۱۳۹۴-۱۲-۰۴

از ترسِ اینکه جواب ندهی زنگ نمی‌زنم

بهمن فرسی در رمان بی نظیر شب یک شب دو می نویسد: “…اصلا بگذار خیال‌ها را راحت کنم، ادبیات واقعی و صمیمانه دفترچه‌های خاطرات هستند که کرورها در نهانخانه‌های آدم‌ها حفاظت می‌شوند و هرگز برای سراسر خوانده شدن به کسی عرضه نمی‌شوند. ادبیات واقعی همین نامه‌ها هستند که در لحظه زاده می شوند و می‌میرند.“ تابستان سال گذشته احساس می کردم اگر لپ تاپ جدیدی بخرم می‌توانم منظم‌تر و بیشتر بنویسم. آمدن لپ تاپ جدید حسی خوبی برایم داشت اما باعث نشد هیچ نمایشنامه،فیلمنامه یا رمان کاملی بنویسم و همه در حد تمرین هایی نیمه کاره باقی ماندند. اما از […]
۱۳۹۵-۰۷-۲۱

ناراضی نیستم یا راضی نیستم؟

«درست است، این زمانه، و این زیست، و این آدمیزاد، ما را طوری بار می‌آورند که هرگز نتوانیم فعل‌های یکرو و خالصی برای کارهایمان به کار ببریم. به ما، راضی نیستم، و راضی هستم، یاد نمی‌دهند. به ما، ناراضی نیستم، یاد می‌دهند که معنی آن راضی نیستم، است. فرار از این زبان بازاری و موذی و پلید با جنگیدن با آن اصلا آسان نیست. ولی اگر تسلیم این زبان باشیم دیگر هیچیم. بنابراین به تو توصیه می‌کنم جغرافیایی را بخواه و آرزو کن که در آن، بی هیچ سعی و قصد قبلی، با کلمات شسته و تیز، بتوانی راضی بودن […]
۱۳۹۵-۰۸-۰۲

رابطه عاطفی من با یک کتاب

بیا گذشته ها را اگر دوست داریم در آینده تکرار کنیم. در آینده زنده کنیم. قراول آثار گذشته بودن دلخوشی بی ربطی ست. بگذار گذشته، به این وضع و صورت، اصلا وجود نداشته باشد. -بهمن فرسی. رمان شب یک شب دو ۱ انقلاب‌گردی خونم پایین آمده بود و با اینکه باید کلی کار داشتم توی دفتر، تاب نیاوردم و انقلاب پیاده شدم. اول مثل همیشه رفتم کتابفروشی جیحون، توی جیحون همیشه چند کتاب تازه پیدا می کنم. جیحون یکی از بهترین کتابفروشی‌های انقلاب است. کیفیت چیدمان، رفتار مناسب فروشندگان و کامل بودن کتاب‌های مدیریتی و روانشناسی آن، باعث شده جیحون […]
۱۳۹۵-۱۰-۰۱

پس از نوشتن نسوزان

فیروزه در کامنتی زیر پست «تنها حسرت من» نوشته است: منظورتون از نوشتن چه نوشته هایی هست؟ آیا قبول دارید گاهی باید فقط برای خالی شدن ذهن نوشت و بعد همه چی رو پاره کرد و دور ریخت؟ معمولا چه نوشته هایی رو نگه میدارید؟ از نظر شما چند دسته نوشته داریم و کدومشون ارزش ثبت شدن دارن؟   پروست می‌گوید: «هرگز نباید فرصت نقل قول از دیگران را از دست داد، زمانی که مطلب را بهتر از خودمان بیان کرده‌اند.» پس با نقل بخشی از رمان «شب یک شب دو» آغاز می‌کنم: «اصلا بگذار خیال‌ها را راحت کنم، ادبیات واقعی […]