همه چیز درباره توییتر
همه چیز درباره توییتر
۱۳۹۷-۰۱-۱۸
گری واینرچاک
جملۀ بی‌نظیری از گری وی
۱۳۹۷-۰۱-۲۰

گاهی اوقات بهترین راه برای ایده‌یابی استفاده از کلمه یا عبارتی خاص در ابتدای متن است؛ کلمه‌ای که شاید هیچ ذهنیت خاصی دربارۀ آن نداشته باشیم، اما محرک ما برای نوشتن از موضوعی بکر و تازه باشد.

زمانی که کاریکاتور می‌کشیدم گاهی خطی ساده و ناموزون را وسط صفحه ترسیم می‌کردم و بعد سعی می‌کردم با اضافه کردن خطوط دیگر، فرم خاص و با معنایی را از دل آن خط بیرون بکشم. اغلب هم با دستیابی به ایده‌ای تازه غافلگیر می‌شدم.

شروع کردن با عبارات و کلمات تازه و گاه عجیب‌وغریب باعث می‌شود موتور خلاقیت ذهن شما زودتر روشن شود و نگران پیدا کردن ایده نباشید.

پیشنهاد می‌کنم عبارت زیر را ادامه بدهید و حداقل ۳ جمله بنویسید. خوشحال می‌شوم نوشته‌های شما را توی کامنت‌ها بخوانم.

-من می‌نویسم تا…

 

بعد از خواندن این مطلب چه‌کار کنم؟

می‌توانید «تمرین‌های کوچکی برای نوشتن و فکرکردن» را بخوانید.

کلاس نویسندگی و تولید محتوا
عضویت در کانال مدرسه نویسندگی در تلگرام

31 دیدگاه ها

  1. NJ گفت:

    من می‌نویسم تا پرواز کنم به دنیای خیال، در آن زندگی کنم و شاید برای همیشه در آنجا ساکن شوم.

    من می‌نویسم تا زندگی را در آغوش کشم.

    من می‌نویسم تا دنیای موازی جدیدی بیافرینم سرشار از آشتی و مهر و راستی.

    من می‌نویسم تا راهی بسازم؛ راهی به درون، به ژرفای جان.

    من می‌نویسم تا لمس کنم همه قلب‌های تپنده را.

    با تشکر از شما استاد عزیز، لذت بردم از این تمرین. جمله‌های زیادی توی ذهنم اومد.

  2. امیررضا گفت:

    من مینویسم تا نوشته شوم!
    من مینویسم تا افکارم را به صورت عینی مشاهده کنم.

  3. مائده حوائی گفت:

    من می نویسم تا لذت ببرم از ردیف شدن کلمه ها کنار هم و ساختن مفهومی که از ذهنم بیرون می آید. می نویسم تا آن مفهوم را به یاری کلمه ها به وضوح ببینم. می نویسم تا از آنچه در ذهنم می گذرد با خبر شوم.

  4. من می نویسم چون همه چیز که دلیل خاصی نمی خواد
    من می نویسم چون دوست دارم بنویسم و دوست داشتن خودش دلیله
    من می نویسم چون تغیرات بزرگ از همین کلمه ها شروع میشن چون اگه من تغیر بخوام باید از خودم شروع کنم و اگه بخوام از خودم شروع کنم باید خودم رو بشناسم و اگر یخوام خودم رو بشناسم باید بنویسم تا افکارم برای خودم اشکار بشه
    من می نویسم چون خودمو دوست دارم
    من می نویسم تا رویاهای توی مغزم بریزه روی کاغذ و بعد سرازیر کنه به زندگیم

  5. نرگس پناهپور گفت:

    من می نویسم تا زنده بودن را احساس کنم ,زندگی را زنده گی بکنم و با خودم بیشتر آشناشوم.

  6. علیرضا گفت:

    من می‌نویسم تا بمانم، نه برای ماند که برای حک شدن، هرچقدر کوتاه هرچقدر کم عمق. من نیز جزیی از تاریخ خواهم شد، همانطور که اکنون‌هایم به گذشته‌هایم مبدل شدند. که می‌داند شاید رهگذری از زمان، کاغذ پاره‌ها یا ۰ و۱ های تایپ شده‌ام را با شوقی خواند، همان یک نفر کافیست تا بگویم من در تاریخ مانده‌ام، نه محو شده‌ام نه فراموش.
    من می‌نویسم تا خودم را بیابم، همان که ابتدا و انتهای زندگیم را با سرتاسر بودنش بهم متصل می‌کند، می‌نویسم تا آزادی را همراهی کنم…
    می‌نویسم تا به رهایی برسم …

  7. آرش گفت:

    من می‌نویسم تا چاقوی درد و رنج زندگی را کند کنم. نوشتن به من کمک می‌کند که این چاقو دیگر مثل قبل تیز و برنده نباشد و درد زخم‌های روزگار را کمتر احساس کنم.

  8. محمدرضا -نیک بخت6 گفت:

    درود براستاد کلانتری و تشکر از بابت نوشته و ایده ی زیبا و الهام بخش تان .
    با نوشتن آنچه از ذهن من تراوش می کند از انرژی و تلاطم درونی رها شده وسرور و شادی نصیب ام میگردد.
    نوشتن پلی است میان دو سوی وجود درون و بیرون من .
    کلمات و جملات روی کاغذ امتداد جاری شدن رودخانه  اندرون من به بیرون است زیرا خبر از دنیای درونی ام میدهد ،پس می نویسیم تا بر دنیای اطراف و دایره نفوذ خود تاثیر بگذارم.
    یکی از جنبه های وجودی انسان همین نوشتن است که حیوانات را از بهره ی آن نصیبی نیست و بسان کانت که می گفت :من فکر میکنم، پس هستم، من هم می گویم :من می نویسم ،پس هستم.

  9. محبوبه قربانی گفت:

    من می نویسم تا متوجه شوم در این زمینه چقدر استعداد دارم
    من می نویسم تا شاید روزی در این زمینه مهارت کسب کنم
    من می نویسم چون احساس می کنم اولین قدم برای کشف خودم و درونمه

  10. من می نویسم تا این تمرین را انجام داده باشم به خودم نشان دهم مرد عمل هستم نه حرف.
    من می نویسم تا به خودم آسانی نوشتن را نشان دهم و به خودم ثابت کنم که چه لذتی دارد این نوشتن، کاش به همه یاد می دادند که نوشتن خیلی ساده است. فقط بنویس!
    من می نویسم تا…. تا ندارد کسی که عاشق باشد دیگر دلیل ندارد. من می نویسم تو می گویی تا… ولی من می گویم می نویسم چون دوست دارم.
    من می نویسم تا بفهمم چرا خداوند به قلم و نوشتن قسم خورده است. مگر میشود رازی نباشد و قسم بخورد. می نویسم تا راز این قسم برایم روشن شود. فکر کنم تنها برای کسانی که می نویسند این راز فاش شود نه برای همه.

  11. باران بهار گفت:

    من می نویسم تا فراموش کنم آنچه را که در یاد دارم
    و در به حافظه بسپرم آنچه را فراموش می کنم
    می نویسم تا شعرهای در بند کشیده را پرواز دهم، تا واژه های سرکش و ناآرام را ، رام کنم.
    می نویسم تا روزی که زنده ام برای تمام کسانی که ، زندگی را نه یک بار ، بلکه به تعداد تمام نویسندگان محبوبشان زندگی می کنند.
    می نویسم تا در رگ ابدیت جاری شوم و از جسم و جانِ فانی و قطعیت گمنامی ، به فراسوی شهرت و خوشنامی گذر کنم.
    می نویسم تا شهرهای کوچک ذهن و زندگی ام ، دنیای دیگری را برای فرد دیگری بسازد.
    می نویسم تا بزرگ شوم
    می نویسم تا از کودک درونم مراقبت کنم
    می نویسم تا زنده بمانم
    می نویسم تا بجنگم ، می نویسم تا پیروز شوم
    می نویسم تا رؤیاهای سرگردانم را تسخیر کنم.
    می نویسم تا ناخدای سرنوشتم باشم
    و می نویسم تا ابد

  12. مینو گفت:

    من مینویسم تا درونم آرام شود،تا کلمه های زیادی که در ذهنم هست جایی قرار بدم،مینویسم تا شاید یادم نرود کودکی درونم

  13. می‌نویسم تا وحشت نکنم
    می‌نویسم تا روح عاصی‌ام را آرام کنم
    می‌نویسم تا زمزمه‌های ویران‌گر مغزم خاموش شوند.
    می‌نویسم تا پناه ببرم از رنج دوران به واژه‌ها
    می‌نویسم تا تاب بیاورم.
    می‌نویسم تا رد خیال و احساسم باقی بماند بر صفحه.

  14. طیبه مجتهدی گفت:

    می نویسم تا به سلولهای نیمه جان زندگی ام جانی تازه ببخشم.
    می نویسم تا نفس بکشم.
    کلمه به کلمه می نویسم تا جرعه جرعه لذت ببرم.

  15. سلام آقای کلانتری
    خیلی جالب بود. ممنون که تجربیاتتون را با ما به اشتراک می گذارید.
    – من می نویسم تا با ناشناخته های وجودم بهتر آشنا شوم.
    -من می نویسم تا به رویای کودکی ام رنگ واقعیت ببخشم.
    – من می نویسم تا جهانم وسیع شود، چراکه نوشتن بیش از هر چیز به من یادآوری می کند که بسیار نمی دانم.

  16. مهدی مزرعه گفت:

    من مینویسم تا خلق شود خلاقیت.
    من مینویسم تا نوشته شود کتاب زندگی.

  17. محمد گفت:

    من مي نويسم تا تصاوير دنياي درونم را از طريق آرايش کلمات،​ ثبت و به ظهور رسانم.
    من مي نويسم تا ذخاير انرژي درونم را به توان بيشتر رسانم.
    (در اينجا)من مي نويسم تا شاهين کلانتري از اينکه نوشته هايش را جدي مي گيرم به وجد آيد! و نيز خودم.

  18. تیرا گفت:

    مینویسم برای جاودانگی اندیشههایم.

  19. من می نویسم چون نوشتن را دوست دارم
    من می نویسم چون نوشتن بخشی از زندگی من می باشد
    من می نویسم تا جملات جدیدی به دایره لغاتم افزوده شود
    من می نویسم تو می نویسی ما می نویسیم

  20. تسنیم گفت:

    می نویسم تا شاکر خالق دستانی باشم که عاشقانه و بی منت من را همراهی می کنند.
    می نویسم تا لذت نوشتن را با تمام وجودم احساس کنم.
    می نویسم تا اراده را به صحنه آزمون عمل بیاورم.
    می نویسم تا آشفتگی اندیشه را به آرامش اندیشه مبدل کنم.
    می نویسم تا چاله چوله های ذهنم را پیدا می کنم.
    می نویسم تا آنچه را که باید نوشت بنویسم.
    می نویسم تا حوصله دلم هیچ وقت سر نرود.
    می نویسم تا فردا حواسم باشد که دیروز کجای زندگی بودم.
    می نویسم تا فاصله من و رویاهم کمتر و کمتر شود.
    می نویسم تا خود نوشتن به من بگوید که چه کار کنم.
    می نویسم تا خودم را بهتر بشناسم و عمیق تر بیندیشم.
    می نویسم تا نگاشته هایی اثربخش، ارزش آفرین و ماندگار بیافرینم.
    می نویسم تا ایده ها، کلمات و عبارات نو متولد شوند.
    می نویسم تا باور کنم که من برای نوشتن هم آفریده شده ام.

  21. روح الله گفت:

    من مینویسم تا آزادی خودم

  22. من می‌نویسم تا…
    اما نوشتن برای من تا ندارد.
    من نه آنگونه‌ام که بنویسم تا به چیزی برسم. نوشتن برای من مسیر نیست، خودِ هدف است.
    هدفی دور که با هر کلمه‌ای که روی کاغذ نقش می‌بندد آن را نزد خود می‌یابم و شیرینی همیشگی رسیدن به اهداف را با نوشتن برای خود به ارمغان می‌آورم.
    من نمی‌نویسم تا پولدار شوم، چرا که هر فعلی که برای رسیدن به پول به وقوع بپیوندد تهی از عشق خواهد بود.
    من نمی‌نویسم تا دیده شوم، چرا که برای دیده شدن گاه مجبور می‌شوی بنویسی آن‌چه را که بدان عشق نمی‌ورزی؛ و این نوشتن بودن عشق ورزیدن، خود آفتی‌ست برای نوشتن.
    من نمی‌نویسم تا در کالبد تنگ کلمات بیان کنم اندیشه‌هایم را، بلکه می‌نویسم تا رهایی بدهم آن‌ها را از حصار تاریک ذهنم.
    بله، من نمی‌‌نویسم تا چیزی را بدست آورم یا پیشرفت کنم، زیرا نوشتن برای من خود بدست آوردن و عین پیشرفت است

  23. من می نویسم تا اعتراف کنم کلمه تا را ندیدم (در این پست)
    من می نویسم تا دقتم زیاد شود

  24. آراس_ت گفت:

    من می نویسم تا…

    تجربه کنم

  25. زهرا م گفت:

    می نویسم
    چرا که تنها قلم با اندیشه ام ،راه می آید.

    می نویسم تا رویاهایم را دوباره باور کنم.

    می نویسم تا دریای طوفانی ذهنم را به ساحل آرامش برسانم .
    می نویسم تا بیاد بیاورم هنوز زنده ام .

  26. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: اگرکسی حتی یک برگه علمی از او در دنیا باقی بماند، در روز قیامت همان برگه حایل او در مقابل آتش جهنم خواهد بود.
    و چه دلیلی برای نوشتن بهتر از همین یک عبارت؟

  27. خانم سادات حسنی گفت:

    به نام خالق هنر

    من مینویسم …چون عاشق نوشتن؛ خلق کردن یک اثر هنری؛ خالق یک شخصیت بودن هستم.
    من مینویسم تا بدانید چه لذتبخش هست.
    وقتی یک قلم را در دستانم می چرخانم و درباره کسی مینویسم که هیچکس دربارهش نمیداند و بعد همه باورش دارند. کسی رو که من خالقش بودم.
    دوست دارم بسازم. بااو بازی کنن. و باورش کنن.
    تشکر آقای کلانتری

  28. توحید گفت:

    مینویسم تا بدوم.نوشتن برای من دویدن است و دویدن نوشتن.هم روی صفحه ی کاغذ یا روی مانیتور در میان کلمه ها میدوم و هم گاهی کفش ورزشی پایم میکنم و روی آسفالت خیابان یا سنگفرش پارک میدوم.هر دو مثل هم هستند و تداوم هم و من در يك ماراتن بي پایان در حال دویدنم، چه بنویسم و چه گاهی بدوم.
    مینویسم تا جایم را در سالن سینما پیدا کنم،وقتي كه بليط در دست در سالن تاريك سينما دنبال صندلي خودت ميگردی و صد بار هم اگر پایت به صندلی ها بخورد یا به پای بقیه تماشاچی ها و غر و لند بشنوی به اولین جای خالی راضی نمیشوی،میخواهی بهترین صندلی را پیدا کنی که بهترین دید به پرده و فیلم این زندگی را داشته باشی.من هم وقتی مینویسم هم پایم به صندلی ها میخورد هم بد و بیراه میشنوم و هم چشمم چیز درستی نمیبیند ولی دنبال صندلی خودم میگردم.
    مینویسم تا مدام یاد خودم بیاورم که تنها هستمّ و تنهایی اصلا چیز بدی نیست.تنهایی نه لزوما جنون آور است و نه حتما غمگین.دوست دارم بنویسم تا با تنهایی که حقیقت وجود آدم است چشم در چشم روبرو شوم.
    مینویسم تا سیگار بکشم.قبل نوشتن،بین نوشتن و بعد از نوشتن.با دویدن هم هیچ تضادی ندارد و اگر هم دارد نوشتن آنقدر قدرت دارد که این تضادها را کنار هم جمع کند با صلح و آشتی!
    مینویسم تا حرف بزنم.آدم دوست دارد حرف بزند،اگر کسی بود با او و اگر نبود با خودش در همان تنهایی خودش.در این تنهایی حرف زدن امیدی هست که آدم راست بگوید و صریح باشد،بی روتوش،بی سانسور و حتی بی ادبانه وقتی که ادب به غلط تزویر معنی بدهد.پس مینویسم تا راحت و صریح حرف بزنم.

  29. sadeq گفت:

    ای وای…قالب جدید مبارک باشه
    چقدم خوب شده.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *