن؟ شما هم باید یدونه از اون علامت‌ها بذارید ولی به جای لایک، لبیک بنویسید. ما هم هی بیایم دعوت‌تون به نوشتن رو لبیک بگیم و با آرمان‌های نوشتن تجدید پیمان کنیم.
    وبلاگ‌نویسی واقعا یه موجود زنده‌ست. مثل بچه‌ی آدم می‌مونه. باید به فکرش بود و هر چی بزرگتر میشه توجه و نیازهاش بیشتر و بزرگتر میشه. این رو دربارهٔ وبلاگ خودم احساس می‌کنم. تا اینجا که کوچیک بود خوش‌ خوشونم بوده، ولی بازی تازه داره شروع میشه. دیگه تقریبا برای نوشتن مقاومت درونی و مشکل ایده و اینا ندارم. ببخشید البته جلوی شما تعریف از خود نباشه. میخوام نوشته‌ها و ترجمه‌های طولانی‌تر و معتبرتری بذارم. مثلا ماهی دو سه تا برای شروع که خیلی هم اذیت نشم.
    فقط من نمی‌تونم با این کارای فنی سئو، دسته‌بندی و تگ‌گذاری دربارهٔ نوشته‌هام ارتباط برقرار کنم. همینطور ویرایش نوشته‌های قبلیم. اینا اندازهٔ کوه کندن ازم انرژی می‌گیرن. لجباز درونم به شدت فعاله در این مورد. خیلی ضروری‌اند اینا؟

    1. سلام زهرا جان
      کامنت تو باعث هوا شدن این یادداشت شد:
      استعاره‌ای برای وبلاگ‌نویسی+تعریف سادۀ استعاره
      و اما در پاسخت:
      همین که داری محتوای خوب تولید می‌کنی بهترین کاریه که می‌تونی برای سئو انجام بدی.
      به تدریج وقت بذار و کم کم یه چیزایی رو هم در این رابطه یاد بگیر.

      1. چه جالب! دقت نکرده بودم به استعاره‌م. فقط می‌خواستم چیزی که هست رو به بهترین شکل بگم. مثل اینایی که ترشی‌های چند ساله میندازن تا خوب جا بیوفته(چطور طاقت میارن؟)، این استعاره‌ی من هم دو سال و نیم نوشتن پشتش بوده و فقط درکم از این تجربه رو بیان کردم. یک استعاره‌ی صددرصد ارگانیک.

  59. سلام خیلی ممنون از مطالب خوبتون،من 13 سالمه وخب خیلی سرم شلوغه به لحاظ درس و کار های دیگه و نمی تونم وقت زیادی روی اینکار بزارم و عاشق نوشتنم ولی خیلی سراغش نرفتم تقریبا دو روزی یکبار متن های 300 کلمه ای می نویسم.می خواستم بدونم چون زمان کافی ندارم نباید روی این کار فکر کنم،چون یه جا شنیدم اگر می خواهیم نویسنده بشیم باید کل هدفمون رو اون باشه و از انجام بقیه کار ها دست بکشیم،و این غیر ممکنه برای من.الان من این کار رو ول کنم یا برای تفریح انجامش بدم؟و اینکه سنم برای اینکار زیاد نیست؟

    1. سلام باران عزیز
      ممنونم از مهر تو.
      این نگاه اشتباهه و باعث میشه ذوق شما کور بشه.
      هیچ آدمی (چه سیزده ساله، چه صد و سیزده ساله) نمیتونه بگه در طول روز مطلقاً هیچ وقتی برای خوندن و نوشتن نداره.
      همه می‌تونن برای نوشتن جا باز کنن تو زندگی خودشون.
      شما باید روی گام‌های کوچک و ندریجی حساب کنی.
      همین که روزی دو سه صفحه بنویسی و ده بیست صفحه هم داستان بخونی عالیه.
      در بلند مدت همین معجزه می‌کنه.
      پس با قدرت ادامه بده و نذار افکار اشتباه و محدود‌کننده تو رو نابود کنه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *