۱۳۹۴-۱۱-۱۸

چرا شهوتِ فیلم ساختن ندارم؟

پیش نوشت: این چند سطر پاسخی‌ست به دوست روزنامه‌نگاری که از من برای تماشای یکی از فیلم‌های جشنواره فجر دعوت کرده است. سال‌ها پیش، در یکی از شماره‌های مجله دنیای تصویر، سعید عقیقی از یکی از نوشته‌های قدیمی احمد امینی، چند سطر زیر را نقل قول کرده بود : «سینما باید یادت بدهد که وقتی یک نوشته‌ی بیست سال پیش را می‌خوانی، با دست دیگر و دور از چشم غریبه‌ها اشک‌ها را از چشم پاک کنی… با سینما می‌شود نان خورد، می‌شود ماشین خرید، اما کار اصلی سینما این نیست… سینما باید لذت را معنایی تازه بدهد…» قراول نوستالژی یک […]
۱۳۹۵-۰۸-۰۸

داستان مردی به نام سینان

دست خودم نیست، وقتی خبری از جدیدترین آثار هنرمندان مورد علاقه‌ام را می‌شنوم، ذوق زده می‌شوم و شروع میکنم به خیالپردازی. مثلاً با نام فیلم در حال ساخت فیلمساز محبوبم داستان های خودم را میسازم؛ با استفاده از دنیای فیلم‌های قبلی آن هنرمند، همان بازی‌ها و همان فضاها. حتی گاهی به طرح های داستانی نسبتاً کاملی هم می‌رسم و آنها را یادداشت می‌کنم. نوری بیلگه جیلان فیلمساز مورد علاقه من است، دو فیلم روزی روزگاری آناتولی و خواب زمستانی او را بارها و بارها دیده ام و هر بار با تماشای مجدد این فیلم ها بر شدت علاقه‌ام افزوده می‌شود. […]
۱۳۹۶-۰۴-۲۵

چگونه متمایز شویم؟

از تمایز می‌گفتم، راحت است، عجالتاً باید آستین همت را بالا بزنی و راهت را اندک اندک از گله جدا کنی...