۱۳۹۵-۰۲-۰۲

چخوف پلاستیکی!

“اگر می‌خواهی روی هنرت کار کنی روی زندگی‌ات کار کن“ آنتون چخوف   در شرح حال چخوف بزرگ آورده‌اند که در جوانی، برای یادگیری بهتر، از روی برخی آثار تولستوی رونویسی می‌کرده. من البته اینجا نمی‌خواهم خودم را با نابغه ای چون چخوف مقایسه کنم. خواستم بگویم که من از رونویسیِ بعضی آثار او مثل: مرغ دریایی، و بانویی با سگ کوچولیش خیلی چیزها آموخته‌ام، چیزهایی فراتر از داستان نویسی، شاید نگاهی متفاوت‌تر به زندگی. هر چند نمی‌دانم ترجمه‌های فارسی تا چه حد توانسته‌اند به جان کلام چخوف نزدیک شوند. به گمانم رونویسی از آثار بزرگ تاثیری به مراتب شگرف‌تر […]
۱۳۹۵-۰۷-۰۱

از همسرم چخوف تا خواب زمستانی

در واپسین پاراگراف داستان «همسرم» چخوف مانند بعضی دیگر از داستان ‌های این داستان نویس بزرگ روس، شخصیت اصلی با یافتن بینشی تازه، کار هدفمند را آغاز می‌کند، گویی شخصیت اینگونه معنای زندگی را یافته و قدمی در جهت تقویت آن بر می‌دارد: “ساعتی بعد پشت میز کارم نشسته و مشغول نگاشتن«تاریخ خطوط راه آهن» بودم و گرسنگان مانع آن نمی‌شدند که این را این را انجام دهم. اکنون دیگر احساس تشویش نمی‌کنم. نه از بی نظمی هایی که یکی دو روز پیش، هنگام بازدید از پستروو به اتفاق زنم و سبل شاهدش بودم دچار تشویش می‌شوم، نه از شایعات […]
۱۳۹۵-۰۸-۲۶

راز نویسنده بودن انضباط است

سال ۱۹۶۶ پی‌یر پائولو پازولینی به خاطر بیماری معده بستری می‌شود و طی همان مدت کوتاه در بیمارستان شش نمایشنامه می‌نویسد. روایت‌های متعددی از پرکار بودن و سختکوشی هنرمندان بزرگ وجود دارد و چه شاهدی بهتر از انبوه آثاری که از آنها بر جای مانده است. هنرمندان و نویسندگانی که در دهه چهل زندگی شان جان باختند کم نیستند، مشهورترینشان شاید آنتوان چخوف و آلبر کامو باشند. وقتی مجموعه ده جلدی چخوف را ورق می‌زنم حیرت زده می‌شوم از اینکه یک انسان طی عمر کوتاه ۴۴ ساله‌‌اش اینگونه عمیق زیسته و لحظه‌ای دست از کار نکشیده. جالب است هنوز مقالات منتشر […]
۱۳۹۶-۰۹-۲۷
نویسنده باید فقیر باشد یا ثروتمند؟

نویسنده باید ثروتمند باشد یا فقیر؟

می‌دانم که بعدِ آشنایی با چخوف آدم دیگری شدم. آدمی که از فهمید نوشتن داستان‌های معمولیِ آدم‌های معمولی، دشوارترین اما عمیق‌ترین نوع داستان‌نویسی است...