بهترین روز زندگی من
بهترین روز زندگی من
۱۳۹۷-۰۱-۰۹
چگونه کتاب‌هایی که در خواب می‌بینیم را بخریم؟
چگونه کتاب‌هایی را که در خواب می‌بینیم بخریم؟
۱۳۹۷-۰۱-۱۲

هدیه‌ای برای بهره‌وری بیشتر

هدیه‌ای برای بهره‌وری بیشتر

اول با تعریف مختصر واژه بهره‌وری شروع کنیم:

بهره‌وری یعنی کارایی (کمیت) به‌اضافۀ اثربخشی (کیفیت).

تصور کن که می‌خواهی جستار تازه‌ای بنویسی. وقتی با سیستم متصل به اینترنت و موبایلِ روشن به چنین کاری مبادرت می‌کنی، تقریباً با نوشتن هر جمله برای جستجویی مرتبط یا غیرمرتبط در گوگل وسوسه می‌شوی؛ ناگهان می‌بینی چقدر کنجکاوتر شده‌ای و می‌خواهی لینک را از ماست بیرون بکشی. حتی وسوسه می‌شوی املا و فهرست تمام واژه‌های مترادف متنت را هم چک کنی.

آیا این خوب است؟ نه، تازه این بهترین حالت ماجراست، دراین‌بین چون موبایل را روشن گذاشته‌ای، بار زیادی را روی ذهنت آوارکرده‌ای و چندکارگی مغزت را به تخته‌گاز راندن انداخته. مغز و ماشین شباهت‌هایی هر چند اندک به هم دارند، زیاد که گاز بدهی، پرواز نمی‌کنی، نهایتاً یاتاقان می‌زنی و به روغن‌سوزی می‌افتی.

برای یک فرد خلاق، آنلاین بودن در حین کار خلاقانه، یعنی فشار ذهنی مضاعف.

این‌همه مضمون کوک کردم تا به اینجا برسم:

آنلاین بودن، چت کردن، چک کردن درودیوار بقیه، لذت‌بخش است و چنان آدرنالین‌افزاست که بر کف هرم مازلو چیره شده! اما باید رفتار دیگری را پیش بگیریم.

آیا می‌خواهم پیشنهاد کنم که گوشی و اینترنت را دور بیندازی. چنین توصیه‌ای شاید در نظر جالب باشد ولی در عمل جایی ندارد.

این را دریاب:

آنلاین شدن می‌تواند هدیه تو به خودت باشد. هدیه‌ای که همیشه در دسترس است و هرگز از چشم نمی‌افتد.

مدتی است اول صبح، نوشتن صفحات صبحگاهی را پیش‌شرط چک کردن تلگرام کرده‌ام. باید ببینید که با چه ولع و سرعتی صفحات صبحگاهی را می‌نویسم تا اجازۀ چکیدن ناتیفکیشن‌هایم را داشته باشم!

در ادامۀ روز هم ماجرا به همین روال است: اول کارت را آفلاین انجام بده، بعد آنلاین شو.

وقتی رفتن سراغ موبایل و آنلاین شدن را به‌عنوان جایزهٔ انجام کارها در نظر می‌گیری، هم از فضای آفلاین لذت بیشتری می‌بری، هم از فضای آنلاین؛ و عمیق‌تر شدن از همین‌جا آغاز می‌شود: موبایل خاموش و ذهن روشن، موبایل روشن و ذهن…

 

بعد از خواندن این مطلب چه‌کار کنم؟

می‌توانید «چرا ذهن ما زود خسته می‌شود؟» را بخوانید.

کلاس نویسندگی و تولید محتوا
عضویت در کانال مدرسه نویسندگی در تلگرام

5 دیدگاه ها

  1. سارا گفت:

    سلام شاهین عزیز
    دیروز این پست رو خوندم و چه طرح مسئله و راه حل خوبی!
    چون همیشه از بی برنامه بودن نوشته های صبحگاهی ام شاکیم، که ای فلانی خاک بر سرت این اسمش نوشته های صبحگاهی است و باید حداقل قبل از ساعت ۹ صبح نوشته شود تا از دهن نیافتد اما نمی شد که بشود، می نوشتم هر روز هم می نوشتم،اما هر وقت که دست و دلم به کار،قلم و کاغذ می رفت، دیروز که این پست را خواندم تصمیمی گرفتم.با خود گفتم؛سارا قسم به قلمت فردا صبح زود که از خواب بیدار شدی به سراغش نرو (گوشی و اینترنت)حتی نرم و آهسته!!! از شب قبل آن کاغذهای حفاظت شده را با یک قلم و کتاب ظلم و جهل و برزخیان زمین را کنار بالشم گذاشتم،تا یادم باشد اگر چه سالهاست ظلمی بر من از جهلم حاکم است و برزخی برای خود ساختم اما می شود با قلم و کاغذ راه خوارج را در پیش گرفت،پس باید سحر خیز بود تا با قلم و کاغذ و نوشته های صبحگاهی کامروا شد.
    امروز من نوشته های صبحگاهی ام را با راه حل شما قبل از ساعت هفت صبح نوشته ام،و سرخوش برایت کامنت می گذارم و سپاسگزارم از راه حلی که دادی.
    پ.ن: البته ما برزخیان عادتی داریم که چند روزی جو زده هستیم!!! بارخدایا همتم بدرقه راه کن که دراز است ره مقصد ومن تنبلم.

    • شاهین کلانتری گفت:

      خیلی خوب و شیرین مینویسی سارا.
      بیخود نیست که شیفتۀ جستارنویسی شدی.
      دوست دارم بیشتر و بیشتر بخونم. ازت.

  2. شاهین. این عادتی است که من از حدود دو هفته پیش از شروع سال جدید آغاز کرده ام و تا به امروز ادامه داشته است.
    من قبلا بلافاصله بعد از بیدار شدن از خواب گوشی موبایل ام رو چک می کردم و با روشن کردن لپ‌تاپم اولین کاری که می‌کردم چک کردن اتصال اون به وای‌فای بود. اما توی همین سه چهار هفته به خودم گفتم اول سه چهارتا کار روتین که هر روز صبح توی برنامه ام هست رو انجام بدم بعد وصل شم به این تارِ عنکبوت!
    هرچند تغییر چندان بزرگی به نظر نمی یاد ولی در عمل خیلی روی منظم شدن افکارم تاثیر گذاشته.
    ارادت

  3. ستاره اردانی زاده گفت:

    چند وقت پیش یک صندلی گذاشتم رو تختم خواهرم و صدا زدم گفتم بیا پایه صندلی رو بگیر چهار تا پونس به دندون گرفتم و یدونه برگه با هزار زخمت و به وسیله چونه زیر گردنم نگه داشتم رفتم بالا نزدیک سقف شدم
    و با هزار ترس و لرز بعد نیم ساعت کاغذ و زدم به سقف درست رو به روی جایی که متکام رو گذاشته بودم می دونید روی کاغذ با رنگ سیاه بزرگ و خوانا نوشته بودم این یک تهدید است بنویس …
    انگار عید امسال وقتی بود برای تصمیم هایی که باید می گرفته بودم که نگرفته بودم که اما بالاخره گرفتم
    ارزو کنید پاش بمونم
    می دونید ادم فضای مجازی رو باید به یک جایزه تبدیل کنه روزی خورده ای ساعت تو خورده ای اندازه گیگ جایزه میگیری باید بری نهایت استفاده مفید رو از اون ببرید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *